نگاهی به پدیده فرزندخواندگی ومشکلات زوجهای نابارور

سکوت خانه را،بانشاط بچه هابشکنید
کد خبر: ۱۶۸۶
یکی از مسائل بسیار پراهمیت در بقا و دوام یک زندگی شیرین و موفق ، ورود کودکی سالم به خانواده است . با قدم گذاشتن یک کودک به محیط خانواده ، ارتباط بین زن و شوهر مستحکم تر می شود و مهر و محبت و عشق در میان اعضای خانواده افزایش می یابد و این امر نیز باعث محکمتر شدن پایه و بنیان زندگی زناشویی میشود.بسیاری از زوجهای جوان پس از گذراندن چند سال متوالی از آغاز زندگی مشترک ، صاحب کودکی نمی شوند؛ اما به دلیل عشقی که به یکدیگر دارند، حاضرند تا پایان عمر در کنار هم بمانند و گاه دیده شده است که آنان پس از ناامید شدن از درمانهای طولانی پزشکی ، به سراغ قبول فرزند خوانده می روند تا شاید با ورود کودکی به محیط خانه ، به زندگی دلگرم تر شوند و محیط خانه پرشورتر شود.پذیرش فرزندخوانده یکی از بهترین و پسندیده ترین رفتارهای انسانی است که در همه جوامع مورد قبول است . این امر نه تنها موجب دوام خانواده ؛ بلکه یک عمل خداپسندانه و نیک است.شرط اصلی این کار داشتن یک موقعیت مالی مناسب است ، تا حق و حقوقی از کودکان بی گناه تضییع نشود.بسیاری از خانواده ها نیز دیدگاه خوبی نسبت به این قضیه ندارند و مایلند کودک از خون و گوشت خودشان باشد و به این ترتیب سالهای زندگی شان را بدون داشتن کودکی سپری می کنند. این افراد غافلند که اگر سکوت و خلوت زندگی شان با خنده های کودک معصومی شکسته شود، چقدر در روحیه خود آنان تاثیر خواهد داشت و ارتباط آنها را با یکدیگر نزدیک تر و صمیمانه تر خواهد کرد.زوجهایی که تصمیم می گیرند کودکی را به فرزند خواندگی بپذیرند، باید اصولی را در نظر بگیرند و سوالاتی را از خود بپرسند و امکانات خود را به دقت بررسی کنند.چرا می خواهیم کودکی را به فرزندخواندگی بپذیریم؛آیا موقعیت مالی خانواده این اجازه را به ما می دهد تا بتوانیم کودکی را به فرزند خواندگی بپذیریم و خواسته های او را برآورده کنیم؛برای این میهمان تازه وارد چه والدینی باید باشیم؛اگر به طور تصادفی صاحب کودک دیگری شدیم ، آیا بر رابطه ما با این کودک تاثیر خواهد گذاشت؛زندگی بدون ورود این کودک چگونه خواهد بود؛واکنش کودک در آینده پس از دانستن این که ما والدین واقعی او نیستیم ، چه خواهد بود و چگونه باید این مساله را با او در میان بگذاریم؛پذیرفتن یک کودک به عنوان فرزندخوانده ، یکی از مهمترین تصمیماتی است که یک زوج نازا می گیرند. آنها باید با در نظر گرفتن همه امکانات خود اعم از مالی ، تحصیلی ، شغلی و روحی و نیز با مشاوره با متخصصان امر به این مهم اقدام کنند.شیرخوارگاه ها و سازمان های مختلفی در سراسر دنیا وجود دارد که براساس رسوم و مذهب هر کشور، موظف به واگذاری نوزادان و کودکان بی سرپرست به والدین شایسته و صالح هستند. هر سازمان و کشوری ، قوانین حقوقی خاص خود را دارد وبا ضوابط و قوانین ویژه ای کودکان را به خانواده ها تحویل میدهد.امروزه پذیرش فرزندخوانده با گذشته تفاوت های بسیاری دارد. در قدیم کودکان یا نوزادان از طریق خانواده یا دوستان و آشنایان به زوجها معرفی یا پیشنهاد می شدند، ولی امروزه به دلیل افزایش میزان نازایی یا سقط جنین در میان همسران جوان ، بیشتر زوجهای جوان امریکایی در انتظار گرفتن یک نوزاد سالم ، باید از2 تا5 سال صبر کنند. گاه نیز افزایش تقاضا و پرونده ها موجب افزایش این زمان می شود؛ البته مدت زمان تحویل کودکان سایر سنین بین5 تا6 ماه است.کارشناسان تربیتی معتقدند زن و شوهرهای باتجربه و مسن تر شانس بیشتری در به دست آوردن نوزادان دارند؛ زیرا آنان سالهای زیادی را پشت سر گذاشته اند و بهتر می توانند کودک را تربیت کنند.آنان اعتقاد دارند تربیت و شکل دادن یک بچه 9 ساله بسیار دشوارتر از تربیت یک نوزاد است ؛ زیرا بسیاری از رفتارها در یک کودک 9 ساله شکل گرفته و تغییر آن و وفق دادن او با محیط جدید، مستلزم صبر و حوصله فراوان است . به همین دلیل بیشترین تقاضا برای گرفتن یک نوزاد است تا کودکی در سنین بالاتر.بسیاری از خانواده های امریکایی کودکانی از کشورها و ملیتهای دیگر را به فرزندخواندگی می پذیرند و بیشتر این انتخاب ها از طریق اینترنت صورت میگیرد.پس از واگذاری کودک یا نوزاد به خانواده برگزیده ، سازمان ها و مراکز ذیربط موظفند تا چند ماه به طور مکرر به کودکان سر بزنند و از وضعیت جسمی و روحی آنان آگاه شوند؛ زیرا گاهی اوقات کودکان مورد بدرفتاری والدین قرار می گیرند که باید بلافاصله از والدین سلب مسوولیت شود. طبق قوانین این سازمان ها نباید هیچ تمایزی میان تعهدات کتبی والدین و رفتارهایشان در محیط خانه دیده شود؛ زیرا کودک بی گناه برای داشتن محلی امن به منظور آرامش و پرورش ، گام به میان خانواده می گذارد و نباید دنیای معصومانه او را با خشونت و بدرفتاری در آمیخت و آرامش و امنیت را از او سلب کرد.کودکان تا چند ماه پس از تحویل باید مرتبا تحت مراقبت و کنترل پزشک باشند و نتایج به سازمان های مربوط گزارش شود.در نوع اول فرزندخواندگی ، مادر یا پدر واقعی کودک مختارند خانواده ای را که قرار است از کودکشان مراقبت کند، برگزینند. پدر یا مادر واقعی این حق را دارند که در مورد سابقه کاری ، شخصیتی و خانواده جدید اطلاعاتی داشته باشند.در طول مدت فرزندخواندگی ، والدین واقعی می توانند از وضعیت کودک خود مطلع شوند.هیچ پدر و مادری مایل نیست که جگرگوشه خود را به کسی بسپارد؛ ولی گاهی اوقات وضعیت نابسامان مالی یا شرایط دیگر ،والدین را وادار می کند که خانواده ای مناسب را برای پرورش و تربیت کودک خود انتخاب کنند.در نوع دوم فرزندخواندگی ، پدر و مادر واقعی هیچ گاه پدر و مادر جدید را ملاقات نمی کنند و واگذاری کودک به صورت غیرمستقیم از طریق سازمان ها و مراکز مختلف صورت می گیرد و پدر و مادر جدید هیچ اطلاعی در مورد والدین کودک ندارد. بیشتر این کودکان ، سرراهی یا بیسرپرست هستند.گاهی اوقات پدران و مادران واقعی ، کودکان خود را پس از سالها در خانواده ای پیدا می کنند و درخواست بازگرداندن فرزند خود را دارند که این مرحله غم انگیزترین بخش ماجراست . بسیاری از والدین جدید همیشه این دلهره و اضطراب را دارند که کودکی را که سالها با شور و عشق پرورده اند، ناگهان و با پیداشدن والدین واقعی اش ، از دست بدهند و همه چیز به هم بریزد.به اعتقاد روانشناسان ، والدین باید در مرحله خاص سنی که تشخیص می دهند کودک شان مسائل را بخوبی درک می کند، واقعیت را به او بگویند؛ زیرا خواه ناخواه کودک آن را از دهان بقیه خواهد شنید.پس بهتر است والدین آگاه و مسوول ، این واقعیت را با زبانی ملایم و شیرین برای او بازگو کنند که بعدها جای هیچ کدورت و گله ای نباشد و کودک واقع بینانه با مسائل برخورد کند.این کارشناسان بر این باورند یک پدر و مادر مسوول از لحظه ای که کودکی را به فرزندخواندگی قبول می کنند، باید با یک مشاور خانواده ارتباط داشته باشند، تا مسائل تربیتی پیش آمده را در مواقع ضروری با او در میان بگذارند و راههای تربیتی صحیح را انتخاب کنند.مترجم : لیلا طالقانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها