حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چه زمانی به معنای واقعی اجرا نزدیک میشوید؟
اجرا تنها دست مجری نیست. اگر یک مسابقه تلویزیونی از زمان خوب و کافی بهرهمند باشد و مورد حمایت مدیران شبکه قرار گیرد و از طراحی مناسبی برخوردار باشد، قطعا مجری نیز تمام توانش را برای رسیدن به معنای واقعی اجرا به کار میگیرد، اما متاسفانه بودجهها اندک است و باید به حداقلها قانع بود و این آفتی است که قدرت مانور را از مجری میگیرد.
نگاه تازه شما به اجرای مسابقات تلویزیونی؟
همواره میتوانیم متنوع اجرا کنیم، به شرطی که معذورات را برداریم. باید نگاه دقیقی داشته باشیم و ببینیم مخاطب چه میخواهد. باید طبق گستره مخاطبانمان که همه گروههای سنی را شامل میشوند، برنامه بسازیم تا هم به فرهنگمان لطمهای وارد نشود و هم افراد با سلایق متفاوت را جذب کنیم. اگر قدری قالبها را بشکنیم و نوع نگاهمان را تغییر دهیم، غیر از بنده حقیر، مجریانی هستند که میتوانند از شدت نشاط و هیجان، تلویزیون را به آتش بکشند، اما تا زمانی که دست و پای ما بسته است و بودجه به اندازه مسابقه نیست، تنوعی در کار نخواهد بود و مسابقات زنده تلفنی بیشتر آنتن پر کن خواهند بود.
هنوز که هنوز است مسابقه هفته با وجود ساختار سادهاش در یادها باقی مانده است، اما در سالهای اخیر کمتر شاهد چنین اتفاقی هستیم. چرا؟
معمولا اولین کارها در ذهن مردم میمانند. یک نوستالژی است. مسابقه هفته یک سری سوال بود بعلاوه هنر زندهیاد استاد نوذری. بعد از ایشان سیدمحمد در اجرای مسابقات طنزگونه و جنگ بینظیر عمل کرد. بسیاری با شنیدن کلمه مسابقه، نام محمد را به یاد میآورند، زیرا اولین مسابقه بزرگ ایران را اجرا کرد. همه خوبند. من قضاوت نمیکنم. نظر شخصیام را میگویم. الان مسابقات، زیاد و تکراری شدهاند و به همین دلیل برخی از بینندهها دلزده شدهاند، اما برای شبکهها سودآورند. زمان مسابقه ما 20 دقیقه است اما حدود 54 دقیقه قبل از آن آگهی بازرگانی پخش میشود و این یعنی میلیونها تومان پول.
اجرای مسابقات زنده تلفنی دشوار است؟
نه، اصلا به نظر من سادهترین نوع اجراست.
اما چندی پیش یکی از همکارانتان سختترین نوع اجرا را در مسابقات تلویزیونی دانسته بودند.
سلیقهها متفاوت است. من چون در تئاتر فعالیت میکنم، سادهترین اجرا را در مسابقات تلویزیونی میدانم و برای اجرای آنها هیچ گاه استرس نداشتهام زیرا خودم هستم، قالب ندارم و راحتم. البته به نظر همکارم هم احترام میگذارم زیرا سیستمها در برنامههای مختلف فرق میکند و در نتیجه سبک و سیاقها نیز متفاوت است.
چرا غالب مسابقات زنده تلفنی رایانهای شدهاند و کمخرجترین حالت که استفاده از یک رایانه و مجری است را برگزیدهاند؟
حق با شماست، این یک اشکال بزرگ است. نباید تا این حد رایانه را در مسابقات وارد نماییم و روح کار را بخشکانیم. بنده و آقای مهندس باقی برای این که سنتشکنی کنیم، طرح مشترکی را ارائه دادهایم که اصلا رایانهای نیست و نشاط و شادی را میهمان خانهها میکند. اما متاسفانه فعلا اجازه نمیدهند. من با بازیهای رایانهای مخالفم. شاید اوایل، نوعی تنوع و جذابیت به حساب میآمد، اما فکر میکنم در حال حاضر به حد اشباع رسیده است.
مسابقه خودتان نیز مدتی است یکنواخت شده، نمیخواهید تغییری در آن به وجود آورید؟
یکنواختی برنامه ما به دلیل کمبود منابع مالی و عدم زمان مناسب است. بنده تمام تلاشم را میکنم تا خوب اجرا کنم. شما اگر نقصی در اجرایم میبینید، بگویید تا برطرف کنم. بازیها دست پول است و پول هم که نیست! البته حق با شما و بینندههاست اما واقعا ما گناهی نداریم.
