قاب خوانندگان

از جنوب تا شمال‌

«مجنون لیلی» عنوان فیلمی، ساخته قاسم جعفری است که این روزها بر پرده سینماها در حال اکران است. اکثر آثار سینمایی و تلویزیونی که جعفری آنها را کارگردانی کرده، آثاری هستند با ضرباهنگ‌هایی که یک موضوع کوچک سبب‌ساز موضوعات متعدد دیگر می‌‌شود، اما آنچه در بین همه آثار جعفری، وجه اشتراک‌ خاص است، رنجی است که اثر از عدم انتظام موضوعی، می‌برد و این نکته به نوعی در سینمای جعفری به عنوان یک شاخص گشته که البته این نقیصه در لیلی مجنون کمتر است.
کد خبر: ۱۶۹۷۷۳

 داستان مجنون لیلی نیز باز در حوزه‌های اجتماعی بود و چند پازل اجتماعی در کنار هم قرار گرفته و جعبه‌ای محور می‌شود و از شمال شهر تا جنوب شهر حرکت می‌کند. این جعبه خود دارای حرف‌های متعددی است که جعفری توانسته با آموزه‌هایی که از ساخته‌های تلویزیونی خود گرفته، از آن بهره جوید. این جعبه خود روایتی خاص دارد و در هر مقطعی دارای فرودها و اوج‌های ویژه و مختصری است و شاید به همین دلیل است که «مجنون لیلی» خیلی  مانند سایر آثار جعفری نشد. خاستگاه و مایه وجودی این جعبه نیز، آنچنان شاید به نظر عادی نرسد. چراکه فلسفه وجودی آن خود به نوعی وابسته در رگه‌ها و المان‌های دیگری است. عشقی پاک که ابتدا در بین دو شخصیت نمودار می‌شود هم مفاهیم اصلی را در بر می‌گیرد و این عشق یا بهتر بگوییم روند آن به جعبه‌ای مبدل می‌شود.

این جعبه در اثر جعفری در حکم یک نماد خاص است. حال باید دید منظر دراماتیک به کدام سوی، سوق داده می‌شود، به نظر می‌رسد،‌ جعفری ابتدا، جاده‌ای را هموار می‌کند و عشقی پاک را مطرح می‌کند تا استقرار شروط ثانوی داستان را بر پایه آن چیدمان کند و سپس با طرح نشان روی جعبه هدفی عمیق‌‌تر را دنبال می‌نماید. این نشان شاید در نگاه ابتدایی یک سمبل یا یک لوگو و آرم ساده باشد اما در لایه‌های بعدی، کلام از عشق پاک و ریشه در نگاه‌های صادقانه دارد و انصافا جعفری در این مورد دقیق و رسا عمل کرده است. روایتی که مجنون لیلی داشت،‌ رصد کردن یک زندگی کوچک و جمع‌وجور در تهران است، اما مسیر را باید شفاف کرد، این مسیر در اثر «مجنون لیلی» با فراز و فرودهای خاص خود همراه بود و جعفری این زندگی بسته و کوچک را از جنوبی‌ترین نقطه شهر تا شمالی‌ترین و مدرن‌ترین بخش‌های شهر به نمایش می‌گذارد، اما طول مسیر و حرکت در این روند به نظر می‌رسد آنچنان پایدار و ثابت نبود و متاسفانه فیلم به همراه این نوسانات خود نیز دچار نوسان و به نوعی تنگی و کوتاهی موضوع می‌شد.

شاید یکی از دلایل خاص آن نیز محور قرار دادن بیش از حد عشق در اثر بود که به‌نوعی خسته کننده و دلزدگی در مخاطب ایجاد می‌کرد. البته ناگفته نماند معمولا آثار قاسم جعفری، آثاری است که عشق در آن بسیار پررنگ و برجسته مطرح می‌شود. شخصیت‌ها در «مجنون لیلی» به‌نظر می‌رسد قبل از طرح کاملا وابسته به بازیگران بوده‌‌اند. شخصیت‌های خاص کوتاه در این اثر به‌نظر می‌رسد اگر با حضور بازیگران مطرح، نقش‌آفرینی نمی‌شد، مشکلات گوناگون و متعددی را برای القاء مفاهیم اصلی ایجاد می‌نمود. حضور محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست که معمولا بازی آنها درسینمای ایران مشخص است کمک زیادی را هم به توضیح کلی اثر و هم به نگاه کارگردان نمود حتی سکانس مربوط به صحنه شرط‌بندی قطار که با بازی درخشان، حامد بهداد همراه بود این امر را ثابت می‌کند، قطعا این سکانس و مفاهیم داستانی آن بخش، مرهون بازیگر بوده است. به‌هرحال «مجنون لیلی» با موضوع و بستری متفاوت در حال اکران است و دیدن آن قطعا از منظر و نگاه‌های گوناگون و نوع تماشاچی دارای نقاط قوت و ضعف‌های متعددی است.

ترمه ارمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها