حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
من نیز از فرصت استفاده و ادعا کردم میتوانم او را وارد تیم فوتبال کنم. به بهانه تست ورزش و تمرین بدنسازی آن پسر را به حمام بردم و مورد آزار قرار دادم. پس از آن طعمهام را مجبور کردم دوستانش را برای انجام عمل مشابه نزد من بیاورد».
متهم با این شگرد 4 پسر دبیرستانی را فریب داده و به بهانه وارد کردن آنها به تیم فوتبال به آنان تعرض کرده است. اقدامات این مجرم میتواند زنگ خطری برای نوجوانان و خانوادههای آنان باشد و بار دیگر این موضوع را یادآور شود که مجرمان همواره در کمین نشستهاند و از کوچکترین غفلت ما سوءاستفاده میکنند.
محمد شهریاری بازپرس شعبه 7 دادسرای جنایی تهران در این خصوص میگوید: «آنچه در پرونده فوتبالیست قلابی مهم است اثرات سوء کنترل نکردن روابط فرزندان از سوی خانوادهها است. در این واقعه شاهد بودیم پدر و مادرها به دوستان و آشنایان پسران نوجوان و رفت و آمدهای آنان هیچ نظارتی نداشتند و همین امر سببساز این حادثه شد.»
وی میافزاید: «نکته دیگر این است که برخی نوجوانان برای رسیدن به رویاهای خود مانند فوتبالیست یا هنرپیشه شدن به هر شخصی اعتماد میکنند و با وی همراه میشوند که چنین کاری آنان را در معرض خطر قرار میدهد. بنابراین نوجوانان و هم خانوادههای آنان باید بسیار هوشیار باشند و در صورت مواجه شدن با هر مورد مشکوک، موضوع را به پلیس اطلاع دهند. از سویی والدین باید توجه داشته باشند هنگام ثبتنام فرزندانشان در باشگاهها و موسسات مختلف از مجاز بودن آن مرکز اطمینان حاصل کنند».
مشکلات روانی
مجرمان جنسی همچون این مربی قلابی فوتبال هر از گاهی در شهرها و مناطق مختلف ظهور میکنند و بسرعت به جنجالهای خبری تبدیل میشوند. جوان 21 سالهای به نام رضا که در اصفهان اعدام شد، شکارچی پسران دبیرستانی در تهران که تحت عنوان مامور پلیس طعمههایش را میربود و سال گذشته به دار آویخته شد و...
نمونههایی از این نوع مجرمان هستند، هرچند آمار این گونه جرایم در ایران چندان بالا و بحرانی نیست، اما از آنجا که هر یک از این تبهکاران با جنایتهای خود اثرات سوء گستردهای در سطح فردی، خانوادگی و اجتماع بر جای میگذارند، همواره مورد توجه است.
با مرور زندگی این افراد کاملا مشخص میشود که همگی گذشتهای تقریبا مشابه دارند و از اختلال در پروسه رشد شخصیتیشان رنج میبرند.
مریم رامشت روانشناس و مدرس دانشگاه در این رابطه میگوید: «مجرمان جنسی افرادی هستند که خود از اختلالات روحی و روانی رنج میبرند و این مشکلات از تجربه گذشته آنها ناشی میشود و چهبسا آنان نیز در کودکی قربانی جرمی مشابه شده باشند».
«آزاردیدگان امروز، آزارگران فردا هستند.» این جمله معروفی است که تاکنون بارها آن را شنیدهایم و به همین دلیل است که کارشناسان هرگاه پرونده مجرمی جنسی آشکار میشود به لزوم درمان قربانیان وی تاکید میکنند. رامشت خاطرنشان میکند: «متاسفانه جامعه ما هنوز فرد قربانی را به عنوان یک متهم نگاه میکند در حالی که اگر این افراد مورد درمان قرار نگیرند و صدمات روحی شان التیام نیابد آنان در آینده دچار پرخاشگری یا نوعی افسردگی میشوند و این بیماری روانی میتواند روزی هر یک از آنها را به یک بیجه یا خفاششب مبدل کند به همین سبب است که باید توجه ویژهای به قربانیان جرایم جنسی داشت و این افراد باید با شرکت در جلسات مشاوره به نوع خاصی از خود آگاهی سوق پیدا کنند تا فشار روانی ناشی از احساس تنهاییشان از بین برود.»
مرد میانسالی که برای شکایت علیه یک متجاوز به دادسرای امور جنایی تهران مراجعه کرده، درباره شرایط روحی فرزندش میگوید: «یک معلم قلابی به عنوان مدرس خصوصی به منزلمان راه یافت و زمانی که با پسرم تنها بود او را مورد آزار قرار داد. بعد از آن تا چند روز پسرم اصلا با کسی حرف نمیزد. افسرده شده بود. شبها نمیتوانست بخوابد، غذا نمیخورد و هر چه میپرسیدم چه اتفاقی برایش افتاده است سکوت میکرد تا این که بالاخره موضوع را به من گفت. او روحیه بسیار بدی دارد و از نظر روانی به هم ریخته است.»
انتخاب قربانی
علاوه بر گذشته تاریک، نکته مشترک دیگری که در اکثر مجرمان جنسی وجود دارد، طعمههای انتخابی آنان است. این دسته از تبهکاران معمولا کودکان و نوجوانان را به عنوان قربانی انتخاب میکنند و این نوع انتخاب موجب شده تا پلیس همواره بر لزوم آگاهی دادن نوجوانان از خطرات ناشی از برقراری رابطه با غریبهها تاکید کند و از پدر و مادرها بخواهند دوستان فرزندان خود را بیشتر و بهتر بشناسند، ساعات رفت و آمد آنها را زیرنظر داشته باشند و اجازه ندهند نوجوانان به منزل افراد ناشناس بروند یا آنان را به خانه دعوت کنند. این هشدارها هر ساله با گرم شدن هوا پررنگتر میشود چرا که معمولا نوجوانان در فصلهای بهار و تابستان اوقات فراغت بیشتری دارند و مساله بودن شرایط جوی این امکان را برایشان فراهم میکند که ساعات زیادی را در خارج از خانه به ورزش، تفریح و گردش بپردازند و طبیعتا هر چه میزان حضور نوجوانان در جامعه بیشتر باشد احتمال قربانی شدن آنها نیز افزایش مییابد.
مریم رامشت درخصوص این که چرا غالب مجرمان جنسی کودکان و نوجوانان را به عنوان طعمه انتخاب میکنند، توضیح میدهد: «کودکان و نوجوانان به لحاظ شرایط سنی آگاهی کمتر و قدرت بدنی ضعیفترند و در واقع بیدفاع محسوب میشوند. در این میان مجرمان جنسی پس از ربودن و تجاوز به قربانیان خود، آنان را تهدید میکنند که در برابر این حادثه سکوت کنند و حرفی به خانوادههایشان نزنند؛ همین مساله یعنی سکوت قربانیان، خود عواقب خطرناکی در پی دارد.»
تهدید و وادار کردن قربانیان به سکوت یکی از موانعی است که در راه کشف اینگونه جرایم وجود دارد به همین خاطر نیز شاهد هستیم پس از دستگیری این مجرمان مشخص میشود آنها تعداد زیادی کودک و نوجوان را مورد آزار قرار دادهاند و در واقع شناسایی متهمان با تعویق مواجه بوده است. از همین رو است که پلیس موکدا از قربانیان این جرایم میخواهد بدون توجه به تهدید مجرمان و ترس از به خطر افتادن آبرویشان موضوع را به نیروی انتظامی اطلاع دهند. همچنین پلیس آگاهی ناجا برای رفع این مشکل ترتیبی اتخاذ کرده که مشخصات شاکیان محفوظ و محرمانه باقی بماند.
سردار علیاصغر جعفری رئیس پلیس آگاهی ناجا در این باره خاطر نشان میکند: «آمار تشکیل پروندههای تجاوز به عنف افزایش یافته و این به معنای افزایش این جرم نیست بلکه بهنظر میرسد دستگیری 90 درصد مجرمان در جریان این شکایتها، کاهش اکراه بزهدیده در اعلام جرم نسبت به گذشته و واگذاری مسوولیت رسیدگی به این جرایم به پلیس آگاهی ناجا ازجمله دلایل افزایش تعداد شکایتها است».
علیرضا رحیمی نژاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....