آغاز ماجرا
ماجرای سختگیری بر فارسیزبانان و زبان فارسی در افغانستان موضوعی پیچیده و دنبالهدار است؛ چراکه به گفته محمدکاظم کاظمی شاعر و منتقد افغانستانی مقیم ایران، این ماجرا بخشی از سیاست جامعه بینالملل بخصوص انگلیسیهاست که افغانستان به کشوری از نوع پاکستان تبدیل شود. زبان پشتو از خانواده زبان فارسی و یکی از شاخه های هند و اروپایی است که مادر همه آنها زبان سانسکریت است و در میان اقوام ساکن در مرزهای میان افغانستان و پاکستان رواج داشت و با به قدرت رسیدن احمد شاه دورانی و تشکیل دولت مرکزی در این کشور، رواج فراوانی در سطح افغانستان پیدا کرد. از ابتدای قرن میلادی گذشته برای ایجاد تمایز بین این کشور و ایران، گسترش و رسمیت دادن به زبان پشتو به برنامهای تبدیل شد که تمامی حاکمان پشتون افغانستان (جز در دوره ریاست جمهوری برهانالدین ربانی تاجیک) آن را به سیاستی جدی تبدیل کردند.
پشتونها برای گسترش زبان پشتو دو سیاست را به صورت موازی پیش بردند؛ نخست این که نام زبان رایج در میان فارسی زبانان افغان را به عنوان زبان دری تبلیغ کردند تا به این وسیله آن را از زبان رایج در ایران به عنوان بزرگترین کشور فارسی زبان جهان متمایز کنند (در این میان برخی روشنفکران ناسیونالیست افغانستانی بازی خوردند و آن را ترویج کردند) و دیگر این که زمینههای نفوذ و گسترش زبان فارسی در این کشور را محدود کنند؛ اما این سیاست به دو دلیل شکست خورد.
مهمترین مشکل حاکمان پشتون افغانستان این بود که زبان غالب در کابل پایتخت فارسی بود و دیگر این که بهرغم علاقهمندی پشتونها به فراگیری فارسی، فارسیزبانان در یادگیری و استفاده از زبان پشتو از خود مقاومت نشان میدادند.
روشهای ایجاد مشکل
به گفته کاظمی، با روی کار آمدن حامد کرزی پس از اشغال نظامی افغانستان توسط نیروهای متحد امریکا جریان پشتوسازی افغانستان تشدید شد و با تشکیل حزب «افغان ملت» به ریاست انور اسحاق احدی و حمایت مستقیم زلمای خلیلزاد، نماینده بوش در افغانستان که در حقیقت همهکاره این کشور بود، دروس مشترک مدارس افغانستان از هم مجزا شد و در رسانهها، تابلوهای عمومی و مدارس، روند فارسیزدایی به سرعت پیگیری و برای وبلاگنویسان فارسینویس در افغانستان مشکلات بسیاری از طرف مخابرات این کشور ایجاد شد.
جالب این است که تابلوی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به دو زبان پشتو و انگلیسی نوشته شد تا از زبان فارسی در زادگاه مولانا و سنایی و خواجه عبدالله، خبری نباشد.
در تدوین قانون اساسی جدید افغانستان نیز این خط پیگیری شد چنان که براساس ماده 16 این قانون زبانهای پشتو و دری (نه فارسی) زبانهای رسمی کشور است و براساس ماده 20 همین قانون، سرود رسمی کشور به زبان پشتو با ذکر الله اکبر و نام اقوام افغانستان خواهد بود.
نکته مهم آن که به رغم وظیفه دولت افغانستان در صیانت از زبان فارسی به عنوان یکی از زبانهای رسمی، این دولت ترویج کلمات و اصطلاحات لاتین و انگلیسی را بر فارسی ترجیح میدهد.
قاسم قاموس نویسنده افغان در این باره میگوید: به نظر میرسد بعد از زبان پشتو، انگلیسی در اولویت قرار دارد یا چنین برنامهای در پیش گرفته شده تا همانند شبهقاره هندوستان، انگلیسی به جای فارسی قرار گیرد. آنچه در حال اتفاق افتادن است، نشان دهنده همین واقعیت است. اصطلاح
نگارستان - که یک اصطلاح اصیل فارسی دری است - بیگانه قلمداد شده، به جای آن اصطلاح انگلیسی گالری قرار داده میشود. همینطور بسیاری از اصطلاحات و واژههای فارسی دری که به اتهام بیگانه بودن با انگلیسی عوض میشود همه حکایت از این دارد که یک حرکت آگاهانه در پیش گرفته شده تا در نهایت، اصطلاحات و واژههای فارسی دری، پشتو شود یا انگلیسی و فرانسوی و عربی و غیره که در آن صورت، زبان فارسی دری وجود نخواهد داشت و سرنوشت زبان پشتو هم بهتر از فارسی دری نخواهد بود.
دولت جدید، سیاست فارسیزدایی را تحت پوشش سیاست ترمینالوژی ملی توجیه میکند و مدعی است واژگان فارسی رایج در ایران به دلیل این که متعلق به زبان دری نیست! در نظام اداری و دیوانسالاری افغانستان اخلال ایجاد میکند و حتی رئیسجمهور و وزیر فرهنگ به تهاجم فرهنگی واژههای وارداتی از ایران معترضند در حالی که اساسا مردم افغانستان فارسی زباناند و استفاده از همه ظرفیتهای زبان فارسی را در همه قلمرو وسیع این زبان حق طبیعی خود میدانند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....