از چه ترفندی برای اجرای نقشههایتان استفاده میکردید؟
روش کارمان با توجه به طعمهای که شناسایی کرده بودیم فرق میکرد البته در همه موارد به بهانه فروش سکههای عتیقه وارد عمل میشدیم. به این شکل که خریداران عتیقه را پیدا میکردیم و با این ادعا که تعداد زیادی سکه عتیقه داریم آنها را برای انجام معامله ترغیب میکردیم.
نقش تو در این باند چه بود؟
من وظیفه پیدا کردن مشتری و فراهم کردن مقدمات معامله را برعهده داشتم. در واقع به عنوان واسطه عمل میکردم.
بعد از پیدا کردن مشتری چه طور او را ترغیب میکردی تا با تو معامله انجام دهند؟
در یکی از موارد از طریق بقیه رابطها مردی پولدار را پیدا کردم و پس از آن که مطمئن شدم به سکههای عتیقه علاقهمند است چند نمونه سکه عتیقه را که البته اصل بود به وی نشان دادم و گفتم دوستانم تعداد زیادی دیگر از این سکهها در اختیار دارند و میخواهند آنها را بفروشند، آن مرد هم قبول کرد سکهها را بخرد.
با توجه به این که مشتری با تو آشنایی چندان زیادی نداشت چه طور توانستی اعتمادش را جلب کنی؟
از چرب زبانی و نشان دادن سکههای اصل استفاده کردم. از طرفی ارزش سکههای مورد بحث ما میلیاردها تومان بود و من گفته بودم دوستانم حاضر هستند سکهها را به مبلغ 50 میلیون تومان بفروشند، کاملا طبیعی است که هر کسی برای انجام این معامله وسوسه میشود.
نقشه سرقت را چه طور عملی کردید؟
من از آن مرد خواستم 50 میلیون تومان را به صورت تراول چک همه 500 هزار تومانی فراهم کند، از طرفی سایر اعضای باند مقداری تراول چک جعلی 500 هزار تومانی تهیه کردند. سپس من طعمهمان را به محل قرار در رباط کریم کشاندم و ابتدا سکهها را به او نشان دادیم و بعد یکی از اعضای باند گفت باید تراول چکها را بشمارد در این هنگام ما حواس مشتری را پرت کردیم و بقیه اعضای باند مبلغ 31 میلیون و 500 هزار تومان از چکها را با نمونههای قلابی عوض کردند. سپس به این بهانه که تصمیم گرفتهایم سکهها را گرانتر بفروشیم معامله را به هم زدیم و آن مرد با پس گرفتن تراول چکها بدون اطلاع از جعلی بودن آنها از ما جدا شد.
پس از پیش نقشه کشیده و حساب همه چیز را کرده بودید؟
ما در هرکدام از دزدیهایمان این طور عمل میکردیم و نقشهمان کاملا مشخص بود.
ظاهرا در یک سرقت 180 میلیون تومان به چنگ آورده بودید، این ماجرا چه طور اتفاق افتاد؟
من یک طلا فروش را در تهران پیدا کردم و طبق معمول نمونههای سکه را به وی نشان دادم و گفتم دوستانم 40 کیلو سکه در اختیار دارند و میخواهند به مبلغ 180 میلیون تومان بفروشند. مرد طلا فروش که از قیمت واقعی سکهها خبر داشت اعلام کرد حاضر است آنها را بخرد به همین خاطر زمان و محل ملاقات را تعیین کردیم.
این بار هم از شیوه تراول چکهای قلابی استفاده کردید؟
این بار وقتی مرد طلا فروش به محل قرار آمد او را سوار ماشین خودمان کردیم و با این ادعا که سکهها را در محلی دیگر پنهان کردهایم به راه افتادیم. در بین راه آبمیوهای را که از قبل قرصهای خوابآور در آن حل کرده بودیم به مرد مشتری تعارف کردیم و او پس از خوردن آبمیوه بیهوش شد در این هنگام پولهایش را برداشتیم و در کنار جاده رهایش کردیم.
این طور که تعریف کردی طعمههایت را در تهران پیدا میکردی و آنها را به خارج از شهر میکشاندی؟
کار ما فقط به تهران محدود نمیشد. ما در آمل، رشت و نوشهر هم این کار را تکرار کرده و همیشه هم در اجرای نقشههایمان موفق بودیم.
هیچ وقت از این نمیترسیدید که دستگیر و زندانی شوید؟
ما هیچ ردپایی از خودمان به جا نمیگذاشتیم. هیچ کدام از طعمههایمان آدرسی از ما نداشتند و مشخصاتمان را به طور کامل نمیدانستند و به همین دلیل فکر نمیکردیم دستگیر شویم.
باند شما چند عضو داشت و اموال مسروقه را چه کار میکردید؟
5 نفر بودیم که هر کدام از اعضای باند وظیفه خاصی را برعهده داشت و پولهای مسروقه را با توجه به وظیفه هر فرد تقسیم میکردیم.
چه طور دستگیر شدید؟
ما بعد از گذشت مدتی آخرین سرقت تصمیم گرفتیم تراول چکها را نقد کنیم. به همین دلیل آنها را به یکی از اعضای باند دادیم تا به قزوین برود و کار نقد کردن چکها را انجام دهد. فکر میکردیم اگر در شهرستان دیگری این کار را انجام دهیم باز هم ردپایی از خودمان به جا نگذاشتهایم اما همدستمان هنگام نقد کردن چکها دستگیر شد و با اعترافات او همگی به دام افتادیم.
در مجموع چه مبلغی سرقت کردید؟
حدود 300 میلیون تومان. بزرگترین سرقت ما همان دزدی180 میلیون تومان طلا فروش تهرانی و کوچکترین آن یک دزدی 10 میلیون تومانی بود.
معیارتان برای انتخاب سردسته چه بود؟
سردسته ما از همه حرفهایتر بود و نقشههای زیرکانهای طراحی میکرد. از طرفی در کارهای خلاف تجربه و سابقه بیشتری داشت. او حتی چندی قبل یک بار از زندان فرار کرد البته شناسایی و دستگیر شد.
تو به چه دلیل با اعضای این باند همراه شدی؟
طمع. میخواستم با شیوهای ساده و بدون زحمت پولدار شوم.
چه توصیهای به افرادی که مثل تو فکر میکنند، داری؟
قطعا اگر کسی با کار و زحمت خودش پول به دست آورد خیلی بهتر از آن است که به کارهای خلاف کشیده شود و بعدش به زندان بیفتد. ممکن است آدم با کار و زحمت خودش زیاد پولدار نشود اما همان داراییهایش برایش بسیار با ارزشتر از پولی است که از راه دزدی به دست میآورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم