من و مدرسه و تلویزیون‌

دلش گرفته بود، انگار یه جورایی احساس می‌کرد که نه انرژی دارد و نه حوصله، تمام تکلیف‌های عیدش هم مانده بود، یک روز هم که بیشتر فرصت نداشت، کلافه بود و دلش گرفته بود. نمی‌دانست باید چه کند. یعنی دلش نمی‌خواست دوباره برود سراغ درس و کتاب. فکر این که باید دوباره صبح‌های زود بلند شود و تا ظهر به مدرسه برود، کلافه‌اش می‌کرد، کاش مسافرت عید تمام نمی‌شد، ...
کد خبر: ۱۶۶۸۱۹

*‌*‌*‌

ته دلش آشوب شده بود، ذوق می‌کرد از فکر این که دوباره به مدرسه می‌رود. توی خونه حوصله‌اش سر رفته بود، عید هم فقط چند روز اولش خوب بود، بقیه روزها را مانده بودند خانه، مامان می‌گفت، امسال هم بابا شرایطش را ندارد که مسافرت برویم، تا تابستان صبر کنید، شاید ان‌شاءالله درست شود... حالا آنها مانده بودند و روزهای کسل‌کننده تعطیلات نوروزی. تمام سرگرمی‌شان شده بود تماشای تلویزیون. تکلیف‌ها را مدرسه همان روزهای اول نوشته بود و کاری نمانده بود. فقط داشت روزها را می‌شمرد تا تمام شوند و دوباره برود مدرسه و با بچه‌ها بازی کند.

*‌*‌*‌

اینها چند پلان کوچک بود از دغدغه‌های متفاوت بچه‌ها در روزهای پایانی تعطیلات نوروزی. گروهی که اهل گردش و تفریح بودند. چندان علاقه‌ای به شروع دوباره کارهای روتین مدرسه ندارند و آنهایی که بنا به شرایط مجبور بودند در خانه بمانند مشتاق شروع مدرسه‌اند، حداقل به عنوان محلی برای فرار از تنهایی خانه ...

حالا آنها که مشتاق شروع مدرسه‌اند که خدا را شکر، جای هیچ بحث و حدیثی ندارند، اما اکثریت دانش‌آموزان، به نظر چندان علاقه‌ای به شروع مجدد ندارند و امسال که تعطیلات به 16  15 روز هم رسید، زمان کافی و خوبی بود که بچه‌ها دفتر و کتاب را ببوسند و بگذارند کنار و به اصطلاح پشتشان باد بخورد که بی‌خیال کتاب و مدرسه.

حالا برای این که این جماعت گریزپا را نشاند پشت نیمکت مدرسه، باید تمهیداتی اندیشید. صد البته که بچه‌ها در این شرایط پند و اندرز پدر و مادر و معلم را نمی‌پذیرند که هیچ، راضی به شنیدن هم نیستند و در این میان باز نقش این رسانه بزرگ و ملی نمود بیشتری پیدا می‌کند.

به نظر می‌رسد هیچ مرجعی چون تلویزیون نمی‌تواند پیشاپیش این آمادگی را در کودکان ایجاد کند. به نوعی ایجاد یک نوع آماده‌باش شادی بخش و مفرح برای یک شروع دوباره. آغازی که تا پایان سال تحصیلی زمان‌ زیادی دارد. بحث اصلی ما هم همین آمادگی تلویزیون است. این که برنامه‌سازان و گروه‌های تصمیم‌ساز تلویزیونی چقدر این دغدغه را دارند که بچه‌ها را برای این شروع آماده کنند، آیا اصلا به این فکر هستند که بچه‌ها بعد از 15  14 روز تفریح و استراحت باید یک آمادگی ذهنی و روانی داشته باشند یا نه؟

اگر برنامه‌سازان تلویزیونی این دغدغه را می‌شناسند و برای آن اهمیت قائلند؛ چه فکری برای آن کرده‌اند. تجربه سال‌های کودکی ما که تجربه شیرینی برای این بحث‌ها نبود اما به نظر می‌رسد چند سالی است که این دغدغه در مسوولان برنامه‌ساز به وجود آمده و آنها تلاش می‌کنند با روش‌های مختلفی این آمادگی روانی را به وجود آورند، هر چند شاید هنوز کار ایرادات زیادی داشته باشد و عملکرد گروه‌های کودک بشدت نقدپذیر و آسیب‌پذیر باشد. اما همین که این دغدغه به وجود آمده جای شکر دارد.

برنامه‌سازی برای مخاطب‌ سنی کودک، کار بسیار سخت و پیچیده‌ای است؛ طراحی یک برنامه با در نظر گرفتن تمام جوانب آن، حفظ پیام اخلاقی و تربیتی در کنار حفظ جذابیت‌های آن، لحاظ کردن خط قرمزهای رسانه‌ای و ورود به دنیای رقابت‌های رسانه‌ای همه و همه در کنار هم کار بسیار سختی است.

مواردی که ندیده گرفتن هر کدام از آنها می‌تواند ضربه جبران ناپذیری به قدرت تاثیرگذاری رسانه‌ای چون تلویزیون وارد کند.

ضربه‌ای که می‌تواند اثرات درازمدت و کوتاه‌مدت نامطلوبی بر ذهن و روان مخاطب به وجود آورد. ضربات نامطلوبی که خودش را در افت تحصیلی دانش‌آموزان نشان می‌دهد و یا بی‌اعتمادی و بی‌توجهی به تلویزیون.

رسالت رسانه‌ای تلویزیون ایجاب می‌کند که با چنان ظرافت و نکته‌سنجی با مخاطب سنی کودک رفتار کند که او را جذب کند، کودک به تلویزیون اعتماد کند و پیام‌های او را نه به طور مستقیم که با اتکا به همان زبان واسطه همیشگی بشنود، درک کند، بپذیرید و به آن عمل کند.

آماده باش مجریان و برنامه‌های کودک در روزهای پایانی تعطیلات اجتناب‌ناپذیر است؛ این آماده‌باش می‌تواند چنان شیرین و گوارا باشد که بچه‌ها را نه با کرختی و سستی که با دنیایی از شور و امید راهی مدرسه کند.

حمیده طاهری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها