تاثیر انقلاب اسلامی‌ بر شعر فارسی خارج از ایران‌

تقارن‌های ‌صوری‌ در‌ زبان ‌و ‌تخیل

تاثیر انقلاب اسلامی بر جریان شعر فارسی در ایران‌، روشن است و انکارناپذیر. با پیروزی انقلاب اسلامی و حتی اندکی پیش از آن‌، بر اثر رواج تفکراتی که این انقلاب را سبب شد، در بین روشنفکران جامعه‌، نوعی از شعر پدید آمد که پیش از آن‌، در صورت و سیرت نظایری نداشت و ما اکنون آن را با عنوان شعر انقلاب می‌شناسیم‌. اما بحث در این است که اثرات این تحول‌، در شعر فارسی خارج از ایران تا چه مایه بود و چه شکلی داشت‌.
کد خبر: ۱۵۹۳۲۰

واقعیت این است که بسیار ظاهربینی و ساده‌انگاری است اگر برای بررسی تاثیرات انقلاب اسلامی در ادبیات فارسی در بیرون مرزها، صرفا در پی شعرهایی باشیم که مشخصا برای انقلاب اسلامی و حوادث آن سروده شده است‌، چنان که حتی محدود کردن شعر انقلاب در ایران به شعرهایی که برای انقلاب سروده شده است نیز نوعی ساده‌انگاری است‌.

بحث این است که آیا می‌توان در ادبیات فارسی خارج از ایران‌، نوعی از آثار ادبی و دسته‌ای از شاعران و نویسندگان را سراغ گرفت که امتیازهایی نسبت به اسلافشان داشته باشند و وجود این امتیازها به نوعی مرهون انقلاب اسلامی باشد؟ ما بر آنیم که چنین آثاری و چنین گروهی از اهل قلم وجود دارند و در این نوشته‌، به اختصار، می‌کوشیم اشکال و جوانب مختلف تاثیر انقلاب اسلامی بر ادبیات و بویژه شعر فارسی خارج از ایران را بررسی کنیم‌، که البته عمدتا در دو حوزه زبانی افغانستان و تاجیکستان جای می‌گیرد، چون زبان فارسی در دیگر کشورهای منطقه تقریبا به اضمحلال رفته است‌.

تاثیر معنوی انقلاب‌ ‏

این غیرقابل تردید است که انقلاب اسلامی‌، بیشتر از جهات و جوانب سیاسی و مذهبی خویش در جهان خارج شناخته شده است‌، تا از جهات هنری و ادبی‌، یا لااقل در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب چنین بود، و البته طبیعی هم است‌، چون جریان غالب و قدرتمند ادبیات انقلاب‌، از اوایل دهه 60 در پهنه ادبیات فارسی رونما شد.

به واقع در دهه اول پس از پیروزی انقلاب‌، اگر کسی از شاعران خارج از ایران تاثیری از آن پذیرفت‌، به سبب روحیه انقلابی‌ای بود که از خود انقلاب دریافت کرده بود و به اعتبار «از کوزه همان برون تراود که در اوست‌» این روحیه در شعر او هم متجلی می‌شد.
به همین سبب چندان نمی‌توان سراغ از تشابه‌ها و تقارن‌های صوری در زبان و تخیل و در مجموع سبک شعری‌، میان آن دسته از آثار و آثار شاعران انقلاب‌ گرفت‌.

ولی نباید فراموش کرد که گاه تقارن‌های معنوی بارزی میان آثار بعضی شاعران خارج از ایران و شعر انقلاب می‌توان یافت که وجودشان را نمی‌توان حمل بر اتفاق کرد، مثل گرایش مذهبی خاصی که در آثار بعضی از آنان دیده می‌شود و در آن محیط، کمتر سابقه داشته است؛، مثل غزل زیبای شادروان قهار عاصی شاعر توانای افغانستان درباره واقعه کربلا که در شعر تقریبا غیرمذهبی رایج در محافل روشنفکری افغانستان آن سالها، یک پدیده خاص به شمار می‌آید.

