یاد روزی افتادم که برای اولین بار سبد کتاب شهر را در اتوبوس دیدم. خندیدم و گفتم «باز لابد مسوول جدید و طرح تازه». مسافر کنار دستیام خندید و گفت «این جماعت مگه میذارن کتاب بمونه توی اتوبوس؟»
روزهای اول کتابهای تولیدی انتشارات مدرسه و کتابهای پالتویی زندگینامه مفاخر بین سبدها و دستها به جنبش درآمد. بعد اندکی که گذشت، همزمان با ناپدید شدن این کتابها، کتابهای دیگر هم نیامدند.
و حالا که من یک شهروند عادی هستم به طور اتفاقی میبینم از آن همه اتوبوس که سبد کتاب داشتند، یکی سبد کتاب دارد و آن هم خالی. از خودم میپرسم:
- یعنی همه کتابها به وسیله مسافران محترم و شهروندان گرامی از اتوبوس خارج شدند؟
- یعنی خوانده و تمام شدند؟
- یعنی به وسیله سارقان فرهنگی که تا پیش از این ضبط صوت میبردند، برده شدند؟
- یعنی این همه خواهان داشتند؟
بعد یاد زمانی افتادم که محصل عادی بودم و آن وقتها شروع کرده بودند در پارکها، گل میکاشتند و گلها را دوست داشتیم. با محصلان دیگر، گلها را میبردیم تا هر روز گل داشته باشیم؛ مدرسه و داخل اتاق و حیاط و کوچه و حتی پارک نادیده گرفته شده سر محلهمان.
اما آقایان مسوول که نامشان آن وقتها برایمان مهم نبود، دستور دادند گل بکارند و گل بکارند و گل بکارند تا همه مدارس و خانهها و کوچهها و خیابانها پر از گل شود و دیگر کسی رغبت نکند گلها را از پارکها و معابر ببرند و حالا همه جای تهران و ایران پر از گل است و گل، چیزی است مثل نیمکت و درخت اقاقیا و سطل زباله و ... که کسی توان بردن نیمکت ندارد برای بعدازظهرهای خلوت پارک حیاط خانگیاش.
آن وقت یاد آقا یا آقایان مسوولی افتادم که مبتکر طرح «سبد کتاب شهر» بودند. به خودم گفتم:
- یعنی آن وقتها که گل میکاشتند و ما میبردیم به همراه خود، گل نچیده و نچیدند اینها؟
- آیا پر گلی ِ حیاط خانهشان را ندیدند؟
- گل را ندیدند، ایران را دیدند که گلستان شد؟
- آیا کتاب در اندازه گل نیست؟
بعد سیاستمدار شدم: «نکند آقای مسوول هم با تغییرات اصولی در تغییرات ادارات مختلف، تغییر کرده و آقایی که جایش نشسته، از کسانی بوده که از آغاز مخالف کاشتن گلها بودند؟»
و بعد نتیجه گرفتم: «شاید هم تغییراتی صورت نگرفته و آقای مسوول هنوز پابرجاست» ولی به دلایل زیر، کتاب از سبد افتاد و در شهر گم شد:
- شاید شهرداری مدت زمانی اندک، کتابهایی مانده در انبار را به این وسیله خرج کرد؟
- شاید شهرداری در عوض قراردادی بیپاسخ، از ناشرانی دولتی، کتاب گرفت و کتابها تمام شد؟
- شاید با گسترش طرح «سبد کتاب شهر»، فرهنگ کتابخوانی گسترش یافت و این موضوع خطرناک است؟
و شاید باز این ما بودیم که مسوولان را از ادامه این کار خوب بازداشتیم.
در هر حال مسوولان گرامی! لطفا کتابها را به اتوبوسها بازگردانید.