حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنچه در این وادی در همه این سالها به فراموشی سپرده شده، تعیین سهم نمایشگاهی آن از سهم فروشگاهی است.
در همه این سالها به موازات طرح این مساله که نمایشگاه باید یک فروشگاه بزرگ باشد یا سهم ویژهای برای بخش نمایشگاهی آن قائل شد، از تلاش برای حرکت به این سمت سخن رفته است؛ اما روزمرگی و تاکید بر فعالیتهای جاری هر نمایشگاه باعث شده است این موضوع به زمانی بعد موکول شود؛ زمان بعدی که هنوز نیامده است.
مسوولان وقت هر نمایشگاه تنها وقت خود را صرف برپایی صرف یک نمایشگاه مطلوب کردهاند و واژه «مطلوب» هم از نظر آنان به روان شدن ترافیک اطراف نمایشگاه و تسهیلات خرید و توزیع بن محدود شده است، اما حرکت در جهتی دیگر را نتوانستهاند در برنامه خود ببینند. جدا کردن بخش نمایشگاهی از فروشگاهی اگرچه تا حدی در بخش بینالملل نمایشگاه رخ داده است، اما حرکت کند در این عرصه هم نتوانسته است تکانی به بخش داخلی بدهد و ناشران به نمایشگاه به عنوان ممر درآمدی برای یک سال آینده خود نگریستهاند و هرگز هم حاضر نیستند این محل درآمد را از دست بدهند یا تغییری در جهت استاندارد شدن نمایشگاه بپذیرند.
نمایشگاه کتاب تهران در حالی که یکی از نخستین نمایشگاههای کتاب جهان از نظر تعداد بازدیدکنندگان است، یکی از نخستین نمایشگاههای کتاب جهان از نظر توجه ویژه به فروش کتاب نیز به شمار میآید.
به هر حال حرکت به سمت یک نمایشگاه واقعی کتاب در صورتی میسر میشود که بتوان مشکل اقتصاد نشر را مرتفع کرد و به تبع آن، چند مشکل دیگر این زنجیره را. اما با توجه به ضرورتهای جهانی برپایی نمایشگاههای کتاب برای کمک به صنعت نشر و رونق آن، این امر برای ما اجتنابناپذیر است و برنامهریزی برای آن از برگزاری نمایشگاههایی از این دست که در حال حاضر برگزار میشود ضروریتر است. البته اگر باز هم به زمانهای بعد موکول نکنیم!
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....