با آغاز جنگ ژانر سینمای جنگ هم ضمیمه سینمای انقلاب شد، ژانری که پیش از آن کارگردانهای ایرانی تجربهای در آن نداشتند، جنگ اما با آغازش فیلمسازانش را هم تربیت کرد، از فیلمهای تهییجکنندهای مثل «عقابها» و «کانی مانگا» بگیر تا برسی به «دیدهبان»، «مهاجر»، «پرواز در شب»، «بلمی به سوی ساحل» و ... .
کد خبر: ۱۵۸۴۸۶
از اینجا به بعد بود که سینمای ایران پس از انقلاب خود به خود به دوشاخه تقسیم شد، یک عده همچنان به ساخت فیلمهایی با مضامینی اجتماعی و آزاد روی آوردند و یک عده زوم کردند روی جنگ و سوژههایشان را از دل جنگ بیرون کشیدند. رسول ملاقلیپور، ابراهیم حاتمیکیا و احمدرضا درویش چهرههای شاخص این نسل بودند که تا یک دهه بعد از جنگ هم همچنان به سینمای جنگ وفادار ماندند.
جنگ که تمام شد، حاتمیکیا «از کرخه تا راین» را ساخت و آدمهایش را تا غربت و نشستن کنار رود راین همراهی کرد، بعد دنبال یوسف گشت (بوی پیراهن یوسف) و یکهو حاج کاظم را آورد وسط میدان، حاج کاظم جنگدیدهای که خیلی راحت توانست اسلحه سرباز تازهکار زمان صلح را بگیرد و شروع کند به روایت داستانش. ملاقلیپور اما دغدغههای دیگری داشت، او همراه «هیوا» نامهها را ورق میزد و خاکها را کنار میزد تا قهرمانهایش را پیدا کند، آنهایی که شاید داشتند فراموش میشدند، ملاقلیپور روایتهایش تلختر بود، آنجا که در مزرعه پدری قهرمانهای گمنامش آواره میشدند و از همه طرف گلوله روی سرشان میبارید.