بیشتر تماشاگران پس از دیدن « در دره الا» سوالات زیادی را در رابطه با کلیت آن مطرح کردند. تصادف اگرچه یک شاهکار سینمایی نبود، ولی ساختار هوشمندانهای داشت کاراکترهایش خوب و دقیق پرورش داده شده بودند. اما چنین چیزی را نمیتوان درباره فیلم دوم هگیس هم تعمیم داد. او 2 ساعت وقت تماشاچی را میگیرد تا مطلبی را بیان کند که همه ما آن را میدانیم : «جنگ انسانیت آدمها را از آنها میگیرد.» آیا این روزها میتوان کسی را پیدا کرد که این موضوع را نداند؟ البته صرف مطرح کردن چنین چیزی روی پرده سینما بد نیست، ولی وقتی این موضوع به شکلی غیرجذاب و شعاری (و نه از دیدگاهی تازه) مطرح میشود، طبیعی است که هیچ تاثیری بر تماشاچی خود نگذارد. بخش اعظم قصه فیلم درباره یک تحقیق ماجراجویانه پلیسی است و تماشاچی همراه دو کاراکتر اصلی آن وارد یک دنیای پیچیده و تودرتو میشود که در پایان بالاخره با یک شگفتی همراه میشود. کمکم و همراه با پیش رفتن قصه متوجه میشویم که این تحقیقات یک وقایعنگاری جنایتکارانه را در بر میگیرد. در این رابطه، میتوان این قصه را با برخی از مجموعههای افشاگرانه و موفق تلویزیونی معاصر مقایسه کرد. فیلمنامه هگیس بیشتر از هر چیز بر جنبه جنایتکارانه و افشاگرانه قصه تکیه و تاکید دارد و این مساله باعث میشود از جنبه انسانی ماجرا کاسته شود. حتی کاراکتر تامی لی جونز در فیلم خیلی شبیه شرلوک هولمز، کاراکتر قصههای جنایی کلاسیک است. خط اصلی قصه فیلم میخواهد مسائل پشت پرده جنگ عراق را مطرح کند و به بهانه گم شدن یک سرباز جنگی که تازه از جبهه عراق به خانهاش در امریکا برگشته، در این باره بحث میکند که این سربازان در خاک عراق چه میکردند و چه وضعیتی داشتند؟ البته قصه کاری با این سرباز ندارد و او فقط بهانهای است تا با کمک آن، پدرش و یک افسر پلیس وظیفهشناس وارد کارزار شده و سر از آخرزمانی درآورند که حتی تصورش را هم نمیشود کرد. «در دره الا» هم مثل دیگر فیلمهای ضدجنگ چند سال اخیر، اثری پیامدار است و نسبت به آنها چیز تازه و بدیعی در خودش ندارد. واقعیت این است که بین یک فیلم سینمایی و یک دیدگاه مکتوب سیاسی تفاوت زیادی وجود دارد. هنگام ساخت یک فیلم سیاسی همیشه باید به این نکته توجه داشت که درام قصه فدای پیام و دیدگاه سیاسی آن نشود و این پیام به صورت خط زیرین و غیرمستقیم خودش را در کلیت قصه و ماجرا به نمایش بگذارد. در غیر این صورت، آن فیلم تبدیل به یک بیانیه سیاسی و شعاری میشود که نمیتواند تماشاچی را جذب خود کند. این اتفاقی است که متاسفانه سال گذشته برای بسیاری از فیلمهای سینمایی رخ داد. خوب است فراموش نکنیم تیتر فیلم برگرفته از یکی از جملههای انجیل است. این تیتر در عین حال دیدگاه مذهبی سازندهاش را هم به نمایش میگذارد.
رابرت کوهلر منتقد نشریه ورایتی درباره «در دره الا» چنین مینویسد: فکر نمیکنم بتوان در فیلم صحنهای را پیدا کرد که بتوان از آن با این عنوان انتقاد کرد که بازیگرانش در حال نقشبازی کردن هستند. تمام بازیگران فیلم در نقشهای خود غرق شدهاند و در آن زندگی میکنند. در این حالت. هیچیک از آنها حالت بازیگری در حال ایفای یک نقش سنگین را ندارند. چرا چنین است؟
مهمترین نکته این است که فیلمنامه کاری غنی و طبیعی است و آنقدر شبیه زندگی روزمره است که دیگر نیازی نیست بازیگران فیلم به ایفای نقش بپردازند. آنها با درک درست موقعیت و فضایی که در آن قرار گرفتهاند، در دل کاراکترهای خود حل میشوند و بازیای را ارائه میدهند که کاملا رئالیستی است. این بازیها تماشاچی را به یاد آثار کلاسیک واقعگرای ایتالیا در روزهای پس از پایان جنگ جهانی میاندازد. قصه فیلم را نباید خیلی ساده در لفظ دوکلمهای «ضدجنگ» خلاصه کنیم. کسانی که فقط روی این وجه فیلم انگشت میگذارند (و بقیه جنبههای آن را نادیده میگیرند) بدرستی متوجه کلیت فیلم و مضمون آن شدهاند. مضمون ضدجنگ قصه فیلم بهانهای میشود تا کارگردان به صورت همزمان به بحث و بررسی وضعیت خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی کاراکترهایش بپردازد. با آن که جنگ عراق فرسنگها دور از خاک امریکا اتفاق افتاده، ولی تاثیر عظیم و ویژه خودش را روی زندگی روزمره مردم امریکا گذاشته است و قصه فیلم میخواهد این جنبههای پنهان را که تا بهحال کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته به بحث بگذارد. پل هگیس کارگردان فیلم همزمان با اکران عمومی آن در یک مصاحبه گفت:
«نگران آن بودم که فیلمم به عنوان یک کار ضدجنگی از قماش کارهایی که این روزها زیاد ساخته میشود، معرفی و شناخته شود. برای همین مجبور شدم در چند گفتگو در این رابطه توضیحات کاملی را به خبرنگاران بدهم. کسانی که میخواستند روی فیلم سرمایهگذاری کنند، قصد نداشتند هزینه زیادی را به آن اختصاص دهند. آنها نگران عدم استقبال عمومی از فیلم بودند. به همین دلیل، تلاش کردم هنگام ساخت فیلم راهی را بروم که براساس آن کار ما خیلی شبیه فیلمهای مشابه نباشد، خوشبختانه در این راه موفق بودیم و من توانستم تمام نکات مورد نظرم را در دل قصه فیلم بگنجانم.واقعیت امر این است که پل هگیس در کارش با موفقیت عمل کرده و «در دره الا» یکی از بهترین فیلمهای ضدجنگ چند سال اخیر است که به زبانی ساده و درام، حرف مهم خودش را به زبان میآورد.
کیکاووس زیاری