حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از اون طرفم ممکنه که یک بزرگواری حال کرده باشه که منویاتش را در20 ثانیه روایت نماید، خب گناه که نکرده. لذاست که از ارباب جراید، متقاضیان محترم، دانشجویان بیکار، دانشآموزان فراری از امتحان، خانمهای خانهدار، رشیدمردان خطه فرهنگ و هنر عاجزانه تمنا داریم که حین ورود به سینماهای جشنواره، همراه خود یک فقره دستمال یزدی بیاورند که اگر خدای ناکرده، زبونم لال فیلمی باب میلشان نبود، آن را در دهانشان فرو کنند تا مثل بوکسورها از هر گزندی مصون بمانند.
هدف ما در درجه اول امنیت جسمی و روحی شما سرمایههای این سینماست که بدون استقبال شما جشنواره مفت گران است. دوستانی با ما تماس حاصل نموده و اعلام کردهاند که به دلایل متعدد میتوان از قرصهای آرامبخش هم استفاده کرد چون میدانید که فیلمهای امسال از بس خوب و خوشگل و قربونشون برم هستند که هر آن هر تماشاگری ممکن است با دیدن آنها قالب تهی کند. پس از نظر ما اشکالی ندارد اگر تماشاگران محترم از قرصهای آرامبخش هم استفاده کنند.
بنا به اعلام روابط عمومی جشنواره، چندین و چند فیلم که قبلا اعلام شده بودند، از برنامه نمایش کنار گذاشته شدند. مشکل این فیلمها ممیزی و فلان و بسار نیست، بلکه به دلایل نامعلومی امکان نمایش ندارند. به همین دلیل با یکی از دوستان آگاه در این امر مصاحبهای کردهایم که از نظرتان میگذرد.
ببخشید چرا اینطوری شد؟
از نظر ما اتفاق خاصی نیفتاده.
پس چرا اینقدر برنامههایتان تغییر میکنه؟
برنامه برای تغییر کردنه دیگه.
حالا فیلم آلفرد هیچکاک و جان فورد میرسه یا نه؟
اطلاع دقیقی ندارم.
مگه این فیلما آماده نشدن؟
بعضیهایشان در آخرین مراحل فنی هستند.
ولی ما اطلاع پیدا کردهایم که چند تا فیلم بخش مسابقه اصلا فیلمبرداریشان شروع نشده.
من دخالتی در اینجور موارد ندارم.
به همین ترتیب اوضاع نمایش فیلمها در سینماهای مختلف بهشدت قمر در عقرب بود و عدهای از عاشقان سینهچاک سینما تا پاسی از شب جلوی سالنها چرخ میزدند بیآنکه بدانند چه فیلمی را قرار است ببینند و چی را کجا نشان میدهند.
یکی از کارگردانهای به نام سینمای ایران که نخواست نامش فاش شود ضمن تشکر از مسوولان جشنواره و کارکنان زحمتکش آن ناگهان زد زیر گریه که چرا من را منتقدها مسخره میکنند.
یکی از دوستانش که او هم نخواست نامش فاش شود به سرعت واکنش نشان داد و گفت: کی بد بهات گفته تا خودم باهاش برخورد فرهنگی بکنم. البته منظور او از برخورد فرهنگی پنجه بوکس و زنجیری بود که در دست داشت. فردای آن روز هم سر و صدای زیادی درباره هتکحرمت از یکی از کارگردانهای پیشکسوت در جشنواره شد و کارگردان هم در جواب گفت که اصلا منتقد جماعت را آدم حساب نمیکند که بخواهد از حرفهایشان ناراحت شود و روز بعد یک منتقد قدیمی گفت که اگه چند تا بچه سوسول اومدن و روحیهات را خطخطی کردن، چه دخلی داره به ما که عمری توی این وادی ریشی سپید کردیم و واسه خودمون کسی هستیم ناسلامتی. و سپس روز بعد آن کارگردان قدیمی بیانیه سرگشادهای نوشت که منتقد سپید ریش و سپید موی عزیزم الهی که من قربون اون قد و بالات برم، من اصلا تکذیب میکنم. هر چی گفتم تکذیب میکنم و منظور من تو نبودی قربونت برم.
من با تعدادی از غازانی بودم که میانگاشتم عندلیبند. حاشا و کلا که اگه شماها نبودین من تو این چهل سال همین دو تا فیلمم نمیتونستم بسازم. و سپس در ادامه نامه سرگشادهاش چیز خصوصیای برای آن منتقد نوشته بود که بابا دمت گرم ما حالا اومدیم یه فیلمی ساختیم تو و رفیقات یه حالی به ما بدین که موقع اکران ما قپی بیایم که رفیقایی داریم که هوامونو داشته باشن. ایول به تو که اینقدر کارت درسته و دم مارو داری.
ماجرا ادامه یافت و همه یکجورهایی در حال زدن زیرآب یکدیگر بودند و تنور جشنواره گرم بود و به قول قدیمیها شتر و بارش هم توی این اوضاع گم میشد. منتقدها که از برنامه نمایش فیلمها گیج و ویج مانده بودند توی مطالبشان از فیلمهای قدیمی یاد میکردند و به هم تیکه میانداختند و توی بولتن جشنواره هم راه به راه مصاحبه با عوامل فیلمهای جشنواره چاپ میشد و بعدش خبر میرسید که این کارگردانهای محترم آنقدر مست گفتگو بودند که یادشون رفته بود که فیلمشونو هنوز آماده نکردن.
یکی با فیلمش درصدد تغییر و بالا بردن استانداردهای سینمای ایران بود، یکی فیلم ساخته بود که به همه بفهمونه چیزی سرشون نمیشه، اون یکی با فیلمش میخواست باب جدیدی را در سینمای جهان باز کنه و...
غضنفر هالیوودیان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....