حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در ادامه کار با ساخت فیلمهای نیمهبلند و بلند کارتونی این قهرمانان دوبلورهایشان را از دست نمیدادند و تا وقتی قهرمانی وجود داشت؛ صدایش نیز همواره ماندگار بود از اینروست که هنوز صدای قهقهههای معروف «وودی وودپکر» در گوشهای مردم از هر سنی ماندگار شده است. همینطور صدای دیگر کاراکترهای مطرحی مانند «داک»، سیلوستر و چندین قهرمان دیگر حفظ شده است.
در حدود دهه 70 با ارائه فیلمهای بلندی مانند آناستازیا، رابینهود، علاءالدین و یک دوجین فیلم کارتونی دیگر که در آنها شخصیتهای انسانی حضور داشتند، باز هم این دوبلورهای حرفهای بودند که به دلیل آشنایی با کار، نقشهای این کاراکترهای جدید را با صدایشان جانبخشی میکردند و عمدتا در کارشان نیز موفق ظاهر شدند.
اما در سالهای اول دهه 90 و پس از آن بسرعت همه چیز دگرگون شد. همانگونه که با ورود کامپیوتر به دنیای انیمیشن تمامی ساخت و سازهای سنتی دستخوش تغییرات شدند؛ در مرحله دوبله و صداگذاری اتفاقاتی جالب توجه روی داد. پیش از این؛ کاراکتر در دنیای انیمشین حرف اول و آخر را میزد و اگرچه دوبلور یا صداپیشه، عنصر جانبخش وی به شمار میآمد باز هم او زیر سایه قهرمان جای میگرفت و هیچ دوبلوری (علیرغم به دست آوردن موفقیتهای بیشمار) از کاراکتری که به جایش صحبت میکرد جلو نمیزد، اما در حال حاضر اوضاع اینگونه نیست.
چرا که هر چند هنوز آنکه میدرخشد قهرمان دنیای فانتزی است، اما جانبخش او نیز در خارج از دنیای فانتزی مورد توجه خاص و عام است؛ توجهی که به خاطر بازیگری به دست آمده است. در حال حاضر بسیاری از صداپیشهها (یا همان جان بخشهای سابق) بازیگران سرشناس و محبوبی هستند که فارغ از صداپیشگی برای یک قهرمان نوظهور دنیای انیمیشن؛ در عرصهبازیگری خود کارنامهای مناسب و قابلقبول دارند.
اینجاست که دیگر کاراکتر فانتزی حرف اول و آخر را نمیزند و در موارد و ساختههای فراوان است که شاید سهم هر دو یکسان و نصف به نصف متصور گردد. همین حالا کارتون شرک را پیش روی خود مجسم کنید در حالی که خر معروف داستان مشغول دردسر آفرینیهایی است که در خلق آن استاد است. حالا به یاد یکی از فیلمهای «ادی مورفی» بیفتید. مثلا فیلم «ساعت نمایش» را به پیش روی چشم بیاورید. صدای «ادی مورفی» به عنوان یک صدای بسیار مناسب برای به بار نشستن کاراکتر «خر» در کارتون شرک چقدر مثمر ثمر بوده است؟ خلق کامپیوتری وی شامل نقاشی با رنگآمیزی و تیپیکال او نیز چهطور؟
مشخص است که در کنار تیپیکال دیجیتالی او صدای «ادی مورفی» در قهرمانسازی کولاک کرده است، در حالی که «ادی مورفی» هرگز یک صداپیشه نیست.
این روند را در مورد کاراکترهای دیگر این سریال مانند «پرنسس فیونا» و خود «شرک» در نظر بگیرید. کامرون دیاز صداپیشه «پرنسس فیونا» و «مایک مایرز» صداپیشه شرک است و هر دو از بازیگران مطرح سینما هستند و صداپیشگی شغل آنها نیست.
استفاده از چنین روندی حدود 10 سال است که جواب داده و بعید به نظر میرسد به کنار گذاشته شود. ضمن این که آزمون و خطاهایی نیز در کار بوده . کارتون «ماداگاسکار» که در جای خود یک شاهکار بود (محصول 2005) با صداپیشگی چند بازیگر که همگیشان در یک سطح کاری بودند موفقیت نسبی را نصیب گروه سازنده کرد. اما در همین فیلم در سکانسهایی آن روح لازم به کاراکترهای «الکس» شیر و «مارتی» گورخر تزریق نشده است.
یک نکته مهم دیگر را نیز باید در نظر داشت. ورود بازیگران حرفهای به عرصه صداپیشگی برای یکبار و دوبار نیست و در حال حاضر هستند بازیگرانی که در چندین کارتون تجربه صداپیشگی را داشتهاند که مهمترین آنها «جیمکری» است. جدیدترین فیلم او نیز در حال حاضر با موفقیت روبهرو شده است. طبیعی است که صداپیشگانی که در این کار میمانند به مانند دوبلورهای قدیمی هالیوودی که روی کاراکترهای قدیمی صداپیشگی میکردند، در سالهای بعدتر به جایگاهی بسیار بالاتر میرسند و کار بیش از پیش حرفهایتر و دلنشینتر میشود. به هر حال دوبلورهای تازه کار کارهایی جادویی ارائه دادند در حالی که شغل اول و اصلی آنها هرگز صداپیشگی نبوده. در دنیای فانتزی علیالظاهر هر چیزی امکانپذیر است.
مهدی تهرانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....