حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
گرچه خشکسالی و کم آبی بی سابقه طی چند دهه اخیردر کشورمان،کاهش تولید محصولاتی چون برنج را امری طبیعی جلوه میدهد ولیکن در عین حال نمیتوان دست روی دست گذاشت و از اتخاذ راهکارهایی برای کنترل وضعیت پیش آمده غافل شد.
ناگفته نماند که ظرف چند هفته گذشته به دلایلی همچون افزایش قیمت نفت و خشکسالیهای پیش آمده و همچنین حوادث و بلایای طبیعی که رخ داده، شاهد کاهش میزان برنج و ارزاق عمومی در جهان بودهایم به گونهای که بحران غذا گریبان بسیاری از کشورها را در سراسر دنیا گرفته است. مطمئنا کمبود محصولات غذایی استراتژیک در سراسر دنیا ریشه در عوامل متعددی دارد که گذری بر آنها میتواند فضای واقعیتری را از بحرانی ویرانگرتر از ظاهرش ، به تصویر بکشد.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید در دنیا سالانه در حدود 595 میلیون تا 600 میلیون تن تولیدات برنج وجود دارد در حالی که گندم در حدود 570 میلیون تن تولید میشود. در واقع برنج 30 میلیون تن بیشتر از گندم تولید میشود.
در عین حال صادرات گندم در دنیا 40 درصد ولی صادرات برنج در دنیا بسیار کمتر از این مقدار است.
از سوی دیگر ما در کشورمان حدود 3 میلیون تن مصرف برنج داریم که از این تعداد حدود 2 میلیون و 200 هزار تن آن در 18 استان کشور تولید میشود با توجه به اینکه 39 کیلو سرانه مصرف برنج در کشور است قاعدتا باید حدود 1 میلیون تن واردات برنج داشته باشیم.
سال 2004، سال جهانی برنج
سال 2004 میلادی یعنی چهار سال پیش به عنوان سال جهانی برنج از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام شد. میدانید چرا؟
در واقع این نامگذاری نشان دهنده جلب توجه سیاستگذاران و تصمیمسازان در عرصه جهانی به نقش حیاتی برنج در امنیت غذایی و توسعه پایدار کشاورزی است. برنج به عنوان مهمترین محصول استراتژیک کشورهای آسیایی است. از نظر اهمیت غذایی، غذای اصلی بیش از نیمی از مردم جهان و بخش بسیاری از کشورها مخصوصا کشورهای آسیایی است. بعلاوه اینکه برنج اشتغال صدها میلیون نفر را در سراسر دنیا و خصوصا کشورهای در حال توسعه فراهم میکند.
استراتژی سال بینالمللی برنج درواقع تأکید بر تولید پایدار برنج، سودآور کردن فعالیتهای مرتبط با برنج و سرعت بخشیدن انتقال فناوریهای نوین از طریق ارتقای فعالیتهای آموزشی و ترویجی داشت.
افزایش تولید سوختهای زیستی
افزایش بهای نفت خام را میتوان عامل دیگری دانست که هزینههای تولید را افزایش میدهد. علاوه بر آن، این افزایش قیمت، خودروداران و خودروسازان را به سمت استفاده از سوختهای غیرفسیلی هدایت میکند.
چندی پیش رئیس صندوق بینالمللی پول در گزارشی اعلام کرده بود که تبدیل زمینهای کشاورزی به محصولاتی که برای تولید سوخت بیو (سوخت زیستی) از آنها استفاده میشوند را <جنایت بر ضد بشریت> میداند. کما اینکه براساس محاسبه کارشناسان، غلهای که برای تولید یک باک سوخت اتانول مورد استفاده قرار میگیرد، میتواند نیاز غذایی یک سال یک انسان را تامین کند. حتی بنظر میرسد برنامه پیشنهادی نهادهای مدافع محیط زیست، مبنی بر دو برابر کردن استفاده از سوختهای زیستی تا سال 2025، خود به تنهایی قیمت مواد غذایی را 72 درصد افزایش خواهد داد.
چرا سوخت زیستی؟
قیمتهای تصاعدی انرژی و ترس فزاینده از تغییرات آب و هوایی باعث حرکتی بیپروا به سمت انرژیهای تجدیدپذیر شده است. توسعه تولید سوخت زیستی از زیست توده به عنوان منبع انرژی مایع برای حمل و نقل بر منابع دیگر ترجیح داده شده است. اما در این میان تغییر مصرف محصولات زمینهای کشاورزی از تولید مواد غذایی به تولید سوخت، مسائل اخلاقی زیادی را برای این صنعت بهوجود آورده است. چرا که تولید صنعتی سوخت زیستی، منابع غذایی برای انسان و حیوان را بشدت تهدید میکند.
طرحهای بلندپروازانه چین و هند، تولید داخلی سوختهای زیستی از محصولات کشاورزی را بسیار افزایش میدهد که این امر فشار بیشتری بر ذخایر آب این کشورها وارد میکند و بشدت توانایی آنها را در تامین نیازهای آب و غذا در آینده کاهش میدهد.
در این میان چین قصد دارد تولید سوخت زیستی را تا سال 2020 چهار برابر کند و هند نیز راهبرد مشابهی را دنبال میکند. حال آن که چین به ازای هر یک از افراد جمعیت خود به 75 لیتر آب آبیاری نیاز دارد و در مورد هند این رقم 70 لیتر است. رشد سریع تولید سوختزیستی بهای، ذرت، شکر، و گندم را تا سال 2020 نسبت به زمان حاضر، به ترتیب 7/1 برابر، 3/1 برابر و 2/1 برابر افزایش خواهد داد.
انقلاب سبز دوم یا کاربرد فناوری ژنتیک
مسلما در ابعاد کلان، یکی از راهحلهای اساسی برای حل بحران غذا در دنیا آن است که سهم بیشتری از کمکها به کشورهای در حال توسعه، در بخش کشاورزی سرمایهگذاری شود که این سیاست باید در سطح ملی نیز سرلوحه برنامههای دولت در کشورهای درگیر بحران قرار گیرد. بهعلاوه یک نسل پیشتر نیز دنیا با بحران مواد غذایی روبهرو شد که با بهکارگیری کودهای کشاورزی، آفتکشها و بذرهای اصلاحشده، تولید محصولات رشد چشمگیری پیدا کرد که حاصل آن اصطلاحا انقلاب سبز نامیده شد. حال برخی کارشناسان، انقلاب سبز دوم را پیشنهاد میکنند و آنهم استفاده از فناوری ژنتیک برای افزایش تولید محصولات کشاورزی است، هرچند که انقلاب سبز دوم هم از سوی گروهی دیگر مورد انتقاد قرار میگیرد.
بحران کشاورزی ابعاد جهانی یافته است
مسلما مجموعه عواملی چون افزایش بهای سوخت و کود، وقوع تغییرات اقلیمی و تاکید جدید برتبدیل محصولات کشاورزی به سوختهای زیستی از عوامل تکوین و البته شدت یافتن بحران غذا در دنیا محسوب میشوند.
گروهی از کارشناسان نیز معتقدند طی چند دهه اخیر آزادسازی کشاورزی، انحلال نهادهای دولتی مانند هیاتهای تنظیم بازار و تخصصی شدن صادرات برخی کشورهای در حال توسعه و تمرکز آنها بر فرآوردههایی همچون قهوه، کاکائو، پنبه و حتی گل که توسط نهادهای مالی بینالمللی تشویق میشود، در این میان بیتاثیر نیست.
بهعلاوه، رفع موانع تعرفهای به تعدادی از کشورهای ثروتمند این امکان را داده است که بازار کشورهای جهان سوم را با ریختن تولیدات یارانهای و در نتیجه از بین بردن تولید محلی خواربار به تصرف درآورند. در نتیجه کشورهای در حال توسعه از صادرکننده به واردکننده بزرگ خواربار تبدیل شدهاند.
در حال حاضر 21 کشور از 37 کشوری که به گزارش فائو در معرض بحران غذایی قرار دارند، دچار سیل، خشکسالی و سایر تغییرات اقلیمی بودهاند. با بالا رفتن درآمد، الگو تغذیه نیز تغییر میکند. مثلا دارندگان درآمد بالا معمولا گوشت بیشتری مصرف میکنند. در نتیجه بخش بیشتری از برخی محصولات کشاورزی صرف تغذیه دام میشود.
ضمن آنکه افزایش بهای نفت سبب شده است تا کشاورزان امریکایی به کاشت محصولاتی روی آورند که قابلیت تولید سوخت دارد. مثلا در سال 2008 یکسوم ذرت تولید امریکا برای تولید اتانول مصرف خواهد شد. بدیهی است با افزایش بهای نفت، بهای فرآوردههایی مانند کود نیز بالا رفته است.
تبعات کمبود برنج در دنیا
از آنجایی که مصرف سرانه برنج در کشور ما بیش از تولیدات داخلی هستند تا ما هر سال حجم قابل ملاحظهای از این محصول را وارد کنیم.
در حالی که اکنون در دنیا نیز ذخایر برنج کاهش یافته و حتی تولیدکنندگان بزرگ برنج تمایل چندانی به صادرات برنج ندارند.
پس کشاورزان با شنیدن این خبر تصمیم خود برای کشت ارقام محلی را جدیتر دنبال کردند، زیرا کشت ارقام پرمحصول نیاز به آب بیشتر و زمان زیاد دارد. متاسفانه بواسطه خشکسالی و کم آبی در کشور امسال سطح زیر کشت ارقام پرمحصول برنج کاهش پیدا کرده است. به علاوه با خشکسالی اراضی نوار ساحلی استان گیلان و مازندران که ارقام محلی کشت میکنند نیز کاهش خواهد یافت.
مردم چین، ژاپن، هند، پاکستان، ترکیه و ایران، از جمله ملتهایی هستند که دستکم در یک وعده غذایی از برنج استفاده میکنند. به این ترتیب کاهش و همچنین گرانی اخیر قیمت برنج، بر زندگی مردم این کشورها اثری تعیینکننده خواهد داشت. بر همین اساس صادرکنندگان برنج جهان برای تامین نیاز داخلی خود، محدودیتهایی
بر سر راه صادرات برنج ایجاد کردند. طبق آخرین گزارشهای موجود، ویتنام میزان صادرات را محدود کرد، کامبوج آن را به طور کامل ممنوع ساخت و اندونزی، برای وادار ساختن تولیدکنندگان به فروش برنج در داخل کشور، مالیات تازهای بر صادرات آن بست.
بررسیهای آماری نشان میدهد که موجودی برنج جهان، اکنون به پایینترین سطح ظرف 30 سال گذشته رسیده است. فیلیپین، با 58 میلیون جمعیت ناچار است سالانه بیش از 2 میلیون تن برنج وارد کند و بیش از سایر کشورهای جنوبشرقی آسیا از کمبود آسیب میبیند.
محصولات تراریخته، راه حلی برای بحران غذا
مسلما میدانید که محصولاتی را که از طریق مهندسی و اصلاح ژنهای یک ارگانیسم به دست میآیند، تراریخته میگویند این کلمه معادل Genetically Modified Organisms یا GM است.
در این اصلاح ژنتیکی، دی.ان.ای موجودات با استفاده از روشهای درون شیشهای تغییر مییابد، یعنی دی.ان.ای (اسید نوکلئیک) پس از ایجاد تغییر در خارج از بدن آن موجود یا گیاه، به درون سلولهای آن منتقل میشود به نحوی که بتواند به جزیی از دی.ان.ای آن موجود تبدیل شود. این تغییر میتواند موجب تولید فرآوردههایی شود که برای مثال در محصولات کشاورزی صفات مطلوبی مانند مقاومت به آفات و تحمل خشکی،ایجاد کنند و این ویژگی را به نسلهای بعدی محصول انتقال دهند.
امروزه گیاهان تراریخته در برابر آفات مقاوم هستند و برای صرفهجویی در مصرف سموم شیمیایی، گزینه مناسبی به شمار میروند. با کشت گیاهان تراریخته، علفهای هرز بهتر کنترل میشود و اثرات بد علف کشها کاهش مییابد. به گفته او میتوان با استفاده از این فناوری نوین، محصولات را نسبت به برخی ویروسها مقاوم کرد و یا ویتامینها و فلزات مثل آهن و روی موجود در آنها را افزایش داد.
برنج تراریخته، افزایش محصول و کاهش هزینه تولید
برنج تراریخته طارم مولایی اولین برنج تراریخته رهاسازی شده در جهان و اولین محصول تراریخته کشورهای مسلمان و منطقه خاورمیانه است که در ایران تولید شده و به سطح مزرعه راه یافته است و صدها کشاورز ایرانی آن را تولید کردهاند و در حال حاضر نیز به کشت آن مشغول هستند. برنج تراریخته با استفاده از روش مهندسی ژنتیک طوری تولید شده است که نوعی پروتئین در برگها و ساقههای آن تولید میشود که موجب مصونیت کامل این برنج در مقابل حمله آفات پروانهای و از جمله کرم ساقهخوار برنج میشود. در نتیجه برای تولید این محصول نیازی به کاربرد سموم شیمیایی دفع آفات نباتی نخواهد بود.
با توجه به اینکه بیشترین مصرف سموم شیمیایی حشرهکش در کشور ما مربوط به مبارزه با کرم ساقهخوار برنج است، کشت این محصول فواید اقتصادی، بهداشتی، اجتماعی و زیست محیطی فراوانی را به دنبال خواهد داشت که به ذکر برخی از آنها اکتفا میشود:
مصرف سموم شیمیایی حشرهکش در زراعت برنج کاهش یافته و به سمت صفر میل خواهد کرد. در نتیجه صدهاهزار دلار ارز برای خرید سم یا مواد اولیه آن، خرید سمپاش و هزینه سمپاشی صرفهجویی خواهد شد. بعلاوه هزینه تمام شده برنج به دلیل کاهش مصرف نهادهها (سم)، کاهش یافته و سود خالص کشاورزان بیشتر خواهد شد. محصول برنج تراریخته حدود 20 درصد بیشتر از برنج غیرتراریخته از همان گونه است. بنابراین ضمن افزایش تولید محصول در کلان کشور موجب افزایش برداشت محصول از واحد سطح و کاهش بیشتر هزینههای تولید و سود خالص بیشتر برای کشاورزان خواهد شد.
اما مخالفان محصولات تراریخته (GMO) میگویند پیامدهای استفاده از فناوری اصلاح ژنتیکی هنوز به اثبات نرسیده است و در نتیجه به طور بالقوه خطرناک است. انسان دانه برنج تراریخته را مصرف میکند، اما هنوز نمیدانیم بر سر ساقه این برنج که میتواند کرم ساقه خوار را از بین ببرد چه میآید و تاثیر آن بر میکروارگانیسمها و سایر موجودات چه خواهد بود.
چالشهای پیش روی
چالشهای اصلی که تولید برنج با آنها مواجه است شامل کمیابی روزافزون نیروی کار، کمبود آب، تغییر الگوی کار کشاورزی از حالت برآورده کردن نیازها به سمت تجاری کردن مزارع، مقابله با فرآیند آزادسازی تجارت جهانی، حفظ منابع طبیعی، تغییر الگوی مصرف غذایی، مالکیت اراضی و ساختار تولید است.
علیرغم وجود چالشهای فراوان در عرصه تولید برنج، تحقیقات قادر خواهد بود که راههای تولید بیشتر برای جمعیت در حال گسترش در دهه آینده همزمان با حفظ منابع طبیعی و حفاظت از محیطزیست را بیابد. همچنین، تحقیقات به توسعه فناوریهای مناسب تولید و بهرهبرداری از زمین که تولید برنج را قابل رقابت با فعالیتهای اقتصادی میکند کمک کرده و بنابراین احتمال بقای کشاورزان برنج کار، افزایش مییابد.
امروزه بسیاری از محققان معتقدند که با اصلاح ارقام از طریق استفاده از فناوری برنج هیبرید و بیوتکنولوژی قادر به افزایش عملکرد همراه با بهبود کیفیت خواهند بود.
بهرهگیری از کشاورزی دقیق (Precision Farming) و نیز استفاده از فناوری اطلاعات و ارتقای اطلاعرسانی میتواند ضمن بهینه سازی استفاده از نهادههای مختلف، موجب ارتقای دانش برنجکاران شود. به این ترتیب، ضمن افزایش دانش و آگاهی علمی کشاورزان، به آنها برای ارتقای مدیریت منابع خود کمک خواهد کرد. به علاوه سرمایهگذاری کافی، اساسی و دراز مدت موجب خواهد شد تا محققان بتوانند با تولید علوم جدید و ضروری، تولید را افزایش داده و نیازهای غذایی بشر را در آینده تامین کنند. بهرهگیری از کشاورزی دقیق در شرایط فعلی یعنی در حالی که میزان موجود برنج جهانی به پایینترین سطح خود ظرف 30 سال گذشته رسیده میتواند به عنوان راهکاری مناسب محسوب شود. بنابر این به نظر میرسد برای رهایی از بحران کمبود موادغذایی اساسی لازم است هر چه زودتر به فکر چاره باشیم.
کابوس گرسنگی در دنیا جان میگیرد
وقتی صحبت از کمبود مواد غذایی در ایران و حتی سایر کشورهای دنیا میشود، اصلیترین نگرانی که ذهن هر کسی را درگیر میکند، بحث گرانی این مواد است.
جالب است بدانید که گرانی کنونی مواد غذایی در واقع برآیند چند عامل است. نخستین و مهمترین دلیل آن را میتوان رشد 75 میلیونی جمعیت جهان دانست. تولید محصولات کشاورزی اما نه تنها متناسب با رشد جمعیت افزایش نمییابند، بلکه بخش قابل توجهی از آنها نیز در اثر بلایای طبیعی همچون طوفان و سیل از بین میروند.
از سوی دیگر بسیاری از تحلیل گران اقتصادی معتقدند که مهمترین عاملی که موجب کمبود مواد غذایی و افزایش قیمت آن در سراسر دنیا شده است، رشد اقتصادی بسیار سریع کشورهایی همچون هند و چین است. چرا که افزایش درآمد مردم در این کشورها یا کشورهایی مانند برزیل و اندونزی، به آنها اجازه میدهد که گوشت و شیر بیشتری مصرف کنند. برای تولید هر کیلو گوشت گوساله، 6 کیلو ذرت احتیاج است. برای اینکه گوشت مردم تأمین شود، هر روز از مساحت زمینهای کشاورزی کاسته و به مساحت چراگاهها افزوده میشود.
در این میان کشور چین باید حدود یکچهارم از مردم جهان را سیر کند و این در حالی است که این کشور تنها 7 درصد از سطح قابل کشت زمینهای جهان را در اختیار دارد. وضعیت هند هم به همین صورت است بنابر این هر دو کشور بخش اعظم مواد غذایی مورد نیاز خود را وارد میکنند.
بحران برنج در ایران
بحران 4 ماه اخیر برنج در دنیا گریبان ایران را هم گرفته و قیمت برنج در ایران همچون قیمت آن در دنیا رشد قابلتوجهی داشته است. اگرچه ایران در یکی دو سال اخیر با واردات بیرویه محصول برنج روبهرو بوده، پیشبینی میشد با واردات بیش از 2 میلیون تنی برنج در سالهای 85 و 86 قیمت برنج رشد نکند؛ اما متاسفانه در حال حاضر قیمت برنج گذشته از وضعیت نابسامان در داخل تحت تاثیر قیمت برنج در دنیا قرار گرفته است.
البته آنچه بنظر میرسد آن است که رشد قیمت در ایران ناشی از کاهش سطح زیر کشت برنج است چرا که در سال جاری سطح زیر کشت برنج کمتر از 540 هزار هکتار است. این سطح سال گذشته و
سال 85، 630 هزار هکتار بود و معادل 2 میلیون و 550 هزار تن محصول برنج از آن به دست آمده است. اما امسال طبق برآوردهای کارشناسی تولید برنج کمتر از 2 میلیون تن خواهد بود.
همچنین کاهش تولید برنج در سالجاری ناشی از خشکسالی و سیاست نادرست دولت در مورد قیمت تضمینی برنج است. البته کارشناسان پیشبینی میکنند اگر در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد که شالیزارها نیاز به آب دارند بارندگی خوبی داشته باشیم، میتوان امیدوار بود که محصول برنج آنچنان که پیشبینی میشود کاهش پیدا نکند.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید انواع و اقسام گونههای برنج در سرتاسر جهان کشت میشوند.
شکل مقابل نمونههایی از محصولات برنج را نشان میدهد.
پونه شیرازی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....