بختآور در درجه اول توانسته فیلمی سرگرمکننده برای مخاطب عام بسازد که تماشاگر وقتی از سالنهای نمایش این فیلم بیرون میآید بیتوجه به جنبههای حاشیهای فیلم، از آن خوشش بیاید.
دایرهزنگی از آن دسته فیلمهایی نیست که با بهکارگیری چند بازیگر معروف، بخواهد تماشاگر را به سینما بکشاند و وقتی تماشاگر به این فکر میکند که حضور این همه بازیگر چه سودی برای فیلم داشته، به جواب درستی نرسد؛ مثلا استفاده از مهران مدیری در این فیلم خیلی فرق دارد با منطق استفاده سازندگان «کلاغپر» از اکبر عبدی.
گاهی بعضی سازندگان فیلمهای تجاری برای جور کردن جنس، از بازیگران دعوت به همکاری میکنند، در حالی که در فیلمی مثل دایرهزنگی این انتخابها درست و اصولی بوده و نشان میدهد کارگردان با شناختی که از تواناییهای بازیگران داشته، آنان را در نقشهای گوناگون مورد استفاده قرار داده است.
با این حساب دایرهزنگی را میتوان یکی از بهترین فیلمهایی دانست که یک کارگردان تازهکار در نخستین تجربه حرفهای خود میسازد.
نقش مهم فیلمنامه: خیلی از عوامل سینما معتقدند اگر اساس فیلم که همان فیلمنامه است، درست و دقیق باشد، عوامل دیگر از بازیگر و کارگردان و فیلمبردار گرفته تا طراح صحنه و چهرهپرداز، مشکلی برای کار خود ندارند.
شاید به همین دلیل است که در بسیاری از فیلمهای مطرح سینمای جهان، جلوی نام فیلمنامهنویسان، نام چند نفر را میبینیم که در شکلگیری و تکمیل متن نقش داشتهاند. در ایران فیلمنامه را زیاد جدی نمیگیرند و مشکل اصلی بسیاری از آثار تولیدی ما عدم انسجام فیلمنامه است.
اصغر فرهادی از همان زمان که در تلویزیون سریال میساخت، نشان داد که اهل کار کردن روی فیلمنامههای خاص است و بهعنوان نویسنده نیز در کارهایش حرفهای تازهای برای گفتن دارد. کار خوب او در فیلمهای اولیهاش بود که ابراهیم حاتمیکیا را بر آن داشت تا به او سفارش نوشتن فیلمنامه «ارتفاع پست» را بدهد. فرهادی در نگارش دایرهزنگی نگاه پخته و دقیقی به شرایط جامعه و سینمای کنونی ایران دارد.
فیلمنامه او، هم برای مخاطب انبوه سینماست و هم تماشاگران جدی سینما؛ یعنی در عین داشتن مایههای سرگرمکننده و مفرح، دارای مفاهیم عمیق و پیچیدهای هم است. به همین دلیل است که میگوییم او شناخت دقیقی از مناسبات سینما و جامعه` کنونی ایران دارد. یکی از خصوصیات مهم فیلمنامه دایرهزنگی، تعلیق آن است. در کنار این تعلیق که ذهنیت تماشاگر را در پایان فیلم به هم میریزد، شیوه بسیار خوب شخصیتپردازی شخصیتهای متعدد فیلم جلب توجه میکند و نشان میدهد اگر روی نقشهای کوتاه نیز کمی کار شود، آن وقت ممکن است همان نقش کوتاه در خاطرهها بماند.
نقشآفرینی متفاوت بازیگران: قبول کنیم که بختآور در هدایت این همه بازیگر، مسوولیت سنگینی داشته و استقبال تماشاگران از فیلم نشان میدهد که در کل کار بازیگران موفقیتآمیز بوده است. در این میان باید به 2 بازیگر جوان فیلم یعنی باران کوثری و صابر ابر تبریک گفت که خیلی خوب توانستهاند در میان تعدادی از تجربههای این سینما گلیم خود را از آب بکشند.
کوثری که پیش از این نقشهای سنگینی در خونبازی و روز سوم داشت و با این دو فیلم جایزه گرفت، حالا در دایرهزنگی نقش یک دختر به ظاهر عادی با گریم و لباسی ساده را بخوبی ایفا کرده و باید گفت که ایفای این جور نقشها گاهی به مراتب دشوارتر از نقشهای سنگین است. صابر ابر هم که بهخاطر «مینای شهر خاموش» در جشن خانهسینما جایزه گرفته بود، اینجا خیلی خوب ظاهر شده است.
در کنار اینها باید از مهران مدیری یاد کرد که با رعایت فاصلهای دقیق میان لحن کمدی و جدی بازیش، یکی از بهترین نقشآفرینیها را ارائه میکند. شاید اگر مدیری مثل «همیشه پای یک زن در میان است»، کمی خودش را در ایفای نقشی مثلا بامزه رها میکرد، آن وقت نمیشد هیچ تفاوتی میان نقشهای سینمایی و تلویزیونیاش متصور شد. امین حیایی را هم پس از مدتها در قالبی دیگر دیدیم.
بازیگری که با فیلمهایی مثل «مهمان مامان» نشان داد که تواناییاش بسیار بیشتر از نقشهای سادهای است که در فیلمهای تجاری بازی میکند. در کنار اینها البته بازیگرانی هم هستند که همان تیپهای معروف سابقشان را تکرار کردهاند. مثلا نقش محمدرضا شریفینیا کاملا یادآور نقشهایی است که قبلا بازی کرده بود و گوهر خیراندیش و بهاره رهنما هم بازی عادیای دارند.
فرق کمدی با کمدی: به بهانه دایرهزنگی میتوان به این بحث پرداخت فیلمهایی که به اسم کمدی در سینمای تجاری ایران ساخته میشوند، چقدر منطبقاند با تعریف سینمای کمدی. دایرهزنگی حداقل این حسن را دارد که نوع تازهای از سینمای کمدی را ارائه میکند. این نوع کمدی اجتماعی کاملا متاثر از سینمای ایتالیای دهه 60 و 70 است و ادامهای بر سینمای نئورئالیستی این کشور.
مثلا فیلمهای اتوره اسکولا و پیترو جرمی الگوهای اصلی این سینما هستند. در دایرهزنگی که فیلمنامه، کارگردانی و بازیگران طبق روش سینمای اجتماعی کار کردهاند، درام بر اساس وقایع اجتماعی کنونی ایران شکل گرفته است، یعنی تکتک شخصیتها نمایندگانی از تیپها و قشرهایی هستند که در جامعه بهوفور دیده میشوند. رعایت جزییات رفتاری این شخصیتها در شوخیها و... نشانگر گرایش اصغر فرهادی به سینمای اجتماعی است. در این سینما فقط خنداندن تماشاگر به هر شکل ممکن هدف نیست، بلکه هدف فیلم در همراه کردن تماشاگر با مضمون کلیای است که از مجموعه جنبههای فیلم به دست میآید.
امان جلیلیان