حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ادوارد وولف، کارشناس برجسته توزیع ثروت، مینویسد که شرایط زندگی خانوارهای متوسط امریکایی در دهه 1990 بدتر شد و در عین حال افزایش فوقالعاده ثروت و درآمد نخبگان، بسرعت میانگینها را بالا کشید. از 1983 تا 1998، ثروت میانگین یک درصد ثروتمند، به میزان سرسامآور 42 درصد افزایش یافت، در حالی که 40 درصد فقیر جامعه، 67 درصد از ثروت بسیار ناچیز خود را از دست دادند. وی به این نتیجه رسید که شکوفایی اقتصادی دهه 1990 تاثیری در وضعیت اکثریت امریکاییها ایجاد نکرد.
ثروتمندان در تداوم روندی که از اواخر دهه 1970 شروع شده است، سودبرندگان اصلی بودهاند. از خودگذشتگی دولت بوش در راه منافع ثروتمندان و مرفهان به این روند شتاب بخشید و به فوران سود شرکتها، درآمد متخصصان سودهای حاصل از سرمایهگذاری و غرامتهای دولتی انجامید؛ تا جایی که در اواسط سال 2005 دستمزد میانگین هر ساعت کار برای بیشتر کارگران، حتی به میزان پایین دوران رکود سال 2001 نیز نرسید. ارقام ارائه شده از سوی اداره آمار در سال 2004 آشکار کرد که برای اولین بار در تاریخ امریکا، درآمد خانوارها برای پنجمین سال متوالی، افزایش نیافت.
میانگین درآمدها پیش از کسر مالیات به کمترین میزان آن از سال 1997 به بعد رسید و در عین حال، میزان فقر برای چهارمین سال متوالی، افزایش و به 7/12 درصد بالغ شد. متوسط درآمدهای کارگران تمام وقت، 3/2 درصد کاهش یافت و در کل نابرابری، افزایش بیسابقهای یافته است؛ البته نباید سودهای حاصل از سهامداری را در نظر گرفت که خود به دلیل تمرکز شدید مالکیت سهام، باعث گسترش بیشتر نابرابری میشود.
وزارت کار در سال 2004، از کاهش دیگری در دستمزدهای واقعی اکثر کارگران غیر از درصد کوچکی از کارگران بسیار ماهر خبر داد. دین بیکر اقتصاددان امریکایی در اکتبر 2005 گزارش داد که اقتصاد امریکا در طولانیترین دوران بیکاری پس از رکود بزرگ متعاقب کسادی سال 2001 قرار دارد. نسبت شغل به جمعیت، هنوز 2 درصد کمتر از میزان قبل از دوران رکود است. با در نظر گرفتن بهبودی اوضاع بازار کار به عنوان یک شاخص، اقتصاد امریکا هیچ وقت در دوران پس از جنگ تا این حد انعطافناپذیر نبوده است.
اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....