حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
داستان این فیلم از زمانی آغاز میشود که یک گروه 10 نفره از کماندوهای ایرانی وارد خاک عراق میشوند. هدف آنها از انجام این عملیات شناسایی بخشهایی از خطوط نظامی دشمن است. عملیات آنها لو میرود و 8 نفر از این گروه 10 نفره به شهادت میرسند. سرگروهبان احمدی و سرباز محمدی فرصت کمی دارند تا نقشه عملیات را به دست نیروهای خودی برسانند. فرصت آنها به اندازه یک شب تا صبح است که باید در این فاصله زمانی از محاصره نیروهای دشمن فرار کنند و خود را به خاک ایران برسانند و مانع از قتل عام نیروهای ایرانی شوند.
بخش عمدهای از داستان این فیلم در شب رخ میدهد. فیلم در شهرک سینمایی دفاع مقدس مقابل دوربین رفته؛ مکانی که سالهاست فضای مناسبی را در اختیار کارگردانها برای بازسازی جبهههای جنگ قرار داده است. بد نیست بدانید موضوع فیلم به دور از واقعیت نیست. داستان در روزهای آغازین سال 1364 رخ داده و براساس خاطرات واقعی فیلمنامهنویس آن محمد رستگاری شکل گرفته است. رستگاری در این فیلم، خود به عنوان تهیهکننده نیز حضور داشته است.
به گفته فلاحپور، کارگردان این فیلم، بخش عمدهای از داستان بین این 2 شخصیت داستان رخ میدهد. البته داستان حال و هوای اکشن ندارد و با حذف جذابیت اکشن از داستان، به سمت روانشناسی 2 شخصیت اصلی داستان رفتهایم که درگیر واقعهای مانند جنگ شدهاند. بخش عمدهای از داستان هم در داخل یک لوله نفت رخ میدهد که این مساله از نظر اجرایی شرایط خاص و ویژهای را برای کار ایجاد میکند. حسین مقدادی، عباس مرادی، حسین کاظمی و... دیگر نقشهای «امنترین جای دنیا» را مقابل دوربین فرشاد گل سفیدی ایفاء میکنند. این فیلم محصول سیمافیلم است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....