مادر ، ناپدری را بخشید اما پدر مقتول نه‌

گروه حوادث: مردی که به اتهام قتل دختر خوانده‌اش در زندان رجایی‌شهر کرج به سر می‌برد، روز گذشته از سوی همسرش در دادسرای امور جنایی کرج بخشیده شد، اما پدر مقتول برای وی تقاضای قصاص کرد. به گزارش خبرنگار جام‌جم، 26 مهر ماه امسال، زنی با مراجعه به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج از ناپدید شدن دختر 16‌ساله‌اش به نام لیلا خبر داد.
کد خبر: ۱۶۵۳۵۰

زن شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس حسینی رازلیقی گفت: پس از جدایی از شوهرم، با 4فرزندم در محله ولدآباد محمدشهر زندگی می‌کردم و برای گذران زندگی در یک مرکز خدماتی مشغول بودم تا این که چندی پیش با یکی از  کارگران به نام صباح که از همسرش جدا شده بود، آشنا شدم و پس از مدتی به عقد موقت وی درآمدم. در این مدت فرزندانم با او مشاجره می‌کردند و حاضر نمی‌شدند او را به عنوان پدر قبول کنند. چند ساعت پیش هم متوجه شدم، دخترم لیلا در منزل نیست. از دختر 10 ساله‌ام سراغ وی را گرفتم که اظهار بی‌اطلاعی کرد.

وی ادامه داد: به منزل همسایه‌ها و دوستان دخترم مراجعه کردم، اما آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند.

به دنبال این شکایت، پرونده‌ای تشکیل و ماموران اداره جنایی استان تهران، تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن دختر گمشده آغاز کردند تا این که پی بردند، صباح- ناپدری دختر گمشده- هم ناپدید شده است. با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران بار دیگر به تحقیق از دختر 10 ساله خانواده شاکی که آخرین فردی بود که لیلا را دیده بود، پرداختند.

ردپای ناپدری در قتل‌


معصومه، خواهر دختر گمشده در اظهاراتش به پلیس گفت: خواهر و ناپدری‌ام همیشه با هم دعوا می‌کردند. روز حادثه ناپدری‌ام به منزل آمد و با خواهرم مشاجره کرد و از من خواست برای خرید قرص به داروخانه محله‌مان بروم. وقتی به منزل برگشتم، ناپدری‌ام را دیدم که فرشی را با خود از منزل خارج می‌کند. وقتی خوب به فرش نگاه کردم، متوجه شدم،‌خواهرم میان فرش پیچانده شده است. بعد ناپدری‌ام مرا تهدید کرد و بلافاصله از منزل خارج شد.

با اطلاعاتی که شاهد حادثه در اختیار ماموران قرار داد، جستجو برای یافتن صباح  متهم به قتل  آغاز شد و وی شامگاه 29 مهرماه امسال در خرمدشت کرج شناسایی و دستگیر شد.

با انتقال متهم به مرکز پلیس وی به قتل دختر گمشده  لیلا  اعتراف کرد.

اعتراف به قتل‌


متهم به قتل در اظهاراتش گفت: مقتول با من مدام مشاجره می‌کرد تا این که از چندی پیش متوجه شدم با جوانی آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد، اما چون 16 سال داشت و احتمال می‌دادم در انتخابش اشتباه کند، از او خواستم ادامه تحصیل دهد که قبول نمی‌کرد و درگیری‌هایمان ادامه یافت تا این که روز حادثه پس از مشاجره، لیلا از آشپزخانه چاقویی برداشت و به سمتم حمله کرد که آن را از دستش گرفتم و در اوج عصبانیت، او را با روسری‌اش خفه کردم و جسدش را میان یک فرش پیچیدم و داخل اتوبوسم گذاشتم و با همکاری دوست معتادم در بیابان‌های اطراف ملک‌آباد رها کردیم.

به دنبال اظهارات متهم، ماموران به محل  عزیمت کردند و جسد دختر گمشده را پیدا کردند و به پزشکی قانونی انتقال دادند.

بنابراین، همدست متهم دستگیر شد و متهمان پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند.

بنابراین گزارش، روز گذشته مادر مقتول به شعبه یکم بازپرسی دادسرای امور جنایی کرج مراجعه کرد و قاتل فرزندش را بخشید؛ ولی پدر مقتول برای ناپدری قاتل تقاضای قصاص کرد و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد تا متهم بزودی محاکمه شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها