دکترین امنیتی جنگ سرد

سیاست های دفاعی و امنیتی در امریکای لاتین در دوران جنگ سرد تابعی از وضعیت آن دوره و تحت تاثیر تحولات دوران جنگ سرد بویژه پیروزی انقلاب و بحران موشکی کوبا، گسترش نهضت های چریکی ، رقابت امریکا و شوروی در منطقه و بازتابی از امنیت ملی ایالات متحده امریکا بود.
کد خبر: ۱۵۷۹۰۸
در آن موقعیت امریکا با نظامی کردن دولت های منطقه ، امریکای لاتین را به یک قلعه مستحکم برای مقابله با گسترش کمونیست و سوسیالیسم در بلوک غرب تبدیل کرد. براساس دکترین مربوط به دوران جنگ سرد، حکومت های نظامی وظیفه مقابله با نهضت های رو به رشد چپ را به عهده داشتند.

در این نظریه ها دشمن شماره یک گسترش کمونیست و نهضت چپ در منطقه بود. ویژگی ها و مشخصات اصلی این دوران دخالت وسیع نظامیان در حکومت و تاثیرپذیری مستقیم کشورهای منطقه از سیاست های دفاعی ایالات متحده امریکا بود.

فروپاشی شوروی (سابق) و ضعیف شدن نهضت چپ انقلابی و از میان رفتن نهضت های چریکی به دلیل حوادث مربوط به سال های پایانی دهه 90 و همچنین واگذاری قدرت به دولت ها و حکومت های غیرنظامی ، سرآغاز دورانی است که منجر به تغییر سیاست های دفاعی امریکا و به تبع منطقه شد.

در این دوران ، نظامیان بشدت ضعیف می شوند. با از میان رفتن خطر کمونیست و پیروزی لیبرالیسم بر سوسیالیسم تهدیدات خارجی علیه قاره از بین می رود. در این دوران که مصادف با دوران ریاست جمهوری آقای کلینتون است ، امریکا اهداف سیاسی و اقتصادی را در منطقه مورد توجه قرار می دهد.

عناصر جدید در شکل گیری دکترین جدید امنیتی برای امریکای لاتین

در موقعیت پایان عمر حکومت های نظامی در منطقه امریکای لاتین ، عناصر جدید در تنظیم دکترین امنیتی و دفاعی منطقه مورد توجه قرار می گیرد. برقراری و تحکیم دموکراسی ، ارتقای نقش آموزش در تقویت بنیان های دموکراتیک ، توسعه مفاهیم حقوق بشری ، مبارزه با فقر و فحشا، جرایم سازمان یافته ، قاچاق مواد مخدر عناصری هستند که مورد توجه امریکا و رهبران امریکای لاتین قرار می گیرد.

در این مقطع ، امنیت از یک مفهوم پلیسی و نظامی به یک مفهوم اجتماعی و اقتصادی تغییر می یابد. در این دوران طرح منطقه آزاد تجاری نیمکره غربی موسوم به آلکا از سوی امریکا مطرح می شود؛ ولی روی کارآمدن جورج بوش در واشنگتن و تیم نئو محافظه کار آن که بشدت طرفدار امنیتی کردن فضای بین الملل بودند و همچنین طرح برخی از سیاست های تحریک کننده از جمله طرح موشکی سپر دفاعی ، موضعگیری های خصمانه علیه عراق ، ایران و مسیر تحولات در فلسطین و طرح یکجانبه گرایی در مسائل بین المللی ، نشان از این داشت که دورانی در پیش است که برخی مفاهیم و در صدر آنها مفهوم امنیت در سطح جهانی تغییراتی خواهد کرد.

حادثه 11 سپتامبر نقش بسیار موثری در تشدید این روند و یافتن هوادارانی در داخل و خارج امریکا برای این گرایش داشت. کشورهای امریکای لاتین مانند بسیاری از کشورها در حالتی انفعالی تحت تاثیر منفی تحولات ناشی از واقعه 11 سپتامبر قرار گرفتند.

ایالات متحده امریکا به بزرگنمایی خطر تروریسم بین المللی و احتمال رخنه عناصر سازمان های تروریستی بین المللی به کشورهای امریکای لاتین بویژه در کشورهای برزیل ، آرژانتین ، پاراگوئه ، ونزوئلا و کلمبیا به شکل موثری این کشورها را تحت فشار قرار داد.

در 6 ماهه سال 2001 بسیاری از مقامات امنیتی امریکایی به کشورهای واقع در مثلث تروریسم (منطقه فوزدایگاسو) سفر کردند. براساس منابع مطبوعاتی ، در همان زمان مرکز هماهنگی اطلاعاتی امریکا با 3 کشور مذکور در این منطقه در آرژانتین تاسیس شد و رفت و آمد مسلمانان در این منطقه را بشدت تحت کنترل درآورده اند.

به دنبال برنامه تبادل اطلاعاتی میان کشورهای امریکای لاتین و امریکا، ایالات متحده امریکا در طرحی وسیع تر در نظر دارد تا به نحوی برنامه های دفاعی و امنیتی کشورهای منطقه را در جهت اهداف ملی خود که همان مبارزه با تروریسم و کاهش ضربه پذیری از ناحیه امریکای لاتین است ، سازماندهی کند.

برداشت های متفاوت

از مفهوم امنیت در منطقه پس از فروپاشی شوروی در منطقه امریکای لاتین درخصوص مفهوم امنیت ، 2 برداشت کلی مورد توجه قرار گرفت:

1- بی ثباتی سیاسی به عنوان یک مفهوم ضدامنیتی در عدم توسعه شاخص های اجتماعی و اقتصادی ریشه دارد. از این رو کلیه اقدامات امنیتی می باید در جهت ارتقا و بهبود شاخص های اجتماعی و اقتصادی به کار گرفته شود. (دیدگاه کشورهای منطقه)

2- نظام های دموکراتیک در منطقه از سوی تروریسم بین الملل در معرض خطر هستند. (دیدگاه امریکا و کانادا) در واقع دیدگاه کشورهای منطقه تداوم برداشت اجتماعی و اقتصادی از امنیت است و همان طور که گفته شد ریشه در تحولات پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد دارد و دیدگاه دوم صرفا دیدگاهی نظامی و پلیسی است که برای تامین منافع ایالات متحده امریکا ارائه می شود.

نظریه پردازهای نظامی و امنیتی در منطقه با احساس خطر از نظامی شدن فضای منطقه همچنان در استنباطهای خود از مفهوم امنیت بر عناصر اقتصادی و اجتماعی تاکید ویژه دارند. از این دیدگاه آنچه موجب بروز رفتار و هنجارهای خشونت آمیز در جامعه لاتینی و در مواردی منجر به تحولات سیاسی مبتنی بر شورش های مردمی می شود، معضلات اجتماعی ازجمله فقر، فحشا و توسعه بزهکاری های اجتماعی است.

سازمان ملل متحد در گزارشی در سال گذشته اعلام کرد: «به دلیل فقر و اوضاع بد اقتصادی در کشورهای منطقه امریکای لاتین ، افکار عمومی در این کشورها حاضر هستند که دولت های دیکتاتور را بپذیرند.»

این گزارش می افزاید امریکای لاتین به بن بست رسیده است ، چون دولت های دموکراتیک نتوانستند به خواسته های منطقه برای رشد اقتصادی جواب مثبت بدهند. مردم ناامید شرطبندی کرده اند که استبداد بر سر کار خواهد آمد. مروری بر تحولات امریکای لاتین در سال های اولیه قرن بیست و یکم حاکی از تداوم بی ثباتی در این منطقه است.

بحران عظیم اقتصادی آرژانتین که به دنبال خود تحولات سیاسی و اجتماعی را به بار آورد، نمونه ای بزرگ از شکست سیاست های لیبرالیستی در منطقه بود.

بحران های بزرگ مالی و پولی در برزیل نیز منجر به روی کار آمدن حکومت دست چپی آقای لولا شد و به دنبال آن ، دولت های چپ با شعار برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی ظهور کردند.

همین طور برخی رخدادهای سیاسی ازجمله وقوع اولین کودتای قرن در ونزوئلا علیه آقای چاوز که با شکست کودتاچیان روبه رو شد و ناآرامی های سلسله وار در این کشور، بحران سیاسی در بولیوی و سرانجام به قدرت رسیدن مورالس به عنوان رئیس جمهور بومی و مخالفت جناج آریستوکرات سفید با آن ، تداوم بحران های سیاسی در پاراگوئه و اروگوئه و پرو نشان از بی ثباتی سیاسی این منطقه دارد و تمامی ریشه های این تحولات ناشی از محرومیت های اجتماعی است ؛ محرومیت هایی که می تواند انگیزه هر گونه هیجان اجتماعی علیه دولت ها یا موجد شکل گیری سازمان ها و باندهای جنایتکارانه شود.

با فرض این که ثبات سیاسی اولین عامل تضمین کننده یک رشد پایدار در کشورهاست. می توان نگرانی کشورهای منطقه را از تداوم بی ثباتی در کشورهای منطقه درک کرد.

روسای جمهور و نمایندگان 58 کشو در بیانیه پایانی سومین اجلاس کشورهای امریکای جنوبی ، کارائیب و اتحادیه اروپایی (اجلاس گوادخالا مکزیک در سال 2004) موضوع توسعه اقتصادی برای رسیدن به توسعه اجتماعی را مورد توجه قرار دادند.

در این وضعیت که افزایش ناهنجاری های اجتماعی و توسعه جرائم سازمان یافته اولین دغدغه و اولویت کشورهای منطقه در برخورد مفهومی به موضوع امنیت است ، تاکید بر موضوعاتی نظیر ایجاد ارتش و مراکز اطلاعاتی منطقه ای برای مبارزه با تروریسم طرحی جز تقسیم هزینه های تامین امنیت داخلی و خارجی آمریکای شمالی توسط امریکای جنوبی و کارائیب نیست جو حاکم بر اجلاس وزرای دفاع امریکای لاتین در کیتو در سال 2004نشان از آن داشت که امریکای لاتین در تعریف از امنیت ، دیدگاهی متفاوت از امریکای شمالی را انتخاب کرده است انتخاب امریکای لاتین مبتنی بر تامین امنیت از طریق توسعه شاخص های اجتماعی ، اقتصادی است ، این گرایش حتی در میان نظامیان نیز به نحو موثری تاثیر گذارده است ، به طوری که اکنون نظامیان ، شاخص های اجتماعی و تحولات اقتصادی را به عنوان عناصر امنیتی وارد محاسبات و مباحث تئوریک خود کرده اند.

در سمیناری که با عنوان سیاست های دفاعی برزیل در قرن بیست و یکم در سال 2005 برگزار شد ، موضوعات اجتماعی یکی از مباحث عمده ای از مباحث امنیتی و دفاعی را تشکیل داد.


محمدعلی ضیایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها