خدا بد ندهد. الان حالتان چطور است؟
حالا بهترم، ولی آن موقع رفتم بیمارستان و چکاپ کامل شدم که بفهمند چهام شده. بالاخره هم تشخیص دادند بدنم آهن ندارد. حالا دارم قرص آهن میخورم. سر همین ماجرا 6 5 فیلم و سریال پیشنهاد کردند که چون حالش را نداشتم، قبول نکردم.
آخرین کارهایی که در آنها بازی کردهاید، چی بوده؟
یکیاش یک سریال استانی بود که در سیمای مرکز قزوین ساخته شد، اسمش بود «گلهای سجاده خانم جون».
شما نقش خانم جون را بازی میکردید؟
آره. کار بامزهای بود. داستانش مثل این کارهایی بود که تازه مد شده. یک روح میآمد سراغ بقیه آدمها و....
نکنه شما نقش روحش را بازی میکردید؟
آره دیگه! مثلا من که خانم جون بودم، مرده بودم و حالا روحم برگشته بود، ولی فقط نوهام مرا میدید.
آن یکی کارتان چی بود؟
آن یکی هم سریالی بود به اسم «سفر بخیر» که در سیمای مرکز همدان تولید شد. هم هنرپیشه حرفهای داشت و هم از هنرپیشههای بومی همدان استفاده شده بود. کارگردانش مسعود رشیدی بود.
آنجا چه نقشی را بازی میکردید؟
آنجا نقش حاج خانمی را داشتم که نقش شوهرش را هم فرامرز صدیقی بازی میکرد. مادر شهیدی است که 19 سال است از پسرش خبر ندارد تا جنازهاش را برایش میآورند. مونا فرجاد و ایرج نوذری و خیلی از هنرپیشههای دیگر هم در این سریال بازی میکردند. قرار بود خرداد سال گذشته پخش شود. نمیدانم چرا پخش نشد.
کار سینمایی چی؟
اصغر فرهادی برایم نقشی نوشته بود در «دایره زنگی» که همسرش پریسا بختآور ساخت. آنجا نقش خودم را بازی میکردم. ولی حذف شد. از اولش هم معلوم بود این اتفاق میافتد.
حالا کدام یکی از آن سریالها زودتر پخش میشود؟
نمیدانم چه تصمیمی میگیرند. ولی اگر «سفر به خیر» ماه محرم پخش میشد، خیلی خوب بود. حال و هوایش خیلی به آن روزها میخورد.
جابر تواضعی