حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در اجلاس بخارست درمجموع سران 60 کشور از جمله ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه حضور پیدا کردند. افزون بر این 7 کشور عضو بلوک شرق سابق از اکراین تا گرجستان و از مولداوی تا ازبکستان در این اجلاس شرکت کردند.
بوش در آخرین حضور خود در اجلاس سران ناتو به عنوان رئیسجمهور آمریکا، از اکراین به رومانی رفت و مطالبی را عنوان کرد که از ابعاد مختلف مورد تحلیل و بررسی و تبادل نظر کارشناسان و صاحبنظران سیاسی قرار گرفت.
بوش، افغانستان را خطرناکترین منطقه برای ناتو در تاریخ خود خواند و ابراز کرد که ائتلاف بینالمللی باید به حرکت خود در افغانستان ادامه دهد، اما غافل از این که شرایط فعلی جهان کاملا با شرایط گذشته تغییر کرده است.
آمریکا به دلیل از بین رفتن هژمونی سیاسی، جای نیروهای خود را در افغانستان به ناتو سپرد، اما بعد از 2 سال از این جایگزینی، ناتو نتوانست امنیت و آرامش را به این کشور بازگرداند.
در حال حاضر یک سوال باقی است و آن این است که اگر امروز ناتو نتواند در افغانستان یک امنیت پایدار ایجاد کند، عضویت اعضای جدید میتواند معنا و مفهومی خاص داشته باشد؟ پاسخ به این سوال بدون شک منفی است.
روسها با درک این واقعیت که پذیرفته شدن 2 کشور اکراین و گرجستان در ناتو که از متحدان روسیه و جمهوریهای سابق این کشور هستند به معنای از پشت خنجر خوردن است، با این امر مخالفت کردند و حتی پوتین بصراحت هشدار داد که اگر اروپاییها از عضویت اکراین و گرجستان در ناتو حمایت کنند، بیشک ارسال انرژی از روسیه به اروپا مختل میشود.
در حقیقت پوتین با دست نهادن به شاهرگ اساسی اروپا یعنی انرژی و سوخت، 2 متحد اصلی آمریکا یعنی پاریس و بن را از واشنگتن جدا کرد.
با وجود این، امنیت ناپایدار در افغانستان یا سرنوشت مبهم اعضای جدید ناتو جدا از مسائلی است که امروز در سوچی روسیه و در کنار سواحل مدیترانه در دیدار بوش و پوتین مطرح میشود.
این مذاکرات از 2 محور اصلی تشکیل شده است:
1 - استقرار سپر موشکی در چک و لهستان
2 - موضوع پرونده هستهای ایران که به عنوان معضلی بزرگ برای واشنگتن درآمده است.
در بحث استقرار سپر موشکی، آمریکاییها اعلام کردهاند که برای مقابله با خطر ایران قصد چنین اقدامی را دارند، اما کارشناسان و تحلیلگران بینالمللی اعلام کردهاند که این ادعا، منبع و مدخلی نداشته و تنها برای حضور بیشتر واشنگتن در منطقه مطرح شده است.
روسها نیز معتقدند که این موضوع بهانه و مزاحی بیش نیست و تنها هدف واشنگتن از این اقدامات، روسیه و منافع این کشور در شرق جهان است.
روسیه اعلام کرده است که اگر این سپر دفاعی در چک استقرار یابد، ما موشکهای خود را به سوی منافع آمریکا در اروپای غربی هدفگیری میکنیم.
در عین حال شرایط و تجربه گذشته نشان داده است که پوتین بر سر منافع این کشور هیچ معاملهای نمیکند، چنانچه این امر را در حادثه خونین گروگانگیری در منطقه بسلان در اوستیای جنوبی نشان داد.
در اجلاس اخیر ناتو نیز روسها نشان دادند که نه تنها از مواضع آمریکاییها ناخرسندند، بلکه از موضعگیریها درباره تقسیم کوزوو و استقلال آن بشدت بیمناک و نگرانند.
اما سوال این است که آیا روسها حاضرند در قبال استقلال کوزوو و سپر دفاع موشکی ، بر سر ایران معامله کنند؟ جواب به این سوال نیز منفی است.
پوتین به 4 دلیل به دنبال تعاملی سازنده با ایران است و آن را به نفع کشورش میداند.
یکی از این دلایل حضور پایدار در منطقه خلیجفارس و بازگشت به دوران شوروی سابق است. این امر از دلایل عمده همکاریهای روسیه با ایران است. روسیه حاضر نیست این کشور را که در خلیجفارس دارای رکنی اساسی است و یکهزار کیلومتر مرز آبی دارد از دست بدهد.
مساله دوم این که اگر امروز روسیه در قبال ایران عهدشکنی کند، آیا میتواند متحدان شوروی سابق و کشورهای آفریقایی و آسیایی را به گرد خود آورد. آیا این کشورها از کرملین نمیپرسند در برابر ایران چه کردید که حالا خواستار اتحاد با ما هستید؟
آیا هند که از متحدان دیرینه مسکوست، از روسیه خواستار پاسخگویی در برابر موضعگیری علیه کشورهای جهان سوم نمیشود؟
اما دلیل سوم: خلیجفارس دارای 60 درصد انرژی جهان است و پوتین که خود را وارث شوروی سابق میداند، حاضر نیست از این منابع چشمپوشی کند و در عین حال هیچ امنیت و ارسال انرژی میسر نمیشود مگر با هماهنگی ایران؛ بنابراین موافقت ایران و روسیه با احداث راهآهن شمال به جنوب از منطقه مدیترانه، خاک روسیه و خاک ایران و سرانجام منطقه خلیج فارس به منظور این مهم محقق میشود.
و چهارمین دلیل آن است که انعقاد قرارداد هستهای با ایران و تمدید آن یکی از منابع مهم اقتصادی برای روسیه است که اشتغالزایی را به همراه دارد و چنانچه مسکو از عهده تعهدات خود در قبال ایران برنیاید از دستیابی به این منابع محروم میشود.
در مجموع دیدار امروز بوش و پوتین که آخرین دیدار دو طرف در فرماندهی کرملین و کاخ سفید است، نمیتواند اتفاق جدیدی در روابط بینالمللی محسوب شود و آمریکاییها مجبورند تا انتخابات بعدی به شکلی آرام و نهفته اهداف خود را دنبال کنند؛ اهدافی که میتواند در موارد زیر خلاصه شود:
1 - اعمال فشار بر روسیه: حفظ موضع تهاجمی و دست بالایی کاخ سفید در برابر کرملین و قدرت چانهزنی. آمریکا تاکنون از نقش میانجیگرانه روسیه در زمینه برنامه هستهای ایران بهرهبرداری کرده است و مسکو نیز همواره از مناسبات خود با ایران به عنوان برگ برنده در برابر امریکا استفاده کرده است.
2 - تنشآفرینی در مناسبات تهران مسکو: به هر حال ظاهرا طرح آمریکایی استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا که تهدیدی علیه مسکو قلمداد میشود به بهانه توسعه دفاع موشکی ایران صورت میگیرد.
3 - جلوگیری از توسعه فناوری موشکی ایران یا بهرهبرداری از آن برای شکلگیری یک جبهه ضد ایرانی در منطقه و جهان: امروز سلاحهای موشکی، جایگاه ویژهای در استراتژی دفاعی کشورها یافته است و به سلاحی موثر در تغییر موازنههای نظامی بین کشورها تبدیل شده است. موشکهای حزبالله لبنان و حماس فلسطین به خوبی اهمیت این موضوع را آشکار کرده است، چه رسد به این که تهران با آزمایش راکت کاوشگر یک نشان داده است که بسادگی میتواند به فناوری موشکهای بالستیک نیز دست یابد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....