گزارشی از سرانجام «نخستین جشن بزرگ داستان انقلاب اسلامی»

مراسمی که از آن انتظاری نمی رفت

سال 86 برای ادبیات ، سال جشنواره ها و مسابقات مختلف بود؛ جشنواره ها و مسابقاتی که هر کدام در اندازه خود می کوشید روغنی به چراغ فتیله سوخته ادبیات بریزد. جشن بزرگ داستان انقلاب اسلامی را نیز باید در همین رسته اقدامات ارزیابی کرد؛ جشنی که با فراخوان آن از اردیبهشت نویدبخش توجه جدی به یکی از موضوعات مغفول مانده ادبیات داستانی بود. در کنار اجرای این جشن برای «داستان های چاپ نشده!» با انتشار کتاب هایی مانند «اسماعیل » امیرحسین فردی و «قطار 57» رضا رئیسی ، امیدواری ها برای تبدیل شدن این موضوع به یک دغدغه نویسندگی و سیاستگذاری زیادتر شد. اما با همه این موضوعات مثبت ، این جشن در حالی به کار خود پایان داد که هیچ یک از آثار ارائه شده در آن نتوانسته بودند به عنوان اثر برگزیده شناخته شوند و به همین دلیل هم همه این اقدامات به چند تقدیر و چند سخنرانی امیدوارکننده ، محدود و فرجام گرفت . بررسی ادبیات انقلاب اسلامی و این جشن بزرگ ، دستمایه گزارشی است که پیش رو دارید. امید داشتیم با توجه به اهمیت موضوع ، بتوانیم جویای نظرات ریاست حوزه هنری به عنوان متولی و بانی این برنامه باشیم که با وجود تماس های مکرر و مکاتبه نتوانستیم چند دقیقه ای پای صحبت های مهندس بنیانیان بنشینیم. به این لحاظ اگر یکطرفه به قاضی رفته ایم ، پیشاپیش عذرخواهی می کنیم. در واقع ما نمی خواستیم یکطرفه برویم ، بلکه طرف دیگر حاضر به صحبت نشده است. شاید هم به علت نحوه برگزاری مراسم.
کد خبر: ۱۶۳۰۸۸

داستان هایی که با دستمایه موضوع انقلاب اسلامی نگارش شده ، بسیار کم است . کشور ما و بالتبع آن هنر ایرانی ، یکصد سال پرشتاب و پرحادثه ای را گذرانده که در آن جنگ ، تغییر و تحول ، اشغال ، درگیری و کشمکش همه و همه هنر این سرزمین را متاثر کرده است.

در واقع یکصد سالی که در آن ، 2سلسله حکومتی سرنگون شده و مدت زیادی جامعه درگیر جنگ ها و تحولات سیاسی بنیادی مانند انقلاب و کودتاست و هر تحولی به صورت زنجیروار وابسته به اتفاق قبلی است ؛ شناسایی یک ژانر یا گروه خاص داستانی از داستان های معاصر دشوار می نماید.

همان گونه که محسن مومنی ، یکی از برگزارکنندگان و داور این مسابقه نیز اذعان می کند: قالب زمانی این ادبیات را با مسامحه می توان از سال های 41و 42محاسبه کرد؛ زیرا بستر انقلاب اسلامی در مقطع زمانی دیگری است.

جو غالب داستان نویسی در این سال ها نیز متاسفانه برخاسته و متاثر از جریان چپ مارکسیستی است و این دوره بخصوص نیز به همین دلیل در سال های ایجاد و اوج ، روایتی درخور نمی یابد.

امام خمینی ره در هنگام تبعید، جمله مشهوری دارند که فرموده اند: «سربازان من درون گهواره ها جا دارند» و این سربازان ، زمانی چشم بر حوادث پرشتاب پیروزی انقلاب می گشایند که همه چیز در حال تحول است.

برداشت هایی که عمده آن تاثیرگرفته از ماه های پرخروش سال 56و 57خورشیدی است ؛ و تصویر انقلاب در آن محدود به راهپیمایی ها و اعلامیه هاست . انقلاب ، پیروز می شود و شاکله هنر انقلاب در حال شکل گیری است.

با آغاز جنگ تحمیلی ، تکلیف مهمتری پیش می آید که آن دفاع از کیان اسلام و انقلاب است.

نویسنده باید درباره چیزهایی بنویسد که تربیت کننده نسل جهادگر و رزمنده است و کم کم موضوع انقلاب ، چرایی ، چیستی و مراحل آن به فراموشی کامل سپرده می شود.

جنگ تمام می شود و هنوز هنر دغدغه جنگ را دارد و نسل ها نو می شوند و هنوز کسی درباره انقلاب چیزی نگفته است.

احمد دهقان ، نویسنده و داور جشن بزرگ داستان انقلاب در همین زمینه می گوید: گذشت زمان باعث شده تلقی های متفاوت و بسیار سطحی ای در این خصوص شکل بگیرد و همین نکته مانع مهمی برای تولید آثار فاخر در این عرصه و فهم دقیق انقلاب اسلامی است.

چرا ادبیات انقلاب اسلامی؟

ملت ایران در طول 30ساله اخیر، هزینه های زیادی را برای پاسداشت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی پرداخته است ؛ هزینه هایی که بدون تجلی ضرورت های انقلاب و براساس آن تبدیل اسناد، مدارک و دلایل به یک پیش زمینه فکری و ذهنی برای نسل های کنونی و آینده ، پرداختن آن مبهم به نظر می رسد.

گرچه انقلاب اسلامی به لحاظ فرهنگی و اعتقادی برای نسل اول آن ضرورت و حقیقتی واضح است ؛ اما احتیاج به این دارد که ضرورت ها و گوهر آن در تاریخ و فرهنگ ایران متجلی شود تا بتواند در هویت ایرانی نقشی ماندگار بیافریند.

بنابراین گرچه این واقعه شاه بیت همه مبارزات آزادی خواهانه یکصد ساله اخیر ملت ایران است ؛ اما هنوز به عنوان حلقه گمشده ادبیات معاصر، موضوعی غایب در هنر ایرانی است.

یکی از نویسندگان در این زمینه معتقد است : «اگر بسیاری از کشورها، واقعه ای مشابه انقلاب اسلامی داشتند؛ خیلی بیشتر از ما برای معرفی آن به دنیا، داستان می نوشتند و آن را وارد ادبیات جهانی می نمودند.»

اقدامی دیرهنگام ؛ اما عجولانه!

برگزاری جشن بزرگ ، کارگاه و بررسی موضوع ادبیات انقلاب اسلامی ، اقدامی ارزنده از سوی حوزه هنری بود. در عین حال ، نمی توان از یک نکته مهم غفلت کرد که درباره احیای یک موضوع فراموش شده باید با مطالعه بیشتری قدم برداشت.

امروزه بسیاری تصور می کنند فراخوان این حوزه برای جمع آوری قصه های انقلاب با اعلام جوایز ارزشمند مالی ، پیش از هر زمینه سازی و کالبدشکافی موضوع ضعف داستان نگاری درباره انقلاب ، یک نوع تحریک و دغدغه سازی ساختگی است ؛ گزاره ای که گردانندگان و داوران جشن نیز آن را رد نمی کنند.

درواقع پیش از برپایی هر جشن بزرگ (یا به کار بردن واژه ای در این سطح ) باید مطمئن بود که مدعوین این جشن در معنای واقعی کلمه بزرگ هستند یا نه؟

فرجام جشن به ارائه آثاری نه چندان قوی که به تعبیر مجید قیصری داور جشن شتابزدگی در تدوین و ارائه در جای جای آن موج می زد؛ نشان داد که صرف تشویق برای ایجاد آثار بزرگ در یک حوزه مفهومی کارگر نیست.

قیصری در ادامه همین اظهارنظر توضیح می دهد: «داستان بزرگ ، حاصل مشاهده دقیق یا مطالعه عمیق است و با یک فراخوان سه چهار ماهه نمی توان انتظار داشت تشویق هر چقدر بالا هم باشد، به تولید کار ارزنده منتهی شود. البته نمی توان بیش از این توقع داشت . متاسفانه در کشور ما این گونه آزمون و خطاها بویژه در عرصه هنر فراوان است.»

در مقابل محمد ناصری ، دبیر اجرایی جشن معتقد است ؛ با وجود ضعف عمده بسیاری از آثار، نگاه گردانندگان این جشن به آینده بوده و انتظار خاصی از این دوره نمی رفته است.

هدف گیری اصلی ما برای سال های بعد و بویژه جشن های سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی است . ما می خواستیم موج آفرینی کنیم و در این زمینه هم کم توفیق نبوده ایم. نباید از دوره اول هر کاری انتظاری زیاد داشت.

ماجرای داستان چاپ نشده!

محسن مومنی که علاوه بر عضویت در هیات داوران ، در دفتر ادبیات حوزه نیز مسوولیت دارد، ابراز رضایت شدیدی از جذب استعدادها (افراد غیرحرفه ای ) به این جشن دارد.

وی می گوید: در جریان همین جشن تقریبا 10نفری را شناسایی کردیم که گرچه آثار قوی خلق نکرده اند، می توانند نویسندگان بزرگی باشند.

اما درواقع همین موضوع یکی از نقاط ضعف کیفی جشن است ؛ زیرا اگر داستانی بلند از قبل تولید شده و چاپ نشده باشد؛ خود نشانه ضعف داستان است و از سویی نمی توان مهلت یک جشنواره ادبی را برای آفرینش یک کار بلند و شاخص کافی دانست.

بنابراین کارکرد استعدادیابی در جشنواره ها و مسابقات در این سطح کمی غیرحرفه ای به نظر می رسد. از سویی ، نگاه سختگیرانه هیات داوران که در اظهارنظرهای اعضای آن تاکید شده ، نکته نافی دیگری بر توجیه ضعف های کارکردی و مطالعاتی این طرح از قبل است.

سمیناری که جشن بزرگ شد!

در این جشن بزرگ از آغاز مقرر نبود که از کتاب های چاپ شده ، تقدیر به عمل آید و از سویی دیگر، به قول گرداننده های آن حرکتی رو به جلو برای آینده پیش بینی شده بود.

حال سوال این است که با این اوضاع و احوال و این که همه می دانستند چه اتفاقی روی خواهد داد؛ چگونه این اتفاق ، جشن بزرگ نامیده شد.

اگر سمیناری برای آسیب شناسی و بررسی راه های توسعه نگارش داستان های انقلاب اسلامی پیش از اجرای جشن بزرگ اتفاق می افتد؛ شاید جشنواره پس از آن واقعا بزرگ و شایسته نامش می شد.

مجید قیصری در پاسخ پرسش ما که می پرسیم چشم انداز شما برای ادامه جریان این جایزه بزرگ چیست ؛ می گوید: هیچ چیز قابل پیش بینی نیست ؛ اگر سال آینده جشنواره برگزار نشود، چه کسی سوال می کند و سراغ می گیرد؟!

مثل این است که بگوییم آیا تیم فوتبال به جام جهانی می رود؟ اما این همه مهم نیست.

مهم این است که همه برگزارکنندگان برای دوره اول از دریافت 395داستان از سراسر کشور راضی و خشنودند. فعلا فقط تعداد آثار مهم است.

محمدصادق دهنادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها