چهره بازنده انقلاب‌

37 روز ننگین‌

شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر رژیم محمدرضا پهلوی، در سال 1293 به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه بختیار در مدرسه فرانسوی بیروت سپری شد و سال 1316 برای ادامه تحصیل راهی پاریس گردید. دوران 8 ساله اقامت بختیار در پاریس، تاثیری عمیق بر خلق وخوی او گذاشت. تاثیری که توانست هویت فرانسوی را بر هویت ایرانی او غلبه دهد، تا این ‌که در سال 1318 ش با یک دختر فرانسوی ازدواج کرد.
کد خبر: ۱۵۸۴۷۰

 بختیار، در 1324 بدون همسر و 3 فرزندش به تهران بازگشت و به حضور شاه رفت. از آن پس مدارج ترقی را در ادارات دولتی پیمود و با جبهه‌های سیاسی متمایل به غرب، همکاری کرد. پس از کودتای 28 مرداد، به جرم همکاری با حزب توده دستگیر و 5/2 سال محبوس شد.

بختیار در سال‌های دهه 1340 به پاس خدماتش در جبهه ملی دوم، از مراحم خاص دربار برخوردار گردید و مدیریت تعدادی از شرکت‌های بنیاد پهلوی را بر عهده گرفت. در حالی که روند رو به رشد مخالفت مردم مسلمان با حکومت رژیم پهلوی هر روز شدت می‌یافت، بختیار به عنوان آخرین تیر ترکش شاه، مقام نخست‌وزیری را عهده‌دار گردید. اما او توانست این سمت را تنها 37 روز حفظ کند. او در طول این مدت کوشید تا به کمک  امریکا، رژیم در حال مرگ پهلوی را نجات دهد. وی در این دوران کوتاه به طراحی توطئه‌هایی نیز مبادرت ورزید که طرح انفجار هواپیمای حامل حضرت امام خمینی(ره) در مسیر بازگشت به تهران از آن جمله بود. با سقوط رژیم پهلوی، شاپور بختیار، پس از یک دوره اختفا در تهران، با حمایت دست‌های مرموزی به خارج گریخت و عازم فرانسه شد. بختیار در فرانسه مورد حمایت کامل سرویس‌های اطلاعاتی غرب قرار گرفت و با تغذیه کلان مالی محافل صهیونیستی، نخستین فعالیت‌های توطئه‌گرایانه را علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی آغاز کرد.

شاپور بختیار نزدیک به 12 سال به عملیات خیانت‌بار خود علیه آرمان‌های ملت و استقلال و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران ادامه داد تا این‌که سرانجام در نیمه مرداد 1370 در 77 سالگی در ویلای مسکونیش در حومه پاریس توسط افراد ناشناس به قتل رسید.

نخست‌وزیری 37 روزه بختیار و سپس قرار گرفتن او  در راس گروهی از عناصر ضدانقلاب و تعریف و تمجید‌های دروغین مشتی عوامل چاپلوس و فریبکار، به مرغ طوفان!  نوعی غرور کاذب بخشیده بود و این غرور کاذب همراه با ولنگاری  اخلاقی و بی بند و باری ناشی از فرهنگ غربی، همگی دست به دست هم داده و از او موجودی غرقه در ابتذالات اخلاقی ساخته بود.

بختیار پس از فرار از ایران و در ایام اقامت در پاریس دست به رفتار و کردارهایی کاملا متضاد با خلقیات ایرانی و فرهنگ اسلامی می‌زد. داستان‌های زیادی از میهمانی‌هایی که او به افتخار این و آن ترتیب می‌داد و نحوه رفتارهای زشت وی با فواحش و زنان روسپی سر زبان‌ها بود. بختیار غیر از می‌خوارگی (که در آن افراط می‌کرد) ‌به مواد مخدر نیز معتاد بود. بختیار در دوران نخست‌وزیری هم از این عادت ناپسند دست بر نداشته بود.

شاپور بختیار وقتی به قدرت رسید تمام شعارهایش، ازجمله شعار‌هایی که روزگاری پیرامون حق و حقوق زنان و در نکوهش «صیغه و ازدواج موقت» سر می‌داد را فراموش کرد و برای این‌که زندگی‌اش هیچ چیزی از شاهان و امیران کم نداشته باشد، پیرانه سر به هوس تجدید فراش افتاد و در پاریس و در قلب اروپا با یک دختر جوان ازدواج کرد، او در شرایطی با دختر عمویش ازدواج کرد که کوچکترین فرزندش حدود 50 سال سن داشت. جالب این‌که همسر اول بختیار که فرانسوی بود و 4 فرزندی که از او داشت، هرگز این ازدواج را به رسمیت نشناختند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها