دهه 70 که از نیمه گذشت و دهه 80 که رسید هم گرایش اجتماعی فیلمسازان پررنگتر شد و هم فیلمسازان جدیدی از راه رسیدند. جامعه پس از جنگ و سازندگی ظرفیتهای اجتماعی جدیدی را تجربه میکرد و «شوکران» افخمی محصول همین دوره بود،
کد خبر: ۱۵۸۴۸۷
رسول صدرعاملی که روزی خبرنگار اطلاعات بود و همراه امام در پرواز انقلاب از پاریس به تهران، «دختری با کفشهای کتانی» را ساخت، مضامین اجتماعی حرف اول را میزدند و «زیر پوست شهر» رخشان بنیاعتماد سفری به لایههای درونی آدمهای همین جامعه بود، تا دهه 80 برسد کلی فیلم با مضمون اجتماعی ساخته شده بود. مجید مجیدی داستان «بچههای آسمان» را روایت کرده بود و رسیده بود به «باران» تا بعد «بوتیک» از راه برسد و بعدتر «نفس عمیق» جامعه انگار پوست انداخته بود و سینما هم پابه پایش پیش میرفت، نمیخواست عقب بماند.
از «چهارشنبهسوری»های سال و آدمهایی که صدای ترقه تنهاییشان را به رخ میکشید، جامعه عوض شده بود. دوران فیلمهای حادثهای مثل «افعی» یا فیلمهای عرفانی مثل «نار و نی»، «هامون» و «پری» گذشته بود، زمان چیز دیگری طلب میکرد، «سارا» خوش درخشیده بود؛ اما «میم باید شبیه مادر» میشد تا بفهمیم گاهی میشود بین این همه ابتذال (به معنای پیشپاافتاده فقط) میشود نشست و بخشی از جامعه را دید، اما این دوره هم زیاد طول نکشید، هم پا و همراهش کمدیهایی آمدند که به گیشهها جان ببخشند. فصلهای اکران این سالها را که ورق بزنی، جریان غالب همان کمدی است؛ کمدیهایی که نه بوی «میهمانی مامان» را میدهند و نه نشانی از «اجارهنشینها» و «لیلی با من است» دارند.