حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در تولید برنامههای نوروزی چیزهایی را در نظر میگیریم و به چه مواردی بیتوجهیم؟ در این یادداشت، بخشی از فکرهای بلندبلند نگارنده یک به یک و بدون ترتیبی خاص، با شما خوانندگان جامجم که «بینندگان و شنوندگان محترم برنامههای نوروزی» نیز خواهید بود، به شراکت گذارده شده است.
1 - آموختهایم که صدا بسیار نافذ است. گفتهاند که صدا از همه اعضا و جوارح نفوذ میکند و به درون کالبد انسان میرسد. شاید از همینرو است که «تنها صداست که میماند» را باور داریم و اذان بدو تولد و تلقین هنگام تدفین در آیین مذهبی ما نقش مهمی دارند. برنامههای رادیویی، به دلیل نوع کارکرد و فراهم کردن امکان شکلگیری حریم خصوصی برای شنونده، چیزی متفاوت از تصویریها هستند. آیا در روزهایی که شنوندههای ما روزگار را نو کردهاند و فرصتی فارغ از هیاهوی کار و روزمرگی و دوندگی دارند، از این شرایط به عنوان یک «فرصت طلایی» بهره میبریم؟ در برنامههایی که در دست طراحی و تولید داریم، نقشی برای تصویرسازی و تخیل و ایدهپردازی برای شنوندگان قایل هستیم؟
2 - آیا نقشهای کشیدهایم که شنونده رادیو را از اول سال، با ایدههای نو و ابتکارهای خودمان همراه کنیم و در تلاش باشیم تا او را مشتری شبکه و آنتن و برنامه خود نماییم؟ آیا هنوز در این اندیشه هستیم که شنونده رادیو «گذری» است و حداکثر چند دقیقهای مهمان ما خواهد بود؟ او چه میخواهد و در پی چیست که ما تقدیمش کنیم و چهها نمیخواهد و از چه پرهیز دارد که تحمیلش مینماییم؟ به خاطر داشته باشیم که مشتری همکاران برنامهساز ما در رادیو، در تعطیلات نوروز، به دید و بازدیدهای خانوادگی میروند و در این آمد و شدها چه بهتر که پیچ رادیوشان برای ما باز باشد تا پخش سیدیها...
3 - در نوروز، بیش از هر زمان دیگری مردم مشغول دید و بازدید هستند. یا میهمان دارند یا به میهمانی میروند. سریالی که کمابیش یک ساعت و هر شب روی آنتن است، برنامه رفت و آمدها را تحتتاثیر قرار میدهد. این قدرت رسانه است که مردم را زود به خانه بکشاند یا دیر از میهمانی بیرون کند، اما آیا مشتری هم دوست دارد که اختیار برنامهریزیاش را به آنتن بسپارد؟ توجه به تولید برنامههای متنوع و خردشده، با روایتها و پیامهای ساده و کاملا مفهوم، کمک میکند تا مشتریان ما راحتتر دل به ما بسپارند و راحتتر هم دل بکنند و با انجام سنت نیک صله ارحام، تیزهوشی و تشخیص نیازش توسط برنامهسازان را تحسین کنند. به عنوان نمونه، اخبار 30/20 از جمله موارد موفق این رویکرد کمگویی و گزیدهگویی و متفاوت بودن است.
4 - ضرباهنگ تند و روزهای پرکار حین سال، برای بسیاری از همکاران رسانهای ما در روزهای نوروز، به ریتمی ملایمتر تبدیل میشود. همه فرصتهایی که ما در طول سال نداریم تا با حوصله و فکر متمرکز به برنامههای خود بپردازیم، در آغاز سال داریم تا لابهلای همه امور شخصی زندگی، به نو کردن ایدههای برنامههایمان تخصیص دهیم. محتوا، سبک و همه چیز برنامه نیاز بازنگری و نو شدن دارند. در نوروز میتوانیم به آنها «فکر» کنیم و بعد محصولاتش را طی 365 روز، پیشکش مخاطب نماییم.
5 - به سفرهای داخلی در برنامههای مختلف رادیویی و تلویزیونی پرداخته میشود، اما خارجیها چطور؟ مردم ما اهل سفرند، اما بسیارند کسانی که امکانات، شرایط و فرصت و هزینههای سفر خارجی را ندارند. عرضه و تقاضا و بازار سفرهای برونمرزی را میتوان با مرور آگهیهای آژانس مسافرتی درروزنامههای پرشمارگان کشور تحلیل کرد. هنوز هم وقتی کسی از سفر میآید همه مشتاق تعریفها و روایتهای او از دیدهها و شنیدههایش هستند. چه خوب است مشاهدات مسافران را با شیوههایی ابتکاری برای دیگران هم روایت کنیم. تصویر و صدا هر دو در اختیار ماست و به مدد فناوری، همه مسافران با خود دوربین و رکوردر دیجیتال همراه دارند. اگر فراخوان کنیم و دیدنیها و جذابیتهای سفر را بخواهیم، مشتریان فراوانی جذب خواهند شد.
6 - روزهای آغازین سال، بهترین زمان برای برنامهریزی زندگی است. سررسیدها نو میشوند و اهل خانواده کنار هم مینشینند و سال پیشروی را با هزار امید و آرزو آغاز میکنند. فرصت خوبی است تا از طریق رسانه راهنمایشان باشیم و بودجهریزی زندگی شخصی، هدفگذاری، استراتژی داشتن، برنامهریزی عملیاتی و مفاهیمی که در سازمانها و بنگاهها بسیار جدی است را به سفره فکری خانوادهها ببریم. اگر درکلام مجریان خود، برای مخاطب آرزوی موفقیت و خوشی داریم، باید به او، چشمانداز داشتن و تعریف ماموریت و راه و روش هدفگذاری و موفق شدن و در پی آن چگونگی طراحی مسیر نیل به این موفقیتها و شاخصگذاریها را هم به زبان ساده و بیپیرایه بیاموزیم. اگر قرار است موفقیتی در کلان جامعه حاصل شود، باید ارکان خردتر آن هم به موفقیت برسند. این قاعدهای است که استثنا برنمیتابد. مفاهیم مدیریت علمی را میتوان لابهلای عادتهای روزمره هنرمندانه چاشنی سفرههای ناهار و شام و ظرفهای میوه و آجیل کرد. مردم ما در نوروز بیش از هر زمان دیگری، باهم نشست و برخاست دارند و میتوان از مشورت و همفکری یکدیگر بهره ببرند.
7 - نوروز عید دیرینه و کهن ما ایرانیان است. این آیین باستانی در گذر زمان فراموش نشده و به دلیل تار و پود محکم و رگ و ریشهای که در فرهنگ ما دارند، مانا است. در آغاز بهار که ما عید میشناسیمش، دیگر جوامع دنیا در چه حال و روزگاری هستند؟ آنها که در زمستان و 10 دی ماه ما، اول ژانویه را عید میشناسند چه تفاوتها و شباهتهایی با رسم و رسوم ما دارند؟ مناسبتهای دیگر ما که عید هستند چگونهاند و در کجای تقویم ما ثبت شدهاند و دیگر کشورها و اقوام برای خود چه برنامههایی دارند؟ مفهوم عید در دنیا چگونه توصیف میشود و پاسداشت سنتها چطور درملل مختلف انجام میپذیرد؟ دستکم خوبها را ببینیم و بشنویم. هموطنان ایرانی مقیم خارج از کشور، دوستان قدیمی و همسایههای سفر کرده و خواهران و برادران و خویشان دور از وطن راویان خوبی برای کمک به این دنیا دیده شدن و شناخت فرهنگهای مختلف هستند. دفترهای نمایندگی سازمان در خارج از کشور و دسترسی به اینترنت کمی از دشواریهای فنی اجرایی شدن این ایده میکاهد.
8 - به بهانه نو شدن روزگار و شکفتن شکوفهها، چه خوب است به نو کردن فکر و پویایی اندیشهها هم در برنامههای نوروزی خود بها و جلوه ویژه دهیم. خلاقیت و هوشمندی و ایدهپردازی و بهبودگرایی و مفاهیمی اینچنین در فرصت تعطیلات نوروز است که خواهان بیشتری دارد و بهتر هم در دل خانوادهها مینشیند.
تربیت تفکر خلاق و نمود دادن به ایدهها و آموزشهای غیرمستقیم تکنیکهای نوآوری اگر در ابتدای سال مورد توجه باشند میتوانند تا پایان سال به محصول و ثمر خوبی بدل شوند و فراتر از سرگرمی مخاطب به کارش آیند.
محمود کریمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....