چرا مسابقات امروز ما بیشتر جنبه سرگرمکننده دارند و از بار علمی چندانی بهره نبردهاند؟
معمولا در برنامههای کوتاه، شما نمیتوانید روی این مقوله وقت بگذارید، ضمن این که برخی از برنامهها بیشتر جنبه سرگرمیشان مد نظر است. بنا نیست ما آموزش بدهیم. معتقدم اگر بخواهیم مسابقاتمان بار علمی داشته باشند، بهتر است از زبان طنز استفاده کنیم تا مطالب در ذهنها باقی بماند. مثلا ما در سری جدید وقت مسابقه با همفکری نویسنده برنامه، سوالات جالبی طرح کردیم. در یکی از برنامهها من از شرکتکنندهها پرسیدم: دوست مورچه کیست. خیلیها نمیدانستند مورچهها با شتهها همزیستی دارند. اگر فرصت کافی وجود داشت میتوانستیم مطالب جالب و جذابی را مطرح کنیم، اما تا بخواهیم صحبت کنیم میگویند عجله کنید که 2 دقیقه بیشتر نمانده است. البته شاید هم بهتر باشد که بار علمی را بگذاریم برای برنامههای علمی.
حرف آخر را در اجرا، اول گفتهاید؟
اجرا، حرف آخر ندارد چون زندگی حرف آخر ندارد. همواره باید رشد کرد و عرصههای جدید را آزمود. متاسفانه ما یک مدرک الکی گرفتهایم و با سواد پایین ادعایمان دنیا را کشته است و فکر میکنیم همه مسیر را رفتهایم در حالی که اجرا به منش، رفتار و کردار شما بستگی دارد.
واقعا خودتان در زندگی با اساماس، سروته حرفهایتان را به هم نمیآورید؟
اصلا اهل اساماس نیستم، اما آن چه در تیتراژ وقت مسابقه خواندهام، واقعا از مشکلات جامعه امروز ماست: آی با تو هستم هموطن / گوش کن تو به حرفای من/ چرا واسه هم وقت نذاریم/ حرف دلو با اساماس/ سر و تهشو هم بیاریم/ تمام تلاشم را میکنم که اینگونه نباشم.
تکراریترین نگاهی که مردم نسبت به اجرایتان دارند؟
مردم همواره نسبت به من محبت داشتهاند و کمتر انتقاد میکنند، البته احتمالا نمیخواهند به خودم بگویند، اما یک مورد که در ذهنم مانده، این است که یکی به من گفت: شما از داداشت تقلید میکنی و میخواهی ادای او را در بیاوری، من هم گفتم اگر شما این طور فکر میکنید حتما همین است که میگویید.
در اجرا، آب از سرتان گذشته است؟
آره، در دریای محبتهای مردم خفه شدهام.
سهمتان را از اجرا گرفتهاید؟
دنیویاش را بله. اما به لحاظ معنوی نه. برایم مهم نیست که چقدر درآمد داشته باشم یا در میان مردم محبوب باشم، دوست دارم بگویند حسینی آدم بدی نیست.
بسیاری از شرکتکنندههای مسابقات زنده تلفنی از دیر رسیدن جوایزشان گلهمندند. چرا این قدر دیر جوایز را ارسال میکنید؟
معمولا بعد از 3 ماه جوایز شرکتکنندگان را با هم ارسال میکنند، زیرا نمیتوان یکییکی فرستاد. اما در مجموع نباید بیش از 4 تا 6 ماه طول بکشد. ما در وقت مسابقه و شهر به شهر، شرکتکنندهای نداریم که جایزه به دستش نرسیده باشد، اگر بیش از این مدت طول بکشد، حتما ایرادی در کار آن برنامه وجود دارد.
برای شما زود دیر شده است؟
بله، میتوانستم خیلی بهتر از این باشم. گاه قدر فرصتها را نمیدانیم و زمانی متوجه میشویم که خیلی دیر شده است. اگر همین الان بمیرم هیچ آرزوی برآورده نشدهای ندارم و خوشبختانه به تمام خواستههای زندگیام رسیدهام و از این بابت شرمنده خداوند هستم.
در آرشیو ذهنی لحظههای اجرایتان چه خبر است؟
سردرگمی! دوست دارم کاری انجام دهم که مردم از آن لذت ببرند. خنده مردم را خیلی دوست دارم. دلم میخواهد لحظههای مردم را شیرین کنم، اما ذهنم شلوغ است و هنوز در مقابل خواستههای بینندهها خیلی کوچکم.
برای اجرایتان چه خواب تازهای دیدهاید؟
میخواهم سبک تازه و جدیدی را بر مبنای زیبایی و سادگی به نمایش بگذارم. اگر اجازه بدهند فکرهایی در سر دارم که میتواند فرم تازه و نویی از مسابقات را بدون استفاده از رایانه به نمایش بگذارد. میخواهم خوانندگی،دوبله، گزارشهای فوتبال و کشتی با لهجههای مختلف را به آیتمهای مسابقه اضافه کنم تا کار جذاب شود. طرح من طوری است که میتواند به شدت مردم را شاد کند و حتی اگر ساعت 11 شب هم پخش شود، جواب خواهد داد. این طرح میتواند بیش از یکسال بدون آن که به تکرار بیفتد و بیننده خسته شود، ادامه یابد و همچنان جذابیت روز اول را حفظ کند، اما حیف که گوش شنوایی وجود ندارد و به دلیل مسائل مالی و ... با مخالفت روبهرو میشود. من هنوز نتوانستهام آن چه در توان دارم را برای مسابقات به منصه ظهور برسانم. اگر شما امروز میبینید مسابقه سیمرغ در یادها مانده است، به این دلیل است که برایش هزینه شده بود و به مجری اجازه میدادند هر کاری میخواهد بکند. در همه دنیا همین است. نمیتوان با 40 هزار تومان جایزه از بیننده توقع شادی و هیجان داشت. 40 هزار تومان چه انرژی میآورد! اگر دست تهیهکنندهها را باز بگذارند و کمی هزینه کنند، خیلی بهتر میتوان کار کرد.
اما به نظر میرسد در این زمینه گلایههایی به خود تهیهکنندهها نیز وارد باشد؟
با شما موافقم، برخی از تهیهکنندهها دست و پای مجری را میبندند. به نظر من تهیهکننده باید هدایتکننده باشد نه دخالتکننده مستقیم. باید مرزهای صحیح و استاندارد را به مجری بشناساند و بقیه کار را به او بسپارد.
تهیهکننده خودتان این گونه هست؟
بله. خوشبختانه تهیهکننده من این اجازه را میدهد و من بینهایت از ایشان راضی هستم.
اجرای شور یا بینمک داشتهاید؟
بله. تا دلتان بخواهد شور بوده است. گاهی شما حوصله و انرژی ندارید و لذا کارتان آن طور که میخواهید نمیشود.
ذات اجرای سیدمرتضی حسینی؟
ذات ندارد، اگر ذات داشت که خوب بود! (میخندد) شاید ذات اجرایم، خودمانی بودن باشد.
دادنیهای اجرا به شما بیشتر بوده یا گرفتنیهایش؟
به غیر از برادرم، از فرد دیگری الگو نگرفتهام. مسابقههای دیگر را نیز نمیبینم تا در نحوه اجرایم تاثیر نگذارد. البته با تمام مجریان مسابقه دوست صمیمی هستم؛ اما نظر کارشناسان برنامه که همانا مردم هستند را با دقت به کار میبندم. چیزی هم نداشتهام که اجرا از من بگیرد.
برادرتان چه چیزهایی به شما یاد داده است؟
این که خودمانی باشم، توهین نکنم و باادب باشم و از همه مهمتر این که حین اجرا، خودم باشم.
یکشبه چیزی را در اجرا به باد دادهاید؟
نه تاکنون هیچ سوتی در کارهایم ندادهام.
اولین چیزی که با شنیدن این اسامی در ذهنتان تداعی میشود، چیست؟
محمد سلوکی: پسر خیلی خوب
بهمن هاشمی: بامزه
سیدمحمدحسینی: سرور من
سیدجواد یحیوی: خیلی باشخصیت است
ظاهر اجرا فریبنده است؟
خیلی زیاد، اصلا ظاهر دنیا فریبنده است. در اجرا اگر ذرهای خودت را گم کنی، آنچنان سقوط خواهی کرد که دیگر توان بالا آمدن نخواهی داشت. در اجرا، باید مرد باشی و خودت را بشناسی تا پایت نلغزد.
آیا زمان آن رسیده در اجرا با دیگران مسابقه بدهید؟
متاسفانه هنوز نه، وقت ما صفر است. ما چیزی در برابر شرکتکنندهها نداریم. آنها هوشمند و توانا هستند و آمادهاند؛ اما ما آمادگی و سوادش را نداریم!
با مجریان دیگر چطور؟
باید رقابت باشد؛ اما با شخص نه، همه ما میخواهیم بهترین باشیم. من مدتی افسرده شده بودم و الان حدود یک ماه است، خوب شدهام. میخواستم اجرا را کنار بگذارم و بروم. خسته شده بودم. آنچه میخواستم نبود. کار من طراحی فکری است. در مسابقه بزرگ و سیمرغ، بسیاری از ایدهها را من و برادرم سیدمصطفی ارائه میدادیم. الان هم میخواهم همین کار را بکنم. قولهایی داده شده که اگر عملی شود، نتیجهاش را خواهید دید.
برادر دیگرتان که مدتی به جای شما (وقت مسابقه) را اجرا کرد، برای ادامه اجرا وسوسه نشدند؟
نه. ایشان به خاطر من و محمد کنار رفت؛ زیرا اگر او هم آمده بود، میگفتند تمام شبکه در اختیار برادران حسینی است. ایشان برادر دومی است و بین من و محمد قرار دارد و در واقع به پای ما سوخت.
توانایی این کار را داشتند؟
اجرا نه؛ اما کارهای طنزش خیلی خوب است. ایشان تئاتر کمدی کار میکند و مدتی که من خارج از کشور بودم، به جای من اجرای وقت مسابقه را برعهده گرفتند.
شیما و میلاد کریمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....