حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این چهره کسی نیست جز امپراطور چنگیزخان. قصه فیلم او را از سن 9 سالگی تا نبردهای بزرگ تاریخی نشان میدهد که باعث خلق موقعیت ویژه وی در بین چهرههای مطرح تاریخ شد. تبلیغات فیلم چنگیزخان را در دل نبردهایی به نمایش میگذارد که باعث کشورگشاییهای پیدرپی وی شد. این در حالی است که بودروف در فیلم خود تلاش نکرده تا این مساله به صورت مضمون اصلی کارش درآید. مغولی سکانسهای زیادی دارد که در آنها نبردهای بزرگی صورت میگیرد.
خط قصه فیلم با بهرهگیری از این صحنهها، نمیخواهد بگوید چنگیزخان (با خلق یکسری موقعیتهای تراژیک) چگونه به قدرت رسید. برعکس، فیلم بودروف قصد دارد تعریف کند چگونه این مرد آنقدر (و به اندازه کافی) قوی شد که توانست چنین کارهایی را انجام داده و به قدرت برسد.
مغولی زندگی چنگیزخان را به عنوان یک افسانه نشان میدهد که از دائما در حال تلاش و تقلاست. در آن دوران، مغولها و قبیلههای متعدد آن نیازمند آن بودند که به یک وحدت برسند و تحت یک قانون، حکومتی یکپارچه را تشکیل دهند. تاریخ انجام این کار را به عهده چنگیزخان گذاشته بود.
چنگیزخان عقیده داشت که حتی اگر نیمی از جمعیت مغولها هم کشته شود، این وحدت باید صورت بگیرد، این در حالی است که قضاوت تاریخی اقوام دیگر که تحت هجوم مغولها قرار گرفتند چیزی غیر از این است. آنها چنگیز خان را نماینده استبداد و درنده خویی میدانند و هجوم مغولها را به هجوم بربرها تشبیه میکنند. بودروف در فیلم خود سعی کرده نوعی قصیدهسرایی کند و فیلمش را به زبانی شعرگونه تعریف کند. البته این روحیهای است که در میان اهالی بخشهای آسیایی جمهوریهای سابق اتحاد شوروی وجود دارد و به صورت یک وجه مشخصه درآمده است.
شیوه قصهگویی بودروف (و نمایش کارتهای توضیح دهنده در میان صحنههای مختلف آن) به تماشاچی کمک میکند تا متوجه این نکته شود که اکنون در کجای قصه قرار دارد و کل موضوع از چه قرار است. این نوع شیوه روایت این روزها خیلی متداول نیست، ولی بودروف استفاده خوب و دقیقی از آن کرده است. او با این کار دقیقا مشخص میکند که میخواهد تماشاگرانش چه چیزهایی را ببینند و چرا باید آنها را تماشا کنند.
صحنهآرایی و فیلمبرداری مغولی از نقاط قوت آن هستند. زیباییهای طبیعی و کشف نشده مغولستان و قرقیزستان در این فیلم چشمنواز و جذاب هستند.
تادانوبو آسانو بازیگر ژاپنی در نقش چنگیز خان خوب و قوی بازی میکند. او موفق میشود بخوبی بخش جدی و زورگوی این کاراکتر را با یکسری شوخطبعیهای وی در هم بیامیزد و تعادل خوبی در این رابطه ایجاد کند. مغولی را نباید به چشم یک اکشن ماجراجویانه دید. اگر با چنین نیتی به تماشای آن بنشینیم ناامید خواهیم شد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....