سریالهای 24 یا 56 قسمتی که هر قسمت 6 دقیقه زمان داشت بخوبی حضور فصلی و حتی سالانه قهرمانهای کارتونی را تضمین میکرد و بیننده و سازنده از این روند اظهار رضایت داشتند. اما کمکم دهه 70 میلادی از راه رسید و باز تعدادی از این ستارههای کارتونی هوس بازگشت به سینما را داشتند. تعدادی برگشتند و تعدادی در همان جعبه جادو ماندند، اما نتیجه تغییر منزل برای همه خوب نبود. اشتیاق و ذائقه تماشاگران عوض شده بود. آنها که ستارههای دنیای انیمیشن را وقت و بیوقت (پخشهای صبحگاهی و شامگاهی) میدیدند؛ دیگر لزومی برای طنازی آنها روی پرده نقرهای نمیدیدند.
اینگونه بود که کمکم خیل پرشماری از این قهرمانان برای همیشه از سینما دل کندند و به تلویزیون برگشتند و آنهایی هم که ماندند تا یکی یا 2 سال دیگر مجبور به بازنشستگی شدند؛ دهه 70 میلادی از نیمه گذشته و کمکم سر و کله ابزار آلات جدید کامپیوتری پیدا شده بود. در سال 1974 دارکوب جیغ جیغو و البته خندهروی سینما و تلویزیون یعنی وودی وودیپکر بازنشسته شد.
«تام و جری» نیز هر چند دل میلیونها هوادار خود را شکستند، اما برایشان چارهای جز بازنشستگی متصور نبود و این روند برای بقیه نیز اجتنابناپذیر بود.
با این همه سالها بعد؛ هنگامی که همگی دلشان برای قدیمیها تنگ شده بود؛ خبرهایی به گوش میرسید که ممکن است کاراکترهای افسانهای چون: میکی ماوس، دانلد داک، پلنگ صورتی، گوفی، باگز بانی و ... دوباره توسط تکنولوژی جدید بازسازی شوند. در اوایل دهه 90؛ اگرچه این پیشنهاد و یا شایعات طرفداران و مخالفان خاص خود را داشتند، اما در کل همگی اعتقاد داشتند این «دعوت صمیمی از قدیمیها» یک ریسک بسیار خطرناک است. ریسکی که ممکن است آن احترام و اعتبار گذشته را یا صدچندان کند و یا اینکه تمام گذشته را با سیلابی وهمانگیز از بین ببرد.
اما واقعبینانه میشد به قضایا نگاه کرد. اوضاع در اوایل دهه 90 (که هنوز شبکههای ماهوارهای اینچنین شاخ و برگ نداشتند و تکرار و تکرار و تکرار این چنین مد روز پخشهای جهانی نشده بود) شرایط را بهگونهای پیش برد که همگی «دعوت صمیمی از قدیمیها» را به فال نیک گرفتند.
و البته این دعوت به هوشمندی گزینش شده بود. پلنگ صورتی با اقتدار بازگشت.
کارتونی که با آهنگ و نقاشی طلقی و جذاب خود برای سالها عشاق فراوانی داشت؛ در ظهور تازه با تکنولوژی انیمیشنسازی جدید باز هم گل کرد و جا را برای قدیمیها برای بله گفتن به این دعوت صمیمی باز کرد. تام و جری و سیلوستر و توئیتی هم آمدند و اگر چه کمتر اما بههرحال درخشیدند.
نکته مهم اینجا بود که کودکان 2 دهه پیش که اکنون صاحب فرزندانی زیر 5 سال بودند نیز از بازگشت قهرمانان قدیمی که البته با مدد کامپیوتر جان گرفته بودند نه با «مداد و طلق»؛ استقبال کردند و تعصب ابتدایی را کنار گذاشتند. اینگونه بود که تکنولوژی جدید باز هم به موقعیت بیشتر امیداوار شد و بهگونهای حتی وامدار ستارههای قدیمی. و باز هم ثابت گردید ستارههای دهههای گذشته؛ در قلب آدمها جا و مکان غیر قابل انکاری را داشتهاند و گذشت روزها و سالها نمیتواند از محبوبیت آنها کم کند.
مهدی تهرانی