در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نجات، فداکاری، ایثار، گذشت و ... واژههایی هستند که این روزها جایشان در میان اخباری که میشنویم و میخوانیم خالی است و تجربههایمان از این عواطف تهی شده است، انگار با وجود این هنوز هم میتوان رگههایی از این عواطف انسانی و متعالی را در میان خود و دیگران بیابیم و پیدا کنیم.
افرادی را که به زندگی معنایی تازه میبخشند. حسین فاطمی درباره نجات کودک 11 ساله میگوید: «من مشغول انجام کاری بودم که ناگهان صدای جیغ و فریادهای یک زن را شنیدم. سرم را که به طرف صدا بلند کردم دیدم پسر بچهای از لبه پشتبام آویزان است و در آستانه سقوط قرار دارد. در آن لحظه انگار خدا توانی مضاعف به من داد و تمام حواسم را متمرکز کردم تا هر طور که شده آن کودک را نجات دهم. با صدای بلند فریاد کشیدم و از پسر بچه خواستم تعادلش را حفظ کند. سپس خودم به طرف ساختمان دویدم حدود 10 ثانیه طول کشید که پسر 11 ساله از پشتبام سقوط کرد با تمام توان منتظر ماندم تا به نزدیکی من برسد. کودک به من کوبیده شده و من او را محکم گرفتم و هر دو به زمین خوردیم، اما پسر بچه آسیب چندانی ندید و هر چند به خاطر شدت ضربه دستهایش شکست اما خدا را شکر میکنم که از مرگ نجات یافت.»
وی ادامه میدهد: «در همان هنگام مادر آن کودک که بعدها فهمیدم اسمش محمد است دوان دوان خودش را به ما رساند. او وحشت زده بود و از ترس دستهایش را جلوی چشمهایش گرفته بود. فکر میکرد باید با جسد غرق در خون پسرش روبهرو شود، اما من به او گفتم پسرش زنده است و باید بسرعت وی را به بیمارستان برسانیم. هرچند در آن حادثه خودم هم دچار آسیبدیدگی شدم ولی این موضوع برایم اهمیتی نداشت و فقط به نجات محمد فکر میکردم.»
فداکاری این قهرمان ورزشی، از جمله اخباری است که در شرایط مختلف تکرار شده است. سالگذشته هنگامی که یک هواپیمای توپولف در فرودگاه مشهد طعمه حریق شد زنی جوان که مهماندار هواپیما بود تا آخرین لحظه و در میان شعلههای سرکش آتش ماند تا مسافران بیشتری را از کام مرگ برهاند، اما این عواطف چگونه شکل میگیرد و چرا در غالب موارد و شرایط زندگی به بوته فراموشی سپرده میشود.
ناصر قاسمزاد روانشناس و استاد دانشگاه در این باره میگوید: «بخشی از روند شکلگیری عواطف ذاتی و بخش دیگر اکتسابی و ناشی از تاثیرات محیط است. همه افراد در بدو تولد ذاتا دارای عواطف، نوعدوستانه و فداکاری و از خودگذشتگی هستند، اما این محیط است که میتواند آن را تقویت یا سرکوب کند. طبیعتا نخستین و مهمترین محیطی که خود در آن رشد میکند خانواده است و پرورش عواطف نیز به الگوهای تربیتی خانواده بستگی دارد. به عنوان مثال در خانوادهای که پدر براحتی گذشت میکند، از حق خودش به نفع دیگران میگذرد و ... به الگویی برای کمک به دیگران تبدیل میشود و شرایط را طوری فراهم میکند که فرزندانش نیز این عواطف را ناخودآگاه در خودشان پرورش میدهند.»
این روانشناس میافزاید: «عکس این قضیه نیز صادق است، به این معنا که زمانی که فرد از کودکی با الگوهای خودخواهی روبهروست عواطف فداکاری و گذشت در وی سرکوب میشود. به عنوان مثال زمانی که به کودکان آموزش میدهیم همه چیز را برای خودش بخواهد، همیشه سعی کند شرایط محیطی را به نفع خودش کند و ... این پیامها به صورت ناخودآگاه در اعماق وجودی فکر کودک مینشیند و بتدریج تکمیل و به این باور مبدل میشود که فرد باید فقط به فکر خودش باشد. در این شرایط است که ویژگیهای ذاتی سرکوب میشود و فرصت رشد پیدا نمیکند.»
قاسمزاد ادامه میدهد: عواطف نوعدوستانه را معمولا در نزد ورزشکاران بخصوص در ورزشهای رزمی و پهلوانی بیشتر میبینیم چرا که آنها احساس میکنند برای مقابله با سختیها از قدرت فیزیکی در کنار آن قدرت روانی لازم برخوردار هستند و از سویی از طرف مربیان خود آموزش دیدهاند که همیشه از قدرت خود در جهت مثبت استفاده کنند. »
محمد حسین نادری، مرد دیگری است که در یک لحظه بحرانی و حساس جان خودش را برای دفاع از فردی دیگر به خطر انداخت. او میگوید: «در حال عبور از عرض خیابان بودم که صدای جیغ زنی را شنیدم و دیدم یک موتورسوار کیف او را قاپیده و زنی در حالی که همچنان بخشی از کیف را در دست دارد روی زمین کشیده میشود. کاملا مشخص بود محتویات کیف برای آن زن بسیار اهمیت دارد و از سویی مرد موتورسوار نیز چاقو به دست داشت و ممکن بود آسیبی به آن زن برساند. در یک لحظه تصمیم گرفتم از او دفاع کنم. سد راه موتورسوار شدم و با وجود این که میدانستم ممکن است صدمهای ببینم نگذاشتم آن مرد به فرارش ادامه دهد. خوشبختانه با این اقدام من چند نفر دیگر هم به کمکم آمدند و آن مرد دستگیر و به پلیس تحویل داده شد. از لحظهای که صدای جیغ زن را شنیدم تا موقعی که جلوی موتورسوار را بگیرم چند ثانیه بیشتر طول نکشید و نمیدانم در این زمان کم چه نیرویی در من ایجاد شد که قدرت این کار را پیدا کردم.»
علیرغم وجود نمونههای متعدد از این نوع فداکاریها که گاه در قالب اهدای اعضای فرزندان متبلور میشود، شاهدیم در بسیاری از موارد چنین روحیاتی در اشخاص دیده نمیشود.
نادر میرزایی روانشناس در این رابطه میگوید: «انسان بیشک موجودی اجتماعی است که در محیط پرورش مییابد و رشد میکند. بنابراین علاوه بر نقش خانواده در بروز احساسات و عواطف، عوامل دیگری همچون مدرسه، شرایط اجتماع نیز در این زمینه دخیل است.
هر چه جوامع کوچکتر باشد فداکاری، از خودگذشتگی و ایثار در میان اعضای آن بیشتر است چرا که شهروندان یکدیگر را میشناسند، نسبت به یکدیگر تعصب دارند و خیر و شر دیگران را به نوعی خیر و شر خود میدانند، اما هنگامی که وارد جوامع بزرگتر و مخصوصا جوامع رو به صنعتی شدن میرویم این نوع رفتارها کمتر دیده میشود چراکه علاوه بر احساس بیگانگی افراد در این جوامع، الگوهای زندگی از الگوهای معنوی به مسائل مادی و مالی تقلیل مییابد. افراد موفقیت را در گرو پول و جایگاه اقتصادی میدانند و طبیعتا برای رسیدن به این موفقیت باید نگاه خودخواهانه را در خودشان تقویت کنند.»
این روانشناس در ادامه تصریح میکند: «هر گاه معنویت در جامعه کمرنگ شده طبیعی است که کمتر شاهد رفتارهای انسان دوستانه هستیم بنابراین تمامی خانوادهها، مسوولان فرهنگی و آموزشی کشور و همچنین رسانهها باید یک هدف اصلی را دنبال کنند و آن هدف چیزی نیست به غیر از تقویت مذهب و اعتقادات دینی در میان مردم.»
با وجود این که به نظر میرسد این روزها جوانمردی و ایثار کمرنگتر شده اما همچنان شاهد هستیم هر گاه جامعه با بحران و حوادث غیرمترقبه روبهرو شود تکتک شهروندان برای امداد و کمک وارد صحنه میشوند. آخرین نمونه این مدعا حوادثی بود که در پی بارش کم سابقه و سنگین برف رخ داد و آنانی که این توان و امکان، برایشان مهیا بود به کمک گرفتارشدگان در برف شتافتند و سایر شهروندان نیز به طرق دیگر سعی کردند از بار مشکلات مردم حادثه دیده بکاهند.
ناصر قاسمزاد در این بار میگوید: «در مسائل ملی، دینی و عمومی همواره شاهد هستیم گرایش مردم به نوع دوستی است به عنوان مثال در بلایای طبیعی همچون زلزله بم تمامی مردم حتی آنهایی که به ظاهر سنگدلتر از دیگران هستند ویژگی مثبتی را نشان میدهند و سعی میکنند به آسیبدیدگان کمک کنند. این موضوعی است که در جنگ تحمیلی نیز شاهد آن بودیم اما متاسفانه علیرغم چنین رفتارهای نوع دوستانهای در مشکلات ملی و عمومی، افراد در زندگی شخصی و ارتباطهای فردیشان چنین نقشی را بازی نمیکنند و باید روحیه گذشت و ایثار را در مردم تقویت کرد تا جامعهای سالمتر برای زندگی داشته باشیم.»
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: