حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
توماس المر به کمیسر گفته بود، من در خیابان جرجیا همان خیابانی که محل کار کمیسر است مشغول بودم که جان پلانز ساعت 15/16 تماس گرفته و از او خواسته است به کارخانه بیاید و او هم ظرف 25 دقیقه خود را به کارخانه رسانده است.
این در حالی است که کارخانه در 60 کیلومتری شهر واقع شده و تازه از خیابان جرجیا تا دروازه خروجی شهر کیلومترها فاصله بوده و نمیتوانسته در ترافیک سنگین عصرگاهی خود را سریع برساند.
بنابراین ادعاهای توماس و جان دروغ محض بوده است. ضمن اینکه خروج کالا توسط مقتول از کارخانه بدون هماهنگی و همکاری نگهبانها امکان پذیر نبوده است، در واقع مقتول با کمک توماس و جان اقدام به خروج وسایل داخل انبار میکرده و وقتی توسط مدیر کارخانه لو میرود موضوع را با همدستانش در میان میگذارد و این دو نفر نیز برای اینکه لو نروند اقدام به قتل او میکنند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....