حماسه جاویدان

کد خبر: ۱۶۳۲
زمین بر سنگفرش یخ زده اش نشانی از گامهای رهگذران جوان و نوجوانش حک کرده بود.خیابان در آرزوی دیدن سرسبزی برگهای درختان ، همچنان چشم به آسمان داشت.و زمان در انتظار بود... شاید هلهله ای از جانب رقصندگان شیطان به بازخورد صدایی حماسی خاموش شود.و زمان در انتظار بود... تا زمین دوباره حماسه هایش را تکرار کند و زمان ... تا فرزندان ایران زمین دوباره برخیزند و بر سترگی سیاه شب چیره شوند و مقدمات حلول بهار را بچینند.و زمان ...13 آبان 57 بود؛ سالی دیگر و13 آبانی دیگر و باز حماسه ای برای تکرار بزرگی فرزندان ایران زمین ... آن گاه که دژخیمان از دل شب سیاه یورش آوردند و مقتدای سپیدی و حماسه را با خود بردند، فردای روز، دوباره خروش برآمد. آن روز که دشمن خانه را لانه کرده بود، دوباره عشق به غیرت آمد و فرزندان ایران ، جوانان ایران ، آغوش در آغوش حماسه ، خون خود را به پای صنوبرهای جاودانگی جاری کردند.آن روز...13 آبان گذشت.آن سال هم گذشت.جوانان ایران اما ماندند و حماسه جاوید شدند.حالا هر13 آبانی که می شود به پای خونهای ریخته شده صنوبرهای جاودانگی پیمان می بندیم که ...ثبت است بر جریده عالم دوام ما
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها