نگاهی به چگونگی به تصویر کشیدن مرگ در سریال‌های تلویزیونی‌

مرگ را دستمالی نکنیم‌

«مرگ» پیچیده‌ترین واقعیتی است که از ابتدای خلقت، ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. بسیاری از هنرمندان درباره این پدیده دست به خلق آثار هنری زده‌اند و نظریه‌پردازان از دیدگاه‌های مختلف به بررسی این پدیده پرداخته‌اند. در تعالیم دینی ما نیز همواره بر تفکر درباره این مساله تاکید و به نقش بازدارنده آن در جلوگیری از بسیاری از معاصی و گناهان تاکید شده است.
کد خبر: ۱۶۶۶۸۷

در سینما و تلویزیون ایران هم این سوژه همواره مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته است. شاید بتوان یکی از مهمترین فیلم‌های ساخته شده را توبه نصوح دانست که با نگاهی قرآنی به این مساله پرداخته و تلاش کرده بود تا بر جنبه آموزنده این مساله تاکید کند. فیلم‌های بسیاری را نیز می‌توان در این زمینه مورد اشاره قرار داد که از جنبه‌هایی همچون: نگاه شاعرانه، نگاه واقع‌بینانه و... به این پدیده پرداخته‌اند. در تلویزیون نیز چند سالی است که این سوژه بشدت مورد توجه برنامه‌سازان قرار گرفته است. در رسانه‌ای مانند تلویزیون، پرداختن به این پدیده معمولا از این زاویه صورت می‌گیرد که با یادآوری این موضوع که دیر یا زود مرگ به سراغ ما خواهد آمد، بر جنبه بازدارنده این مساله تاکید شود. این مساله نیت خیری است که در آن هیچ شکی نیست اما آیا در عمل، محصولی که ارائه می‌شود با هدف اولیه یکسان است؟

سریال تلویزیونی «پیامک از دیار باقی» یکی از آثار نمایشی اخیر سیما با موضوع مرگ است. این سریال داستان فرد کلاهبرداری را روایت می‌کند که به ناچار چند شبانه روز را در یک قبر سپری می‌کند و در چنین شرایطی تصمیم می‌گیرد، اگر از  این شرایط نجات پیدا کرد، زندگی متفاوتی را در پیش بگیرد. اولین نکته‌ای که درباره این سریال به نظر می‌رسد، زمان پخش نامناسب آن است. برای مخاطبی که در ایام نوروز بیننده یک سریال تلویزیونی است، دیدن مردی که در زیر خروارها خاک منتظر زنده به گور شدن است، موضوع چندان جالبی نیست. شاید اگر این قصه با بسط و گسترش بیشتری  با تکیه بر یک نگاه دینی  در ایام ماه رمضان نمایش داده می‌شد، تاثیر بهتری بر مخاطب خود می‌گذاشت. اما در همین سریال نیز بیننده شاهد نگاهی سطحی به پدیده مرگ است. در شخصیت منصور سیم‌خواه بعد از حضور در قبر و نجات یافتن، تحول چندانی رخ نداده است. او به لحاظ شخصیتی و ظاهری همان شخصیت قبلی است و انگار فقط یک تجربه تلخ را پشت سر گذاشته است. او حتی در برخورد با کارگرانش که او را نجات داده‌اند، همچنان با غرور و تکبر با آنها صحبت می‌کند و پس از آزادی از زندان نیز، به جای آن که ابتدا به سراغ ساختمان برود تا از وضعیت کاری و پیشرفت کار مطلع شود، همچنان به دنبال امور دنیوی   دو همسر خود  است.  پیامک از دیار باقی با همه امتیازهای خوبی که دارد، در زمینه محتوا و پیام اصلی خود با این مشکل مواجه است که پدیده مرگ را در حد و اندازه یک تعلیق داستانی در نظر می‌گیرد و این کار، کمتر رنگ دینی به خود می‌گیرد؛ به گونه‌ای که شخصیت اصلی داستان با پشت سر گذاشتن این تعلیق [مرگ]، دوباره راه عادی زندگی را در پیش می‌گیرد. گذشته از این ضعف، متاسفانه نگاهی که در اغلب فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی درباره مرگ تبلیغ می‌شود، نمایش اتفاقی است که آدمی را از زندگی عادی جدا می‌کند و چندان به تبعات بعدی این ماجرا و عالم پس از مرگ توجه نمی‌شود. گویی تمام این برنامه‌های نمایشی به دنبال این هستند که از پدیده‌ای جدی و عمیق مانند مرگ، تصوری عادی و سطحی برای مخاطب خود ارائه کنند و خیال مخاطب را راحت کنند و در یک کلام به او بگویند این شتری که روزی دم خانه تو خواهد خوابید، آنقدرها هم پدیده پیچیده‌ای نیست!

هر هنرمندی می‌تواند نگاه خاص خود را به مرگ داشته باشد. چند سال قبل کارگردانی جوان در سینما با فیلمی که بازتاب جهانی گسترده‌ای هم داشت، نگاهی طنزآمیز به مرگ ارائه داد. این فیلم هیچ گاه به نمایش عمومی درنیامد، اما سریالی که با طیف وسیعی از مخاطب مواجه است، هنگام پرداختن به چنین سوژه‌هایی باید به جای دستمالی کردن و ارائه تصویری نازل و سطحی از مرگ، به گونه‌ای این پدیده را به تصویر بکشد که اثری جدی بر مخاطب خود داشته باشد. شاید اگر حضور منصور سیم‌خواه در قبر به شکل بهتری به تصویر کشیده می‌شد و حالات و احوالاتی مانند فشار قبر برای او تجسم ذهنی و عینی می‌یافت، خیلی‌ها هنگام قرار گرفتن در شرایط مشابه منصور، با فکر کردن به این صحنه‌ها در کارهای خود تجدید نظر می‌کردند.

رضا استادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها