مردم سالاری ، عین عدالت است

انقلاب اسلامی ، عدالت و مردم سالاری ، از عناوینی است که هر ساله برای یکی از روزهای دهه فجر برگزیده می شود و امسال نیز چنین شد. این عنوان ، بهانه ای است تا چند نکته محوری در این باره مورد توجه قرار گیرد: اول - عدالت ، از آرمان های دائمی بشر است و بسیاری از انقلاب ها و مبارزات اجتماعی برای تحقق آن صورت گرفته است ؛ اما مردم سالاری از دستاوردهای تازه انسانی به حساب می آید و مدلی از حکومت است که در آن ، مردم بر سرنوشت خود حاکم می شوند، قدرت مشروط به قواعدی می شود و حاکمان با رای مردم برگزیده و با نظر آنان تغییر می کنند. با این حساب ، عدالت از «ارزش»های دائما خواستنی و همیشه مطلوب است اما مردم سالاری ، از «روش»های خوب و مفید و حاصل تجارب بشر در اداره جوامع انسانی به حساب می آید.
کد خبر: ۱۵۸۹۹۷

دوم - عدالت ، تنها آرمان خواستنی و مطلوب نیست و بشر در کنار آن ، در پی تحقق آرمان های دیگری از جمله آزادی هم بوده است.

انقلاب کبیر فرانسه را نماد انقلاب های بزرگ پیگیر آرمان آزادی معرفی می کنند و در کنار آن ، انقلاب اکتبر شوروی سابق ، بارزترین نمونه از انقلاب های بزرگ جهان قلمداد می شود که آرمان عدالت را محور فعالیت خود قرار داده بود. در عمل مشاهده شد که طرح یکجانبه این ارزش ها و نادیده گرفتن دیگر آرمان های بشری ، هم مطلوب نیست و هم در جریان عمل اجتماعی ، ناقص می ماند. انقلاب اسلامی ایران ، نمونه ای از انقلاب های بزرگ بشر معاصر است که همزمان بر ارزش عدالت و آزادی تاکید می کند و در عین حال ، بدون تکیه بر معنویت و ارزش های دینی ، تحقق این 2 ایده آل انسانی را ناشدنی می داند. انقلاب اسلامی ، تبلور حرکتی است که به تحقق همزمان و توامان «عرفان ، برابری و آزادی» (به تعبیر مرحوم شریعتی) می اندیشد و برای عملی شدن همزمان همه این آرمان ها، تلاش می کند.

سوم - عدالت برای تحقق در جامعه ، نیازمند تعریف ، بیان اهداف ، تعیین استراتژی و اتخاذ روش های کارآمد است.

همچنین باید این مفهوم کلی را به اجزایی تقسیم کنیم مانند سیاسی ، اقتصادی ، قضایی ، مدیریتی و... تا برنامه ریزی برای تحقق آن ممکن شود. عدالت در بعد سیاسی و مدیریتی با مردم سالاری ، پیوندی وثیق پیدا می کند و در واقع ، یکی از روش های کارآمد برای تحقق عدالت سیاسی ، روش مردم سالارانه در اداره حکومت است.

البته این روش ، نیازمند محتوایی است که در مدل جمهوری اسلامی ، محتوای دینی برای آن لحاظ شده است.

به بیان دیگر ، مردم سالاری دینی ، مدلی است که در جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گرفته است تا تجربه عام بشر در اداره جوامع با عنوان مردم سالاری ، در کنار محتوای دینی قرار گیرد و مدل تازه ای خلق شود که هم مردم سالاری باشد و هم دینی.

چهارم - برخی به اشتباه گمان می کنند که دموکراسی و مردم سالاری تنها حکومتی است که با نظام های لیبرال موافق درمی آید و نمی تواند رنگ دینی به خود بگیرد در حالی که این سخن ، پشتوانه ای ندارد. دموکراسی یک روش است و می تواند با محتوای لیبرالی ، دینی ، سوسیالیستی ، مسیحی و عناوین مشابه جمع شود. برای دموکراسی و مردم سالاری تعریف مورد توافقی وجود ندارد، ولی صاحب نظران در این که چگونه نظامی ، دموکرات و مردم سالار نیست ، تفاهم نسبی دارند.

از نظر آنان ، در یک نظام سیاسی که قوانینی مستقل از حاکمان وجود نداشته باشد که بتوان حاکمان را با آن قوانین سنجید، مدلی از انتخاب شدن و انتخاب کردن لحاظ نشده باشد، حداقل آزادی برای نقد صاحبان قدرت موجود نباشد، برای اقلیت مخالف ، آزادی نسبی در نظر گرفته نشده باشد و سرانجام ما شاهد گردش قدرت در میان نخبگان برگزیده مردم نباشیم ، آن نظام سیاسی نمی تواند دموکرات باشد.

جمهوری اسلامی و مدل مردم سالاری دینی ، در تمامی این زمینه ها، یک نظام دموکرات است البته دموکراسی مدل های متفاوت و مختلفی دارد و لزوما همه ویژگی ها و عملکردهایشان مشابه نیست و به همین دلیل ، نباید جمهوری اسلامی را عینا مشابه حکومت های دموکرات در دیگر کشورها تصور کرد.

پنجم - دموکراسی و مردم سالاری برای تحقق در یک جامعه خاص ، نیازمند بسترسازی فرهنگی و اجتماعی متنوعی است.

ایجاد نهادهای اجتماعی متناسب ، ایجاد فرهنگ مشارکتی ، تجربه سیاسی نخبگان ، سابقه تحزب و سرانجام داشتن انسان های دموکرات ، از جمله مقدمات ضروری برای تحقق دموکراسی در هر جامعه ای است.

طبعا برای ایجاد دموکراسی دینی ، علاوه بر مقدمات فوق ، به مبانی تئوریک و فقهی این مدل ، تجربه کشورداری براساس مدل نظری ولایت فقیه و سرانجام به تربیت انسان دموکرات دیندار هم نیازمندیم.

مشکل جامعه امروز ایران در زمینه ایجاد مردم سالاری دینی ، بیش از آن که به ساز و کار دین بازگردد ، به شرایط تاریخی و اجتماعی ایران و فرهنگ کمتر مشارکتی سیاسی و تجارب نخبگان آن برمی گردد البته ما منکر وجود اشکالاتی در برداشت های فقهی از مدل حکومت مردم سالار دینی نیستیم ، اما ایراد اساسی در این زمینه را بسترهای تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی ایران کنونی می دانیم که امروز ظرف تحقق مردم سالاری دینی است.
ششم - آنچه در ایران امروز می گذرد، لزوما حدنهایی مردم سالاری در یک جامعه دینی نیست.

همان طور که گفته شد، محدودیت های گوناگون جامعه امروز ایران ، وضعیتی را ایجاد می کند که هر مدلی از دموکراسی در این سرزمین ، کامل ترین نخواهد بود و دموکراسی دینی هم از این امر مستثنا نیست.

جدا از این امر تاریخی ، برخی نارسایی های تئوریک هم در تبیین مدل مردم سالاری دینی وجود دارد که نیازمند نظریه پردازی صاحب نظران است البته همه مشکلات موجود ما به آن زمینه تاریخی و این فقدان مبانی تئوریک بازنمی گردد. در واقع در جریان عمل ، هنوز به قوانینی کارآمدتر و اجرای دقیق تر آنها نیاز داریم.

اجرای قوانین با هدف تحقق عدالت و مردم سالاری ، نیازمند مدارای نخبگان سیاسی با یکدیگر و ضابطه مند شدن تایید و رد صلاحیت ها در جریان انتخابات و رعایت شایسته سالاری در مدیریت هاست.

این امر نیز به تلنبار شدن تجربه سیاسی نزد نخبگان مربوط است ؛ تجربه ای که در صورت حفظ اصل نظام و ثبات سیاسی و چرخش قدرت در درون جامعه ، بتدریج فراهم خواهد شد.

‏ علی شکوهی
 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها