حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دومین اتفاقی که سال گذشته رخ داد و البته همچنان ادامه دارد و نشان میدهد که مراکز و سازمانهای
فرهنگی هنری و مدیران و مسوولان این نهادها وظیفه خود در قبال هنرمندان را از یاد بردهاند، بیخانمان شدن استاد شیرمحمد اسپندار، دونلینواز بلوچ است.
دیماه سال گذشته، وقتی پس از 7 شبانهروز بارش باران شدید، سیلاب خانه و کاشانه استاد اسپندار را ویران کرد، ادارات و نهادهای متعدد فرهنگی هنری اعلام کردند که به یاری این هنرمند موسیقی محلی خواهند شتافت؛ وعدهای که البته تا امروز عملی نشده است.
وقتی مدیران و مسوولان در برابر پرسشهای خبرنگاران از کمکهای مالی 200 یا 300 هزار تومانی به این هنرمند دم میزنند، تنها نشان میدهند که قیمت هنر و قدر هنرمند را نمیشناسند.
از یاد نبریم که در 6 یا 7 دوره جشنواره موسیقی فجر، شنونده نوای سحرآمیز دونلی استاد اسپندار بودهایم که به گفته خودش هیچگاه برای آن اجراها پولی دریافت نکرده است. از یاد نبریم که این هنرمند موسیقی محلی بلوچستان، بزرگترین نوازنده دونلی زنده جهان است و از یاد نبریم که هنوز نیاز داریم گوشهها و نغمههای محلی موسیقی بلوچی را با نفس گرم او در ساز دونلی بشنویم. این آرزو در صورتی تحقق مییابد که حداقل امکانات زندگی را برای او و خانوادهاش فراهم کنیم؛ این حداقل، خانهای است که بنای آن حداکثر 20 میلیون تومان هزینه دارد.
استاد اسپندار در آستانه 80 سالگی است. او در پایان کنسرت اسفندماه سال گذشته وقتی برنامه را به پایان رساند و نفسی تازه کرد، رو به تماشاگران گفت: این ساز مرا پیر کرد و خودش پیر نشد.
شیرمحمد اسپندار، پیر موسیقی محلی بلوچستان تنها کسی است که میتواند هنر نواختن دونلی را به جوانترها آموزش و انتقال دهد؛ فرصت این کار را برای او فراهم کنیم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....