تا ریخت خون مرد به دامان کربلا

سجاده شد زمین بیابان کربلا

بر مسلمین طلیعه نو باز شد ز حق‌

در رهگذار تشنه میدان کربلا

دست یزیدیان چه تواند کند به خلق‌؟

خون امام ماست نگهبان کربلا... (1)

تاثیرات صوری و سبکی‌‏

اما اگر در پی تاثیرهای صوری باشیم‌، آن هم تاثیرهایی سازنده و جریان‌آفرین‌، نه صرفا تقلید در وزن و قافیه‌، باید سراغ شاعرانی برویم که ارتباط نزدیک‌تری با شعر جوان و پویای انقلاب اسلامی داشتند؛ یعنی شاعران مهاجر افغانستان و تاجیکستان در ایران‌.

این گروه از شاعران هم البته به دور از دلبستگی‌های معنوی نبودند و بواقع همین دلبستگی‌ها اینان را به مهاجرت به ایران‌، به جای مهاجرت به پاکستان یا کشورهای اروپایی واداشته بود.

اما انقلاب در شعر این گروه‌، چنان که گفته شد، یک تاثیر بارز معنوی دارد و بازتاب آن‌، شعرهایی است که اینان برای مسائل مربوط به انقلاب مثل جنگ تحمیلی‌، شخصیت حضرت امام خمینی و بعضی دیگر از پایه‌گذاران انقلاب سروده‌اند. نمونه بارز این شعرها، این غزل از سیدفضل‌الله قدسی است‌:

چارسو درخشیدن گرچه کار خورشید است‌

کوچه جماران هم در شمار خورشید است‌

ساکنان شهر نور! بر شما مبارک باد

خانه‌ای که دیوارش در جوار خورشید است‌...(2)

ولی چنان که گفته آمد، تاثیر عمیق‌تر انقلاب را باید نه در سروده‌های مناسبتی‌، که در تکوین و تشکیل یک نسل متفاوت از شاعران دانست‌، کسانی که آثارشان در صورت و سیرت‌، کاملا با آنچه پیش از این در شعر افغانستان و تاجیکستان دیده شده بود، متفاوت است‌.

این گروه از شاعران‌، از لحاظ سبکی‌، پیوستگی بسیاری با شاعران انقلاب اسلامی می‌یابند. حتی بعضی از آنان‌، به طور مشخص به سبک یا جریان خاصی در شعر انقلاب نظر دارند یا روش کار شاعری خاص را ادامه می‌دهند، چنان که پیروی از سبک خاص علی معلم بویژه در یک مقطع زمانی‌، یعنی اواخر دهه 60 و اوایل دهه هفتاد در کارگروهی از شاعران مهاجر افغانستانی در ایران‌، دیده می‌شود. یکی از نخستین شعرهایی که به این سبک و سیاق سروده شده است‌، مثنوی «سوگنامه بلخ‌» از سیدابوطالب مظفری است که بواقع وسیله آشنایی این گروه از شاعران‌، با علی معلم شد و در آن سال‌ها شعری بود معروف و موثر در میان نسل جوان شاعران مهاجر:

ز چشمه‌سار افق‌، خون تازه می‌جوشد

سپاه شب پی قتل ستاره می‌کوشد

ز دشت واقعه‌، بنگر، غبار می‌آید

سمند عشق چرا بی‌سوار می‌آید؟

مگر سپاه پلیدی درباره خون کرده است‌

ز پشت باره عزیزی دگر نگون کرده است‌

هنوز پیکر مجروح عشق‌، بر صحراست‌

هنوز کشتی بی‌نوح قوم‌، بر دریاست‌

کجاست نی که حدیث دیار خون گویم‌؟

کجاست نی که ز سر قصه جنون گویم‌؟

کجاست دیده بیدار این زمانه تلخ‌؟

که خون ز دیده فشاند به سوگنامه بلخ‌... (3)

به گمان من‌، بهترین ثمره‌ای که انقلاب اسلامی برای ادبیات فارسی در خارج از ایران داشت‌، همین بود که این کشور، بستری شد برای پرورش یک نسل برومند و بالنده از شاعران فارسی‌زبان خارج از ایران که در اینجا مهاجر بودند یا اقامت‌هایی نسبتا طولانی داشتند (همچون بعضی از شاعران تاجیکستان‌).

بعضی از شاعران این نسل‌، خود به کشور خویش برگشتند و منشاء پدید آمدن تحولاتی شدند. از این میان می‌توان به محمدعلی عجمی شاعر توانای تاجیکستان اشاره کرد که شعرش به راستی تفاوتی بارز با شعر نسل پیش از او در تاجیکستان نشان می‌دهد و این تفاوت هم بی‌تردید حاصل حضور چندین ساله او در ایران بوده است‌:

می‌دمد در سینه‌ام طوفان آه از شش طرف‌

بازمی‌گردد، مگر بسته است راه از شش طرف‌

هر طرف رو می‌کنم‌، تیر و سنان و نیزه است‌

هر طرف سر می‌زنم‌، چاه است‌، چاه از شش طرف‌

سد راهم می‌شود طوفان سرخ از چارسو

بر زمینم می‌زند ابری سیاه از شش طرف‌... (4)

پایانه‌

با آنچه گفته شد، بواقع بیشترین تاثیر انقلاب اسلامی بر شعر فارسی خارج از ایران را باید در بازسازی صوری و معنوی این شعرها دانست و جریان بالنده و پویایی که بویژه در قالب‌های کهن و در شکل نوین آنها در افغانستان و تاجیکستان پدید آمده است‌، هرچند ممکن است این شعرها به طور مشخص برای انقلاب اسلامی و مناسبت‌های آن سروده نشده باشد.

اما در کنار اینها یادکرد این نکته هم ضروری می‌نماید که متاسفانه در این سال‌ها، مردم و حتی اهل ادب افغانستان و تاجیکستان ارتباط زنده و مستقیمی با شعر انقلاب نداشته‌اند و با بسیاری از شاعران نسل انقلاب در ایران‌، ناآشنایند. این هم خود معلول عواملی است‌.

عامل اصلی این ناآشنایی در تاجیکستان‌، علاوه بر بعد مسافت و کمبود ارتباط‌های فرهنگی‌، بیگانگی مردم آن سامان با خط فارسی است که وسیله پیوند آنان با متون کهن و نیز متون فارسی خارج از تاجیکستان بوده و گسسته شده است‌. در وضعیتی که آنان قادر نیستند هیچ کتابی به خط فارسی را بخوانند، چگونه می‌توان انتظار داشت که خوانندگان جدی شعر انقلاب باشند؟

اما در افغانستان‌، با آن که آن مشکل وجود ندارد‌، بحران‌های دائمی سیاسی و اجتماعی‌، کمتر مجال یک داد و ستد پیوسته و سالم فرهنگی میان اهل ادب همسایه و همزبان را داده است‌. واقعیت این است که نهادهای فرهنگی دو کشور هم در این سال‌ها بسیار اهل داد و ستد نبوده‌اند.

به هر حال‌، باید به رفع این مشکلات امیدوار بود و امیدوار به این که همانند آن کاروانی از شاعران که یکی دو سال پیش به سوی قونیه بسته شد، کاروانی هم به سوی هرات و غزنه و بلخ بسته شود تا هم اهل ادب افغانستان با این جریان ادبی بهتر آشنا شوند و هم شاعران ایران احساس کنند با مخاطبان واقعی خویش روبه‌رویند، تنها مردمی در دنیا که شعر اینان را بدون هیچ واسطه‌ای می‌فهمند و می‌پسندند. نه ترجمه‌ای به کار دارند و نه حتی برگردان‌کردن از خطی به خطی دیگر.

پانوشت‌ها:

1- از آتش از بریشم‌، مجموعه شعر قهار عاصی‌، چاپ اول‌، طبع و نشر ایام بره‌کی‌، هامبورگ‌، 1374.

2- خاکستر صدا، مجموعه شعر سیدفضل‌الله قدسی‌، چاپ اول‌، انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی‌، تهران‌، 137.

3- گزیده ادبیات معاصر، مجموعه شعر 49، سیدابوطالب مظفری‌، چاپ اول‌، کتاب نیستان‌، تهران‌، 1378.

4- خورشیدهای گمشده‌، با اشعار صد شاعر تاجیک از صد سال اخیر، علیرضا قزوه‌، چاپ اول‌، انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی‌، تهران1376.

محمدکاظم کاظمی‌ 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها