درباره دل‌ خوش سیری چند؟

طنز تلخ شیرین می‌شود

«دل‌خوش سیری چند؟» در گونه طنزهایی قرار دارد که در طول سال‌ها، در شبکه اصفهان تهیه شده از کانال‌های مختلف تلویزیونی، پخش می‌گردند، درونمایه این داستان نیز، همچون تولیدات پیشین همین شبکه استانی، بیشتر ازدواج و مسائل مربوط به آن است. و در این روایت نیز، با درشکه‌چی‌ای با نام مطیع همراهیم که سن زیادی از او گذشته، خانواده‌اش اصرار به ازدواج‌اش تا قبل از شروع سال نو دارند.
کد خبر: ۱۶۹۷۵۵

این مجموعه را از منظرهای گوناگونی می‌توان نگریست، لیکن یکی از نکاتی که در همان صحنه و سکانس‌های آغازین به چشم می‌آید و می‌‌تواند به عنوان عاملی مهم در عدم ایجاد ارتباطی مانا و موثر، بین اثر با مخاطب تلقی شود، زمان پخش آن است.

وقایع در حال و هوای نوروزی به وقوع می‌پیوندند، تاکید خانواده برای ازدواج شخصیت اصلی، تا پیش از نوروز و یا رفت و آمد مسافران نوروزی و مواردی دیگر از این قبیل، در جای جای‌نما و صحنه‌ها، به چشم می‌خورند. در این میان می‌توان بر این تصور بود که، پخش مجموعه، پس از تعطیلات سال جدید، مخاطب را برای ارتباط با آن با لایه‌هایی از گسست، شکنندگی و ابهام، مواجه خواهد کرد.

کاستی مجموعه فقط به این حیطه برنمی‌گردد.  هنگام تماشای داستان، با تکرارهایی مواجه می‌گردیم که به اشکال گوناگون از غنا و جذابیت آن می‌کاهد. موضوع، مضمون، پیام، بازیگر نقش اول، همچنین فضایی که وقایع غالبا در آنها اتفاق می‌افتند، به همین علت است که زیبایی و عمق چندانی برای تماشاگر ندارند.

از یک نگاه، این دیدگاه را می‌توان پذیرفت که  آنچه می‌بینیم یا در قالب هنر و از جمله به صورت نمایش و داستان منعکس می‌شوند، حتی قوی و غنی‌‌‌ترین آنها از جهت محتوایی و بصری، تکراری است.

با وجود این، باید در این واقعیت هم تامل کرد که چگونه می‌شود، برخی از همین تکرارها، در هیبت اثری هنری برای مخاطب، جذابیت دیگری می‌یابند. به نظر می‌آید آنچه بعضی از تکرارها را در چنین موقعیتی قرار می‌دهد، تاکید بیشتر این آثار روی یک موضوع و واقعه و تغییر و تحول در برخی از بخش‌ها یا قسمت‌های آن است. به بیان دیگر یک سوژه یا واقعه تکراری، با حذف و اضافه یا تغییرات جزیی، در نحوه تقدم و تاخر اجزایش، می‌تواند دیگران را به خود جلب کند. استوارت ‌هال، که از صاحب‌نظران شهیر در عرصه ارتباطات به‌شمار می‌آید، براین پندار است که رسانه‌های گروهی، می‌توانند دنیا را به شیوه‌ای خاص به نمایش بگذارند و چون راه‌های متفاوت و متضادی برای شناساندن جهان وجود دارد، این‌که چه چیزی یا چه کسی حذف می‌شود و مسائل، مردم، حوادث و روابط چگونه به نمایش در می‌آیند، مبهم است.

با این نگرش توان براین باور بود که آنچه درباره پدیده‌ای تکراری اهمیت دارد، شیوه نمایش آن است، شیوه‌ای که چگونگی آن بیش از هر عاملی، به‌ نوع نگاه و زاویه دیدمان به طبیعت، تاریخ، جامعه و انسان بستگی دارد.

وقایع «دل خوش سیری چند؟» با وجود آن‌که در فضای نوروزی اتفاق می‌افتد یا اشاراتی به برخی رفتارهای اجتماعی و اخلاقی دارد، نظیر هدایت برخی از مسافران به منزل یکی از بستگان، از سوی مطیع و برخورد محبت‌آمیز همسایگان هنگام آوردن غذا برای مسافران و مانند آنها لیکن با این وجود می‌توان گمان برد که خط و موضوع اصلی، ازدواج بوده، حوادث دیگر، به شکلی سامان می‌یابند که حاصلش ازدواج مطیع خواهد بود. در صورت پذیرش چنین دیدگاهی با تامل در مضامین «دل خوش سیری چند؟» در می‌یابیم داستان تلاشی را برای طرح خلاقانه، به روز و جذاب‌تر موضوع و مضمونی تکراری، از خود نشان نمی‌دهد.

ساخت و تولید برنامه‌های گوناگون در اشکال مختلف ترکیبی، مستند یا داستانی در شبکه‌‌های استانی افزودن بر آن‌که تعریف خاص خود را دارد، به‌طور طبیعی این انتظار را در مخاطب بوجود می‌آورد که موضوع محتوا و پیام آن به‌گونه‌ای با فرهنگ  آن خطه عجین شده باشد. مجموعه داستانی «دل خوش سیری چند؟» به جز گویش یا نشان دادن مداوم برخی از مکان‌های محدود، مانند نقش جهان، تلاشی برای نمایاندن فرهنگ بومی نمی‌کند.

این اثر، افزون بر موضوع و مضمون، از جنبه‌های دراماتیکی با ابهام و سوالاتی روبه‌رو است. در این مجموعه، به خانواد‌ه‌ها یا افرادی برمی‌خوریم که با وجود پخش چند قسمت از آن، کاربرد دراماتیکی‌شان برای مخاطب روشن و اثرگذار نیست. هر یک از خانواده‌های آذری، آبادانی یا دکتر، همچنین فردی که از نظر ذهنی و روانی مشکل دارد یا نشان دادن نقاش و در نهایت جمع شدن خانواده‌های گوناگون مسافر در یک مکان، تاکنون کمکی به پیشبرد جذاب‌تر روایت، نکرده است.

طنز، در این مجموعه جلوه پرفروغی ‌دارد، چنین فضایی را در برخورد با تیپ‌های مختلف مانند مطیع، مادر و خواهرزاده‌اش یا مردی که مشکل ذهنی دارد، می‌توان دید.

طنز این اثر، گاه دلنشین و موثر می‌نمایاند، مانند جدل مطیع و مادرش درباره ازدواج کردن او یا رفتار پرخاشگرانه دختر همسایه با مطیع (هنگام خواستگاری مادر)‌ و سپس پشیمانی او  در مواقعی کم‌مایه است؛ همچون چسبانیدن برگ جریمه پلیس به اسب یا اعمال فردی که مشکل ذهنی و روانی دارد. چنین وضعیتی، طنز مجموعه را با ابهام و آشفتگی همراه می‌کند و آن را تا حدودی از استحکام و یکدستی، دور کرده است.

پیام‌گیران امروز، به همان میزان که از تکنولوژی‌های پیشرفته و حیاتی مرفه‌تر برخوردارند، رنج و غم‌های پیچیده و سنگینی هم دارند. آنان همچنین به مدد همان تکنولوژی و بالا رفتن سطح سواد بصری و نمایشی، این امکان را یافته‌اند تا به تماشا و خواندن بسیاری از نمایش و داستان‌ها، در تمامی قالب‌ها و اشکال گوناگون بپردازند. در چنین شرایطی، پرواضح است که بهره‌گیری از طنز و خنداندن مخاطب در اثری نمایشی، محتاج خلاقیت و تلاش بیشتری است. به سخن دیگر، برای مخاطبانی که یک قرن پیش کمدین‌هایی مانند چاپلین یا لورل و هاردی را تجربه کرد‌ه‌اند یا طنزهای تولید داخلی نظیر آرایشگاه زیبا، همسران و از این قبیل را دیده‌اند، تولید مجموعه طنزی مانند «دل خوش سیری چند؟» هنگامی با جذابیت و اثرگذاری همراه خواهد بود که با باریک‌بینی، خلاقیت و تلاش بیشتری انجام گیرد.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها