حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از همه اینها گذشته باز هم که خوب به خودمان و زندگی اطرافمان نگاه میکنیم میبینیم که ای ایادی مشت بر دهان خورده ما که از ازل تا به ابد باید هی توی دهانش مشت بخورد، بد هم برای ما کار نمیکند باور نمیکنید ببینید این بار چه کرده این ایادی مشت بر دهان خورده ما.
از آنجا که فدراسیون فوتبال بالاخره صاحب رئیس شد و رئیساش هم قهرمان ورزش مادر چون دو میدانی است، همه با هم له له میزدیم تا ببینیم که چه کس قرار است مربی تیم ملی شود، به همین خاطر خیلی یواشکی در عین توهمی که زده بودیم رفتم سراغ برخی از گزینههای ممکن تا ببینم دنیا دست کی است و کی راست میگوید و کی دروغ به هم میبافد:
نوکرت فرگوسن
فرگوسن که نیازی به تعریف و تمجید و لید نوشتن ندارد، پس یک راست میرویم سر اصل مطلب.
س: فرگی دوست داری در تیم ما که لژیونر داره هوار تا مربی بشی؟
ج: (در حالی که دور و اطراف را خوب چک میکند که خبر نگار دیگری حاضر بویی از ماجرا نبرد) راستش را بخواهی یک چیزی هم میدهم تا مرا مربی تیم ملی ایران کنند، باور کن، خیلیها در به در دنبال این هستند که مربی تیم ملی ایران شوند، از من بهتر چه کسی هست، خود تو بگو بهتر از من کسی پیدا میشود که بتواند تیم ملی شما را قهرمان جهان کند؟ من آنقدر به ایران و فرهنگش علاقه دارم که حتی ادبیات عامه و ترانههای پاپش را هم حفظ شدهام تازه میدانم توی ماشینم چه نوارهایی باید گوش بدهم و توی خانه با چه نوارهایی حال کنم، اصلا برای این که نشان بدهم عاشق ایران هستم یک روز که با پاسپورت جعلی به ایران آمدم و رفتم سر تمرینات فیروز کریمی تا یک ذره چیز یاد بگیرم، بعد از تمرین یک دفتر 100 برگ نوت برداشتم فکر میکنم به امید خدا با مدیریت قوی که بر فدراسیون حاکم شده راه برای رسیدن من به نیمکت تیم ملی هموارتر شده، بزار یه ترانه واست بخونم داداش تا ما رو بیشتر بشناسی؛ «بهتر از من چه کسی / عاشقتراز من چه کسی».
منو ببخش برای آخرین بار
وقتی شماره لوگزامبورگو را میگیرم و با اولین زنگ همراهش را جواب میدهد و میگوید؛ خیلی چاکریم، کی بیام دبی، فردا خوبه من بلیت اپن دارم دو سره، هیچ مشکلی هم ندارم، اصلا خیلی اشتباه کردم گفتم 11 دستیار میخوام، من آن وقتها در مورد مربیان وطنی شما اطلاعاتی نداشتم و نمیدانستم که میتوانم روی پیروانی (داداش آقاغلام را میگویم اشتباه نشود) حساب کنم، داداش تو رو خدا بذارید بیام ایران مربی بشم، قول میدم، فقط پول کرایه خانه و ایاب و ذهابم را بگیرم، من نمیدانی چقدر پشیمانم که دست بالا گرفتم و الکی کلاس گذاشتم، فکر نکنم تا عمر دارم دیگر بتوانم تو روی خودم در آینه تماشا کنم، سلام مرا به آقای کفاشیان برسانید و از قول من به ایشان بگویید: «مرا ببخش برای آخرین بار».
حرفهایش که تمام میشود میگویم، بابا داش لوکزام من از نسل سوم زنگ زدم یک گپی با هات بزنم که یک هو گوشی را قطع میکند.
من که هستم، شما کجا بودید
مارکو فان باستن حسابی سرش شلوغ است، اما تا شماره ایران روی موبایلش ظاهر میشود جواب میدهد، خودش میگوید که نشسته توی خانه، از جایش هم جم نمیخورد از فدراسیون ایران به او زنگ بزنند، البته دل پری از هموطنهایش دارد و میگوید «نمیدانم چرا همه گیر دادهاید به گولیت، درسته دوست منه، رفیقمه، ولی به درد تیم شما، یکی مثل من میخوره تا بتوانم با کمک علی دایی یک کاری بکنیم که خط حمله ایران به جای کوبیدن توپها به هوا توپها را وارد دروازه کنند، جان تو راست میگم، من خودم از قتی به تیم ملی هلند آمدم یک دو جین فوروارد تیر تربیت کردم، اما الان فقط دارم به ایران فکر میکنم و بس، تازه فیلم بازیهای وحید هاشمیان، آرش برهانی، مهرداد اولادی و خیلیهای دیگر را گرفتهام، اگه این تلفن زنگ بزنه و بگن بیه با سر میآم چرا که نیام، تازه من که اینجا هستم شما کجا هستید.»
خودم، فقط خودم
لوتار ماتئوس یک سرماخوردگی مختصر دارد، اما با این حال حاضر است حدود 4 ساعت در مورد تیم ملی ایران و فدراسیون و بازیکنان تیم و لژیونرها و غیره و غیره صحبت کند، باور نمیکنید خودتان هم میتوانید شماره اش را بگیرید و با او حرف بزنید.
س: میگن با شما صحبتهایی در مورد تیم ملی ایران و مربی گری و اینجور چیزها شده؟
ج: چرا دورغ بگم تا قبر آ آ آ آ.
س: ناقلا سریال داییجون ناپلئون رو چطوری پیدا کردی و دیدی؟
ج: دیگه،لابد عشقی بوده، علاقهای بوده، آدم همین طور الکی که نمیرود روی فرهنگ یک ملت کار کند.
با همه این حر فها ظاهرا قرعه به نام خاویر کلمنته زدند و همه منتظرند تا او برای نهایی کردن قراردادش به ایران بیاید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....