زوایای پنهان روزگار قریب را ببینیم‌

سریال روزگار قریب، ساخته کیانوش عیاری به عنوان سریالی موفق جای خود را میان مخاطبان تلویزیون باز کرده است‌. هر مخاطبی با دیدگاه خود به تماشای این سریال می‌نشیند و از تماشای آن لذت می‌برد‌. روزگار قریب در کنار روایت زندگی دکتر قریب، بخشی از تاریخ معاصر ایران را نیز به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد تا چند دهه پیش مردم برای برآورده کردن ساده‌ترین نیازهای خود با چه مشکلا‌تی روبه‌رو بودند‌. در سریال روزگار قریب می‌بینیم که بیشتر مردم ایران، چه آنان که در تهران ساکن بودند و چه آنان که در شهرستان‌های دور و نزدیک روزگار می‌گذراندند، چگونه از حقوق طبیعی و مسلم خود به دور بودند‌. آنان نه مدرسه‌ای برای سوادآموزی داشتند و نه دکتری که ساده‌ترین بیماری‌شان را درمان کند‌. در چنین جامعه‌ای که فقر مادی و فرهنگی خشونتی پنهان و گاه آشکار را در مردم به وجود‌ آورده بود و بیشتر پدر و مادرها فقط به فکر سیر کردن شکم بچه‌های خود بودند و کمتر به آموزش آنان و نشان دادن راه صحیح زندگی به فرزندان خود می‌اندیشیدند، خانواده دکتر قریب با دور اندیشی و تفکرسنجیده پدر خانواده راه درست زندگی را طی می‌کند‌.
کد خبر: ۱۷۹۴۴۳

کیانوش عیاری در ساخت سریال روزگار قریب و بازگو کردن زندگی پرفراز و نشیب دکتر محمد قریب، هوشمندانه رفتار کرده و تمام نکات ریز زندگی این دکتر فداکار را به تصویر کشیده است تا نشان دهد انسان حتی در زمانی که شرایط جامعه او بدوی است، چگونه می‌تواند موفق شود‌. یکی از نکاتی که عیاری خیلی خوب و سنجیده به آن پرداخته، شخصیت پدر دکتر قریب است‌. پدری که به فرزند خود راه ادراک جامعه و هستی را نشان داده و هیچ‌گاه مانعی سر راه او نگذاشته و راه‌های تجربه‌اندوزی را به روی او نبسته است‌.

از مشکلاتی که افراد جامعه ما و بویژه خانواده‌ها همیشه با آن دست به گریبان بوده‌اند، راه درست ارتباط پدر و مادرها با فرزندان است‌. جامعه‌شناسان معتقدند اگر این رابطه بدرستی شکل بگیرد و پیش رود، مشکلات جامعه بشدت کاهش می‌یابد‌. ارتباط پدر و مادر با فرزندان که آینده‌سازان جامعه هستند، راه درست زندگی کردن را می‌آموزد و اگر فردی یاد بگیرد در خانواده درست رفتار کند، مسلما در جامعه هم مشکلی نخواهد داشت‌. تلویزیون به عنوان یک رسانه آموزشی و فراگیر در آموزش خانواده‌ها نقش موثری دارد و در این راه سریال‌های نمایشی سهم‌شان از دیگر برنامه‌های تلویزیونی بیشتر است‌. اما واقعیت این است که درام‌پردازان و فیلمنامه‌نویسان تلویزیون برای تهیه فیلمنامه پرکشش با اوج و فرودهای بیشتر، ترجیح می‌دهند قهرمانان و ضدقهرمانان را مقابل یکدیگر قرار دهند و حتی ضدقهرمان و آدم منفی داستان را پررنگ‌تر نشان دهند تا به اصطلاح جذابیت قصه را بیشتر کنند. به همین دلیل است که در بیشتر سریال‌های خانوادگی تلویزیون، فرزندان مقابل پدر و مادرها قرار می‌گیرند و به شکل مستقیم درگیری‌های آنان به نمایش در می‌آید‌. این گروه از سریال‌سازان بر این باورند که با نمایش نقاط ضعف می‌توان جوانان را به کاستی‌های رفتاری آشنا کرد‌. این روش شاید به طور مقطعی جواب بدهد، اما در درازمدت می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و رفتارهای ناپسند را در جوانان و نوجوانان افزایش دهد‌.

