حجتالسلام سیدمحمود دعایی که سالها در عراق اقامت داشت و ازجمله معتمدین و از نزدیکان امام محسوب میشد و در این زمان از طرف ایشان با مقامات عراقی در ارتباط بود، در مورد جریانهایی که منجر به عزیمت امام از عراق به فرانسه شد، میگوید: «رژیم شاه بر مبنای قرارداد الجزیره، به عراقیها فشار میآورد تا جلوی فعالیتهای مبارزاتی امام را بگیرند.
کد خبر: ۱۵۸۴۷۴
مقامات عراقییک روز مرا خواستند و رسما پیامی برای امام به من دادند، مبنی بر این که ما در عین این که به شما احترام میگذاریم، ولی به خاطر روابط با شاه، معذوراتی داریم. از این روی از شما میخواهیم که رعایت شرایط ما را بنمایید. وقتی این پیام را برای امام بردم، امام فرمودند: این آغاز کار است. شما به بعثیها بگو من چنین چیزی را نمیپذیرم. من نمیتوانم ساکت باشم و در ایران کسانی که به من اعتقاد دارند، مبارزه کنند و خون بدهند. اگر ایشان نمیخواهند من این جا باشم، میروم و جای دیگر حرفم را میزنم ... عراقیها بیت حضرت امام را محاصره کردند و چند تن از دوستان امام را دستگیر کردند. امام به عنوان اعتراض به رژیم بعث به خاطر فشارها و اذیتها اعتصاب کردند و از منزل بیرون نمیآمدند. انعکاس این مساله در خارج برای رژیم عراق، قابل تحمل نبود، لذا به ناچار از امام عذرخواهی کردند و به ظاهر حلقه محاصره را برداشتند، ولی در واقع تحت عنوان این که از طرف ایران میخواهند به شما سوء قصد کنند و ما باید از شما حفاظت کنیم، مراقبت و کنترل بیت امام را شدید کردند تا این که یک روز از بغداد، من را خواستند و من رفتم. به من گفتند: مرکز عالی فرماندهی انقلاب تصمیم گرفته است نمایندهای رسمی برای مذاکره با آیتالله خمینی به نجف بفرستد، لذا وقت آن را تعیین کنید. من را خواستند و من رفتم. به من گفتند: مرکز عالی فرماندهی انقلاب تصمیم گرفته است نمایندهای رسمی برای مذاکره با آیتالله خمینی به نجف بفرستد، لذا وقت آن را تعیین کنید. من پیام آنان را به امام عرض کردم. امام هم بعدازظهری را برای مذاکره تعیین کردند. در روز موعود سعدون شاکر که آن وقت رئیس کل تشکیلات امنیت عراق بود، به اتفاق استاندار و رئیس سازمان امنیت و رئیس اوقاف نجف که فارسی میدانست، خدمت امام آمدند. ابتدا با اشاره به من، سوال کردند که ایشان از طرف شما نمایندگی دارد که برای ما پیام شما را میآورد یا خیر؟ امام فرمودند بله. سپس با احترام، ولی درعینحال گفتند: مطابق تحولات جدید در رابطه ما با ایران، قرار بر این است که به مخالفین یک دیگر اجازه فعالیت ندهیم و ما به این تعهد پایبندیم، لذا از شما درخواست میکنیم به فعالیتهای علنی خود علیه شاه ایران خاتمه دهید. امام در پاسخ فرمودند: من دست از فعالیتهای خود برنمیدارم. من نمیتوانم مردم ستمدیده ایران را که زیر ستم شاه هستند. فراموش کنم. (کتاب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی از مهاجرت امام خمینی به پاریس تا پیروزی ناشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی).