«جام‌جم» دلایل حملات لفظی اخیر مقامات آمریکایی علیه ایران را بررسی می‌کند

استراتژی تهدید و مخالفت به همراه مذاکره و گفتگو

گروه سیاسی دکتر سیدجلال ساداتیان: در آستانه ورود به سال ششم از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام و اشغال این کشور از سوی نیروهای آمریکایی و متحدان کم‌تعداد غربی او، آقای پترائوس، فرماندار نظامی آمریکایی‌ها در عراق به اتفاق کراکر، سفیر آمریکا در عراق به واشنگتن احضار شدند تا گزارشی از آخرین تحولات را ارائه کنند. این دو در جهت تایید سیاست‌های کاخ سفید، افزایش 30 هزار نفری نیروهای آمریکایی در عراق را مثبت ارزیابی کردند و در پاسخ به انتقادهای بسیار گسترده نیروهای مخالف حضور نظامی آمریکا در عراق اعم از نیروهای داخلی آمریکا، قدرت‌های منطقه‌ای و افکار عمومی برخی کشورهای همپیمان آمریکا و همچنین سران حزب رقیب آقای بوش یعنی دموکرات‌ها اعلام داشتند که نیروهای آمریکایی باید تا نتیجه‌گیری قطعی در عراق بمانند، زیرا مشکلات به وجود آمده را مربوط به دخالت برخی نیروهای منطقه می‌دانند و از جمله بصراحت از ایران نام بردند و در آخرین مورد، بوش رئیس‌جمهور آمریکا، ایران و القاعده را بزرگ‌ترین دشمن آمریکا در عراق نامید، هر چند گفت آمریکا طرحی برای حمله به ایران ندارد.
کد خبر: ۱۶۸۳۷۸

مرور عملکرد آمریکا در عراق نشان می‌دهد که در ادامه هژمونی ایالات متحده آمریکا در سطح جهانی و بخصوص پس از پیروزی نسبتا آسان آمریکا در افغانستان، آمریکا بی‌توجه به همپیمانان غربی و نظرات سازمان ملل و بی‌اعتنا به افکار عمومی جهانی با تصور یک پیروزی سریع دیگر به عراق حمله‌ور شد تا موقعیت خود را به عنوان قدرت برتر جهانی از راه تسلط بر خاورمیانه بزرگ که به‌زعم آمریکایی‌های مسلط بر کاخ سفید، فلسفه وجودی‌اش را انرژی تشکیل می‌دهد، بتوانند گلوی اقتصاد جهانی را در دست خود بگیرند و براحتی جهان را اداره کنند، اما این تصور و این ارزیابی به دلیل مقاومت‌های گوناگون و چالش‌های فراوان شکل گرفته محقق نشد و حداقل تا این لحظه، یکی از جنگ‌های طولانی و پرهزینه و پرتلفات را برای آمریکا رقم زده و هیمنه آمریکا در دنیا لطمه جدی خورده است و بیش از 4 هزار کشته محبوبیت دولت جمهوریخواه را نزد افکار عمومی داخلی و جهانی کاهش داده است، همچنین بیش از 600 میلیارد دلار هزینه جنگ، مردم آمریکا را به این سوال رهنمون شده است که فایده این جنگ برای کشورشان چیست؟

در مقابل همه سوالات و ابهامات و مقاومت‌های شکل گرفته در برابر ایالات متحده آمریکا در عراق، این تصور برای مقامات کاخ‌سفید تقویت شده است که اولا دخالت قدرت‌های رقیب از جمله همپیمانان اروپایی آنان که رفیق دزد و شریک قافله‌اند و حتی در عراق دارای نیروی نظامی‌اند، عامل به وجود آوردن چنین بحرانی شده است و ثانیا برخی قدرت‌های منطقه‌ای که فشارهای آمریکا برای انجام اصلاحات در کشورشان، آنها را نسبت به آینده حکومت‌هایشان نگران ساخته، فرصت را غنیمت شمرده‌اند تا با ایجاد گرفتاری برای آمریکا مجالی برای خود ایجاد کنند یا حداقل اهرمی برای معامله با آن کشور بیابند و ثالثا برخی دولت‌های منطقه‌ای از جمله جمهوری اسلامی ایران به لحاظ نفوذ و دامنه بسیار گسترده منافع استراتژیکش در عراق و همچنین مواضع اصولی منطبق بر‌ایدئولوژی حکومتی، مخالفت‌های جدی خود را با حضور و ادامه حضور ایالات متحده در عراق اعلام کرده و از همه نفوذ گسترده خود بین طیف‌های مختلف فکری و حتی حسن روابط با برخی گروه‌های اهل تسنن، بهره گرفته، در جهت عدم تثبیت موقعیت آمریکا در منطقه تلاش کرده است، زیرا موفقیت آمریکا در منطقه، می‌توانست مشکلات ایران را با آمریکا در آینده نزدیک بیشتر کند.

اما این تضاد منافع و چالش‌های موجود، مانع آن نبود که جمهوری اسلامی ایران در جهت موفقیت دولت شیعی حاکم بر عراق که از 2 گروه «حزب الدعوه» و «مجلس اعلای انقلاب اسلامی» تشکیل می‌شد، دست بردارد و آنها را حمایت نکند و همین مساله همسویی منافع آمریکا و جمهوری اسلامی ایران را درعراق شکل می‌داد که منجر به 3 دور مذاکره طرفین براساس درخواست دولت عراق شد.

همسویی منافع از سویی و تضاد منافع ایران و آمریکا در موضوع عراق امری بوده است که در کنار اثرگذاری ده‌ها عامل داخلی و خارجی موثر دیگر، سیاست‌ها و استراتژی آمریکا در عراق در یک فرآیند رقابتی بسیار نزدیک، عملکرد توام با اصرار و پافشاری آقای بوش و همکاران او را شکل دهد و بر همین اساس به نظر می‌رسد که دلایل آقای بوش از این همه اصرار برای ماندن در عراق عبارت است از:

1 - تثبیت موقعیت آمریکا در جهان از راه کنترل مراکز انرژی جهانی: عراق کشوری دارای ذخایر بسیار زیاد تشخیص داده شده است، به گونه‌ای که پس از عربستان سعودی، دومین ذخایر شناخته شده نفت جهان را دارد.

2 - عدم اعطای فرصت توسعه نفوذ به هیچ قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در مسیر هژمونی ایالات متحده‌

3 - تقویت موقعیت حزبی جمهوریخواهان از راه کسب پیروزی‌های جهانی و تضعیف رقبای داخلی (هرچند استراتژی هژمونی آمریکا بین احزاب آمریکا مشترک است)‌

4 - تقویت پایگاه منطقه‌ای خویش به منظور برقراری تعادل در منطقه از راه تضعیف یک دولت چالشگر (صدام)‌ و جایگزینی دولت‌های متعادل‌

اما در این مسیر انفجارات انجام شده توسط نیروهای باقیمانده حزب بعث و حمایت‌های دریافتی از سوی برخی دولت‌های سنی مذهب همسایه و همچنین حرکات مشابه توسط گروه‌های تکفیری و دریافت حمایت‌های مادی و معنوی گروه‌ها و سران فکری تفکرهای افراطی بظاهر دینی، موانعی ایجاد کرد که توسعه نفوذ دولت‌های فرامنطقه‌ای و ایجاد چالش‌های فراوان بین‌المللی را برای آمریکا رقم زد؛ اما در میان همه‌ چالش‌های به وجود آمده، بیشترین نگرانی از ایران بوده است، زیرا

1 - دولت عراق در دست اکثریت شیعه آن کشور است.

2 - ایران بیشترین نفوذ را در بین طیف‌های مختلف فکری آن کشور از جمله مقتدی صدر داشته و دارد.

3 - بیشتر چالش را با حضور آمریکا در عراق ایران داشته است.

لذا همزمان که استراتژی تهدید و مخالفت همراه مذاکره و گفتگو در دستور کار آمریکایی‌ها بوده است تا ایران را در حداقل تاثیرگذاری بر موضوع عراق نگه دارند.

آمریکا همچنین در آستانه بیشترین درگیری ایجاد شده از سوی مقتدی صدر  که نفوذ سیاسی او را در امور عراق افزایش داده و دولت نوری المالکی را علی‌رغم حمایت‌های وسیع آمریکایی‌ها تضعیف کرده است  انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه رفته است تا مجددا با همان استراتژی تهدید از سویی و باز نگهداشتن دریچه تمایل به مذاکره از سوی دیگر، ابتکار عمل و قدرت مانور خود را در امور عراق حفظ کند.

آیا این مانور خواهد توانست انعکاس واقعی از موفقیت آمریکا در عراق را به جهانیان نشان دهد و یا آن که اصرار آقای بوش تا به آخر ادامه می‌یابد و در صورت واگذاری قدرت به حزب رقیب، آنان را نیز در مشکلات عراق سهیم خواهد کرد؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها