مراسم و آیین نوروزی در گفتگو با محمدصفار منتشری

موسیقی نوروزی بخشی از فرهنگ ماست

محمد منتشری از خوانندگان قدیمی موسیقی ایرانی متولد 1321در لنگرود است که به تازگی مجموعه ای را آماده انتشار کرده است . این مجموعه به واسطه ثبت بخشی از ترانه هایی که در مراسم شب چهارشنبه آخر سال خوانده می شده منحصر به فرد است. او که پیش از این آلبومی با عنوان هفت سین به بازار فرستاده و در آن هفت ترانه مربوط به کسب و کار فروشنده های دوره گرد بساط سفره هفت سین را خوانده بود، این بار به سراغ ترانه های دیگر آیین نوروزی رفته است. بیشتر این ترانه ها چند دهه قبل در جامعه هنری باربد و توسط اسماعیل مهرتاش ساخته شده است.
کد خبر: ۱۶۳۲۲۱

مهم ترین انگیزه شما برای انتشار این آلبوم چه بوده است؟

ابتدا باید بگویم که این آلبوم شامل همه ترانه های این مراسم نیست و ادامه خواهد داشت ، ولی در باره انگیزه ام باید بگویم زنده نگه داشتن رسم و رسوم ارزشمند و قدیمی ایرانی که جزیی از فرهنگ غنی ما به شمار می رود، امری واجب و پسندیده است و من که عمری را در این راه صرف کرده ام ، تصمیم گرفتم اندوخته هایم را ثبت و ضبط کنم . این کار چند حسن دارد، علاوه بر این که این آثار و این فرهنگ زنده می ماند، جوان ترها هم با شنیدن آنها یاد می گیرند و فراموش نمی کنند که مراسم چهارشنبه آخر سال آتش بازی ، نارنجک ، بمب و ایجاد فضای رعب و وحشت نیست . در این آلبوم ترانه های لطیفی آمده که همگی یادآور مراسمی چون شکستن کوزه ، فالگوش ، قاشق زنی ، کلید و قفل ، آجیل و شیرینی چهارشنبه سوری است.

شما قبلا این ترانه ها را در جامعه باربد اجرا کردید؟

بله . به دلیل این که فاصله زیادی میان اجرای 2پرده نمایش برای تغییر دکور لازم بود، مهرتاش برای این که این زمان برای بینندگان آسان تر بگذرد. ترانه هایی که من به آنها لقب موسیقی بومی تهران داده ام ، ساخته بود که شاگردانش آنها را اجرا می کردند. من هم بسیاری از آنها را خوانده ام . این ترانه ها اغلب در قالب شغل های مختلفی سروده می شد که مردم با آن برخورد داشتند. در بیشتر موارد هم از ترانه هایی الهام گرفته می شد که در جامعه جاری بود.

اصل این ترانه ها در حقیقت میان مردم وجود داشت . مثلا گردوفروش های تجریش موقع فروش گردو واقعا ترانه می خواندند. مهرتاش هم بعد از دیدن تصادفی یکی از آنها در میدان تجریش به فکر این کار افتاد و به چند نفر از دوستانش از جمله ابوالقاسم حالت ، غلامرضا روحانی و پرویز خطیبی سفارش ساخت ترانه هایی ساده برای این شغل ها می داد و بعد برای آنها در ردیف های آوازی ایران آهنگ هایی ساخت . ما هم این ترانه ها را با همان ساز و کار فروشنده ها یعنی در حالی که همان بساط مثلا شیشه های گردو را در دست داشتیم یا مثلا سینی سبزی به بغل گرفته بودیم این ترانه ها را اجرا می کردیم.

در ادامه می خواهید کدام ترانه ها را اجرا و ضبط کنید؟

می خواهم سراغ بهاریه ها بروم . بهاریه ها شامل بستنی فروش ، چاقاله بادامی ، سبزی فروش ، گل پونه نعنا پونه ، مراسم دید و بازدید، آجیل فروش و... می شود.

به غیر از شما شاگردان دیگر مهرتاش به فکر اجرای این آثار نبودند؟

البته تعدادی از آنها را مرحوم بدیع زاده همان زمان اجرا کردند که اتفاقا استقبال خوبی هم از آن شد. اما افسوس که امروز دیگر این ترانه ها به فراموشی سپرده شده است و صدا و سیما هم اشتیاقی برای ارائه آنها نداشته است . در حالی که این فرهنگ ماست . خیلی از کسانی که آن زمان در جامعه باربد این اشعار را می خواندند امروز سعی می کنند این کار را پنهان کنند و از گفتنش شرم دارند در حالی که این فرهنگ ماست . چرا باید از این موضوع خجالت بکشیم . طبیعی است وقتی از زبان مثلا یک سبزی فروش می خواهیم حرف بزنیم بیانمان با زمانی که شعر حافظ می خوانیم متفاوت است . این دلیل نمی شود که آن را پست و خوار بشماریم . چون این طرز فکر وجود داشت کمتر به این ترانه ها توجه شد و همین باعث شد کسی آنها را اجرا نکند اما من تصمیم دارم آنها را اجرا کنم . البته هنوز هم چنین تفکری وجود دارد. مثلا کسی که در این آلبوم ساز زده است ، از من خواهش کرد که اسمش را نیاورم . درد این است که هنوز او که یک نوازنده خوب است نمی خواهد نامش روی آلبوم باشد. درد این است که خودمان هم هنوز نمی دانیم این ترانه ها بخشی از فرهنگ ماست.

چرا این کارها را در قالب شغل های مختلف ساخته شده است؟

شاید یک دلیلش این بوده که برای مردم جذابیت داشت و از طرفی می توانستیم با برپا کردن بساط آن شغل بخصوص هم یک فضای نمایشی ایجاد کنیم . ضمن این که اشعار اجتماعی و سیاسی در آن زمان کم نبود و ما هم به آنها می پرداختیم اما آنچه مردم بسیار دوست داشتند و مهرتاش را با آن می شناختند، همین ترانه هایی بود که برای کارهای مختلف خوانده بود.

آلبومی که برای هفت سین منتشر کرده بودید هفت ترانه داشت که برای سفره هفت سین خوانده شده بود. این ترانه ها را برای نوروز اجرا می کردید یا در مواقع دیگر هم اجرا می شد؟

بیشتر در آستانه نوروز اجرا می شد. اما جالب است بدانید آن روزها همان اشعار و شغل هایی که برای نوروز به وجود می آمد، تقریبا شعر و آوازی نزدیک به همان چیزی داشتند که مردم می شنیدند. مثلا نزدیک عید نوروز تخم مرغ فروشی یا سکه های نو برای سفره هفت سین از شغل هایی بود که همه جا دیده می شد. اتفاقا چه از نظر ساختار و چه از نظر شعر با وجود سادگی ، بسیار قوی بود. مثلا شعر سکه فروش می گوید:

سکه برای عیده ، هم زرده هم سفیده /موقع تحویل آقاجون ، نگاه بکن به سکه

خانم بزرگ نیت کن امسال بری به مکه / سکه برای عیده ، هم زرده هم سفیده

سکه برای تحویل این سکه به نومه (نامه ) / اگه زود زودنخرید، جون شما تمومه

آن موقع همه سر سفره سال نو سکه های نو می گذاشتند و آنها را گران تر از قیمت خودشان می خریدند. معتقد بودند سال نو، همه چیز باید نو باشد.

آیا تمامی آثار مهرتاش گردآوری شده است؟

بخشی از آنها را زمانی که در جامعه باربد بودم جمع کردم . شب هفتم استاد مهرتاش هم بعد از مراسم ، همراه چند نفر از دوستان قدیمی به منزل ایشان رفتیم . به اتاقش رفتم و یاد روزهای خوب گذشته افتادم . سازها، لباس ها و کتاب هایش در اتاق مرتب چیده شده بود. سه دفترچه هم داشت که ترانه های مختلف را در آن نوشته بود. آنها را برداشتم که یادگاری نگه دارم . هنوز هم صحیح و سالم آنها را دارم . متاسفانه تنها چیزهایی که از او مانده همین سه دفتر است و معلوم نیست چه بر سرسازها و دیگر لوازمش آمده است.

چه طور با جامعه باربد آشنا شدید؟

سال سوم ، چهارم دبیرستان بودم که با جامعه باربد آشنا شدم . از خیابان لاله زار می گذشتم که اعلامیه ای دیدم . جامعه باربد برای کلاس های موسیقی و نمایش هنرجو می گرفت . قبول شدم و زیر نظر استاد مهرتاش آواز و بازیگری یاد گرفتم . از سال 1339تا 6اردیبهشت 59که استاد فوت شدند، با هم بودیم . اولین پیش پرده ای که اجرا کرد، گردو فروش بود. بعد پیش پرده خسرو و شیرین و ترانه های دیگر. اما بیشتر از همه دوست داشتم ترانه سالنامه را بخوانم . نزدیک عید که می شد، فروشنده ها تقویم ها و سالنامه های کتابی و دیواری می فروختند. قدیم تقویم ها نوعی طالع بینی بود. مثلا نوشته بود طالع هر کسی هر روز چطور است و چه ساعتی خوش است . دوره گردها می گشتند و می خواندند. این پیش بینی ها و طالع بینی ها برایم خیلی جالب بود.

به نظر می آید بیشتر جذب نمایش شده بودید تا موسیقی.

بله ، من در ابتدا به خاطر نمایش به آنجا رفتم ، می خواستم هنرپیشه شوم اما موسیقی مرا به سمت خود کشاند. یک دوره که کلاس تئاتر را گذراندم ، پیشنهاد کرد که در کلاس آواز هم اجرا کنم . چون مهرتاش صدای مرا شنیده بود و انگار می دانست که در آن موفق ترم . از طرفی ، در ایران کار گروهی مثل اجرای تئاتر، خیلی سخت بود اما آواز یک کار فردی بود که راحت تر می تواستم آن را انجام بدهم چون خودم بودم و خودم . شالوده کار را از استاد مهرتاش آموختم ، البته پس از آن ، نزد استادان دیگری چون عبادی و باقری و کریمی هم رفتم ، اما آنها برای من چیزی بیش از گفته های استادم مهرتاش نداشتند و به همین خاطر خودم را شاگرد او می دانم.

غیر از این مجموعه ، کار دیگری هم دارید؟

 7دستگاه و 5آواز را خواندم و با ذکر اسم گوشه ها همه را با همراهی ساز خوانده ام که بزودی قرار است به بازار بیاید. اجرای این کار 3سال طول کشید، اما در عوض ، کار با ارزشی است . این ردیف آوازی روایت اسماعیل خان مهرتاش است که من آن را اجرا کرده ام . این هم روایت اوست که شاگردان زیادی هم از همین مکتب بیرون آمده اند و همین ردیف ها را کار کرده اند. به هر حال ، تمام سعی ام را کرده ام اما می دانم که هر وقت این ردیف ها به بازار بیاید، حرف و حدیث هایی هست ، اما من کاری را که باید می کردم ، انجام دادم.

آزاده شهمیر نوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها