در مقابل فرزندان آخر خانواده کمترین میزان وابستگی را نسبت به خانواده دارند زیرا تا حد زیادی از نظارت والدین نسبت به آنها کاسته شده است.
تکفرزندی و عدم وجود راهنما و الگوی رفتاری نیز یکی دیگر از عوامل شکلگیری حسادت در کودکان است و کودک را نسبت به همشاگردیها و دوستان خود حسود بار میآورد.
از سوی دیگر چون در اینگونه خانوادهها فرزند تنها مرکز توجه والدین است، آنچنان با رفتارهای نامعقول او نظیر حسادت، خودخواهی و تکبر برخوردی صورت نمیگیرد و بر این مساله میافزاید.
مهمترین نکته برای درمان حسادت و از بین بردن ریشه آن در کودک، بررسی رفتارها و برخوردهای کودک در حالات مختلف است که با توجه به آن میتوان راهکار مناسبی را برگزید و به آسانی این مشکل را رفع کرد. چند مورد از این راهکارها عبارتند از:
شناخت استعدادهای کودک در برجسته نشان دادن نقاط قوت و ثبت رفتاری کودک
به کودک اجازه صحبت کردن و اظهارنظر بدهیم و با دقیق شدن در صحبتهای آنها سرمنشا حسادت را پیدا کنیم.
همواره مسوولیتهای خاصی را به کودک در ارتباط با شخصی که به آن حسادت میکند واگذار کنیم و در صورت موفقیت در آن مسوولیت او را تشویق کنیم.
قبل از تولد فرزند دیگری در خانواده، کودک را در جریان قرار دهیم و نکات مثبت و مفید یک برادر و یا خواهر خوب را برای او توضیح دهیم.
همواره این نکته را به کودک یادآور شویم که اضافه شدن فرد دیگری به جمع خانواده هرگز نقاط مثبت او را از بین نمیبرد و ما تصمیم داریم که در کنار هم و با هم زندگی کنیم نه در مقابل هم.
با تولد فرزند جدید به اقوام و دوستان توصیه کنیم که تا حد امکان حداقل جلوی بچه اول نسبت به فرزند جدید ابراز محبت و توجه خود را کمتر کنند و با این مقوله عادی برخورد کنند.
هیچگاه به خاطر فرزند دوم و سوم، فرزندان بزرگتر خانواده را مورد توهین و تحقیر قرار ندهیم.