خواندنی هفته‌

بازمانده روز

کازوئو ایشی گورو، لابد با خواندن این اسم فکر می‌کنید با یک نویسنده چینی یا ژاپنی طرفید و بعد بلافاصله به خودتان می‌گویید، این دیگر چه جورش است؟ یه نویسنده ژاپنی؟ ما هم می‌گوییم بله، یک نویسنده ژاپنی، اما با یک تفاوت و آن این که این نویسنده ژاپنی به تنها زبانی که نمی‌نویسد ژاپنی است! یعنی زبان اصلی‌اش انگلیسی است و اصلا یک نویسنده انگلیسی زبان به شمار می‌رود.
کد خبر: ۱۵۹۵۰۷

کازوئو ایشی گورو در سال 1945 در یک خانواده ژاپنی در شهر ناگازاکی به دنیا آمده ولی در سال 1960 همراه خانواده‌اش به انگلستان رفته و در آنجا با فرهنگ و تحصیلات انگلیسی بزرگ شده و آثارش را به زبان انگلیسی نوشته است. او کلا در عمرش 4 رمان منتشر کرده به نام‌های: «منظره کمرنگ تپه‌ها»، «نقاش جهان شناور»، «بازمانده روز»، «تسلی‌ناپذیر». هر کدام از این آثار پس از انتشار برنده یکی از جایزه ادبی انگلیس شده‌اند. در‌این میان بزرگ ترین جایزه و بیشترین فروش به سومین اثر یعنی بازمانده روز رسیده. در واقع با این اثر ایشی گورو مشهور شده و در ردیف نویسندگان برتر زبان انگلیسی قرار گرفته است.

«بازمانده روز» همان کتابی است که ما می‌خواهیم به شما این هفته پیشنهاد کنیم. چرا که این شاهکار وقتی با ترجمه استاد بزرگی مثل نجف دریابندری همراه باشد، دیگر خواندنش لا‌زم است.

البته ممکن است با خواندن این کتاب شما هم مثل ما شاخ هایتان دربیاید چون اگر کسی به اسم روی جلد توجه نکند گمان می‌برد این کتاب را یکی از آن انگلیسی‌ها دو آتشه که عشق مام وطن و این حرف‌هاست نوشته، نه یک نویسنده ژاپنی مقیم انگلیس! چون ایشی گورو در این کتاب چنان از انگلستان حرف زده و تعریف چشم‌اندازهای طبیعی و مردم و تاریخش را کرده که دهان ما باز مانده بود.

باز هم البته این چیزها خیلی مهم نیست، مهم این است که شما با یک کار اصیل و درست و حسابی روبه‌رو هستید. شاید بهتر باشد موضوع کتاب را از زبان خود استاد نجف دریابندری بشنوید:

«داستان این کتاب یک داستان ساده و سر راست نیست. در واقع بافت پیچیده‌ای از چند لایه داستان است که هر کدام در تراز و زمان خاص خودشان جریان دارند و خواننده داستان باید به آنها توجه داشته باشد. لایه بالایی یا بیرون سرگذشت مردی است به نام استیونز که بیش از 30 سال در خانه یکی از اشراف انگلستان به نام لرد دارلینگتن پیشخدمت بوده است و اکنون که بساط آن خانه برچیده شده دارد خاطراتش را به صورت یادداشت‌هایی که از یک سفر 6 روزه به غرب انگلستان بازمانده است برای ما نقل می‌کند.

خاطرات استیونز از دو نوع است: اول آنچه به خود او مربوط می‌شود که داستان عشق ناکامی است که نه‌تنها به سرانجامی نرسیده بلکه هرگز بر زبان هم نیامده است. دوم رویدادهای مهمی است که در سرای دارلینگتن (خانه لرد) زیر چشم نویسنده خاطرات می‌گذشته ولی نویسنده از آنها سر در نمی‌آورده است. این رویدادهای تاریخی مربوطند به تلاش محافل اشرافی و محافظه‌کار انگلستان در سال‌های پس از جنگ جهانی اول برای کمک به نازی‌های آلمان و سپس آشتی دادن دولت انگلیس با آلمان هیتلری پیش از شروع جنگ جهانی دوم و شکست این محافل پس از وقوع جنگ و پیامدهای آن.

ازجمله برچیده شدن بساط امپراتوری و از میان رفتن طبقه‌ای که استیونز تمام عمرش را در خدمت آن گذرانده و معنای زندگی‌اش را در کیفیت اعلای این خدمت می‌دیده است. این لایه «ضخیم» دیگری است که در زیر لایه بیرونی داستان خوابیده و به واسطه لایه‌های نازک‌تری با آن جوش خورده است... راوی این داستان استیونز نمونه فرد اعلای باتلر (سر پیشخدمت) انگلیسی است. چیزی که خیال آن هم هرگز از خاطرش نمی‌گذرد این است که ممکن است شرایط زندگی اجتماعی او را در طبقه خاصی محبوس کرده و دیوار طبقاتی بلندی جلوی حرکت و حتی دید او را گرفته باشد.

استیونز محل و موقعیت طبقاتی خودش را قبول دارد و این را بارها به زبان می‌آورد؛ پدرش باتلر بوده و به عقیده استیونز می‌توان او رایکی از باتلرهای «بزرگ» نسل خودش دانست. خود او در جوانی به مقام باتلری رسیده و از این جهت «مایه افتخار» پدرش بوده است. ولی نگرانی اصلی‌اش این است که با آن که در واقع باتلر «بزرگ»ی است دیگران مقام و مرتبه‌اش را چنان که باید و شاید به جا نیاورده باشند...».
شاید تکان‌دهنده‌ترین صحنه کتاب، صحنه‌ای است که استیونز سینی به دست در حال مدیریت یک مهمانی خیلی بزرگ است و طبقه بالای ساختمان پدرش در بستر مرگ آرمیده است.

این کتاب را انتشارات کارنامه در 347 صفحه منتشر کرده. آن را بخوانید و از دست این آقای استیونز تا می‌توانید حرص بخورید. مثل همیشه پشیمان نمی‌شوید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها