اسلامستیزی جدیدترین شکل نژادپرستی در اروپا است که برخلاف سایر اشکال نژادپرستی و تبعیض با آن مدارا میشود.
کد خبر: ۱۵۹۵۵۴
برای درک میزان رشد اسلامستیزی در کشورهای اروپایی لازم نیست به گزارشهای متعددی که در این رابطه از کمیسیونهای مختلف اروپایی بیرون میآیند، نتایج تحقیقات نهادهای دولتی 27 کشور عضو اتحادیه یا موسسات نظریهپردازی رجوع شود چرا که حوادث مرتبط با اسلامستیزی و اقدامات نژادپرستانه در اروپا چنان افزایش یافته که دیگر برای پرداختن به آن لزومی به رجوع به آمار و ارقام نیست.
یکی از دلایلی که برای سرکوب اسلامگرایی در کشورهای غربی مطرح میشود ادعای رشد افراطیگری در بستر اسلام است و این ادعا است که مسلمانان رغبتی به پذیرش دموکراسی غربی ندارند.
اسلامستیزی در برخی کشورهای غربی به قدری نهادینه شده که پس از اقدامات خصمانه علیه جامعه مسلمانان مدتی است که کار به هجمه علیه اسلام و مقدسات اسلامی رسیده و رسانهها با صراحت تمام به آنچه مورد احترام مسلمانان است، اهانت میکنند بی آن که نگران پیگرد قانونی باشند.
کار تا بدانجا بالا گرفته که اتحادیه آکسفورد، گروهی غیرانتفاعی از نیک گریفیت، رهبر حزب ناسیونال انگلیس (BNP) دعوت به عمل میآورد به بهانه دفاع از آزادی بیان به اسلام و مسلمانان بتازد و نشریهای در دانمارک تصاویر موهمی از پیامبر اسلام (ص) را منتشر میکند.
واقعا خندهدار نیست که عدم پذیرش قرائت غربیها از دموکراسی و ارزشهای دموکراتیک به رغم پایبندی به قوانین اساسی و حقوقی کشورهای غربی از سوی مسلمانان غیرمنطقی و افراطی تلقی میشود اما اهانت آشکار به اعتقادات اسلامی افراطیگری تلقی نمیشود؟
گروههای اشاعه دهنده اسلامستیزی در کشورهای عضو اتحادیهاروپایی همیشه سعی میکنند این ایده را به مردم القا کنند که خارجیهای مسلمان در آستانه تسلط بر امور این کشور قرار گرفتهاند و باید نفوذ و حضور آنها را محدود کرد.
آنچه هیچک به آن پاسخ نمیدهد این که اگر جوامع غربی تا بدین حد با حضور خارجیها مشکل دارند چرا مجوز ورود برای آنها صادر میکند و چطور غربیها انتظار دارند وقتی آنان به اصل احترام به اسلام و مسلمانان پایبند نیستند مسلمانان خود را ملزم به رعایت اصول و ارزشهای غربی بدانند.
کم نیستند مواردی که دانشآموزان مسلمان در مدارس اروپایی هدف برخوردهای خشونتآمیز همکلاسیهای غیرمسلمان خود قرار میگیرند، اوباش با حمله به زنان محجبه اقدام به ضرب و جرح آنها میکنند و افراطیها خانه مسلمانان را به آتش میکنند.
آیا در چنین شرایطی میتوان انتظار داشت که مسلمانان خارجی ساکن اروپا حاضر به پذیرش چنین فرهنگی باشند؟