در این شرایط، سریال روزگارقریب با نمایش نوع تعامل افراد خانواده دکتر قریب با یکدیگر و نوع تربیتی که پدر دکتر قریب برای فرزندان خود انتخاب می‌کند، می‌تواند برای مخاطبان تلویزیون کارساز باشد‌.

پدر دکتر قریب همیشه مراقب فرزندان خود است‌. او یا در کنار آنهاست یا دورادور از آنها مراقبت می‌کند‌. پدر از همان ابتدا متوجه می‌شود محمد با کودکان دیگر تفاوت‌هایی دارد‌. می‌فهمد پسرش کنجکاو است و می‌خواهد از همه چیز سردربیاورد. این توجه باعث می‌شود به محمد آزادی‌های بیشتری بدهد‌. پدر دکتر قریب در تربیت فرزندش روش منع را کنار می‌گذارد و این امکان را به محمد می‌دهد تا برود و از نزدیک ببیند و تجربه کند‌. این تجربه‌آموزی فرزند وقت زیادی از پدر می‌گیرد و گاهی او را دچار مشکلاتی می‌کند؛ اما چون پدر با وظایفش آشناست، با کودک خود قدم به قدم پیش می‌آید و چون خود آدمی دلسوز است و به همسایه‌ها و نزدیکان توجه دارد، به پسر خود هم می‌آموزد که دیگران را دوست بدارد‌. پدر دکتر قریب از همان ابتدا به فرزند خود اعتماد می‌کند و چنین می‌شود که پسر هم هیچ چیز را از خانواده خود مخفی نمی‌کند‌. در سریال روزگار قریب می‌بینیم پدر به عقاید و رفتارهای پسر خود احترام می‌گذارد‌. وقتی محمد از فرنگ برمی‌گردد، پدر برای استقبال از او به شمال کشور می‌رود و او را به تهران می‌آورد، خانواده محمد می‌خواهند جلوی او قربانی کند؛ اما محمد با این کار موافق نیست و پدرهم بی‌چون و چرا و دلیل آوردن‌های بی‌منطق جلوی قربانی کردن گوسفند را می‌گیرد‌. اگر مخاطب این سکانس را با دقت می‌دید، متوجه می‌شد به همین سادگی می‌توان به عقاید دیگران احترام گذاشت‌. پدر محمد در زمان ازدواج او هم با همین رفتار خود نشان می‌دهد فرزند آزاد است راه زندگی خود را انتخاب کند، چون او در طول سالیان زندگی با رفتار (نه با گفتار) به محمد راه درست را نشان داده است‌.

جامعه امروز ما بیش از هرچیز به ترویج مهربانی و اعتماد نیاز دارد و سریال‌هایی چون روزگار قریب با به نمایش گذاشتن زندگی موفقیت‌آمیز دکتری انسان دوست، راه درست تربیت کردن و چگونه عشق ورزیدن را به اعضای خانواده و اطرافیان نشان می‌دهد‌. باید این سریال را با تمرکز دنبال کرد تا متوجه شد چگونه یک پدر راه موفقیت پسر را هموار می‌کند و چگونه به او می‌آموزد که باید احترام گذاشت تا احترام دید‌. باید پدر به فرزند آزادی عمل بدهد تا فرزند وی روش‌های استبدادی را در پیش نگیرد‌. محمد آزاد و آگاه بزرگ می‌شود، درس پزشکی می‌خواند و چون یاد گرفته است که دیگران را دوست بدارد، تا پایان عمر به مردم خدمت می‌کند‌. محمد قریب انسان بزرگی در تاریخ معاصر ماست و در ماندگاری او نباید تربیت درست پدر او نادیده گرفته شود و این چیزی است که عیاری آن را دیده و در سریال خود مطرح کرده است تا راهی باشد برای خانواده‌هایی که از طریق تلویزیون راه‌های درست تربیتی را جستجو می‌کنند‌. 

طاهره آشیانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها