شتر، گاو، پلنگ

هوای خودت رو داشته باش‌

سلام، سلام، سلام. منو ببخشید ولی این هفته تعداد نامه هام خیلی زیاده و باید به همه‌شون جواب بدم پس بی مقدمه برم سر اصل مطلب. مسافر خاک‌آلود نمی‌دونی از دیدن نامه‌ات چقدر خوشحال شدم. راستش دیگه داشتم ناامید می‌شدم و فکر می‌کردم دیگه نمی‌خوای برای صفحه دخترانه و پسرانه و ستون شترگاوپلنگ نامه بنویسی. ولی خب خدارو شکر که اشتباه می‌کردم. از این که دیدم از خوندن حرف‌های من ناراحت نشدی کلی خیالم راحت شد.
کد خبر: ۱۷۳۴۹۱
 چون همه‌اش فکر می‌کردم شاید از حرف‌هایم ناراحت شوی ولی حالا که اینقدر جنبه داری شاید بشه بیشتر سرت داد و هوار کرد؟ (شوخی کردم). نوشته بودی خدا رو داری و همین برات کافیه. امیدوارم به این حرف ایمان واقعی داشته باشی. می‌دونی خیلی از ما فکر می‌کنیم ایمان‌مون نسبت به خدا واقعی است ولی این چیزی است که فقط خود ما فکر می‌کنیم. البته من امیدوارم تو جزو این قاعده نباشی و حتما هم نیستی. بهت حق میدم که گاهی یاد اون آدم بیفتی. چرا فکر کردی دعوات می‌کنم؟ به هر حال اون آدم خوب یا بد بخش مهمی از زندگی تو بوده و نمی‌شه به همین راحتی فراموشش کرد. اتفاقا من می‌خوام بگم اصلا با یاد اون نجنگ چون همه‌چیز بدتر می‌شه. بگذار اون خودش رفته‌رفته در وجودت ته‌نشین بشه. اون وقت چیزی که ازش باقی می‌مونه یک تجربه خوب و یک درد شیرینه که هر بار به یادت می‌یاره قدر و ارزش خودت رو بیشتر بدونی. اینو هیچ وقت یادت نره تا زمانی که خودت، خودت رو دوست نداشته باشی کسی تورو واقعا دوست نخواهد داشت. سعی کن زودتر برام نامه بنویسی و مرا از حال و روز خودت بی‌خبر نگذاری. موفق باشی.

یک آقایی از خلخال برام نامه نوشته و از دختری حرف زده که حالا چند ماهی می‌شه عاشقش شده ولی جرات ابراز این عشق رو نداره. خب، راستش من نمی‌دونم که این دوست خوب ما بر چه اساسی چنین احساسی نسبت به اون دختر‌خانوم پیدا کرده (لابد الان توی دلت می‌گی عشق که «بر چه اساسی» نداره آرم حسابی!) شاید هم راست بگویی ولی به نظر من بهتره عجله نکنی. بهتره شناختت رو از اون آدم بیشتر کنی و وقتی بری سراغش که دیگه تا قدم نهایی که به گمانم برای تو ازدواج باشه فاصله چندانی نداشته باشی. اینجوری برای هر دوی شما راحت‌تره.

شمیم. ح نامه تو هم رسید. راست می‌گویی در وضعیت بدی قرار گرفته‌ای. من خیلی به سوال تو فکر کردم و دیدم اگر جای تو بودم موضوع را با پسر دایی‌ام حتما در میان می‌گذاشتم. به نظرم الان شنیدن جواب نه از او خیلی بهتر از این است که به قول خودت چندین سال بگذرد و تو خبر عروسی‌اش را بشنوی. این طوری تکلیفت هرچه زودتر روشن می‌شود. ضمن این که دوست خوبم تو تازه اول زندگی هستی و گزینه‌های بسیاری برای انتخاب کردن داری پس اگر جواب منفی بود خدای نکرده، امیدوارم این مساله را آخر راه فرض نکنی. به هر حال همانطور که گفتم بهتر است مساله را با او در میان بگذاری. مطمئنم او اینقدر راز دار هست که این مساله را بین خودتان باقی نگه دارد. در ضمن من هم فکر می‌کنم که او احساس مشابهی نسبت به تو داشته باشد. چون با چیزهایی که تو تعریف کردی احتمالا تو هم نقش مهمی در زندگی او ایفا می‌کنی. به هر حال هر تصمیمی گرفتی مرا بی‌خبر نگذار. امیدوارم در نامه بعدی خبرهای خوبی از جانب تو بشنوم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها