آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حالا اینهمه ما، ما،... و داد و بیداد از کجا آب میخوره. خانم اردکه که تو حیاط خونه مش حسن مشغول آبتنی بود، چشمش به یه آقایی میافته، قد کوتاه که از چاقی زیاد یکی از دکمههای کتش، هی باز میشد و اون آقاهه همینطوری که داشت تندتند با مش حسن حرف میزد، با دستهای گندهاش، باز دکمه رو میبست. خانم اردکه شمرد. میگه 17 بار این آقای قد کوتاه چاق که کلاهی شبیه قایق کاغذیهای کوچولو که بچهها درست میکنن، سرش بود، دکمهاش باز و بسته شد. تازه میگه یه ماشین غول تشن داره که انگار عقبش هیزم روشن کرده بود، چون یهریز، ازش سیاهی و دود، بالا میاومد.
از همه مهمتر خانم اردکه برای گاوهای مش حسن خبر بدی آورده بود، شنیده بود که مش حسن میخواد گاوهاشو به این آقاهه چاق و قد کوتاه بفروشه، غصهدارتر این که آقاهه میخواد از پوست گاوها، مبلهای چرمی رنگ وارنگ درست کنه و بفروشه به مردم شهر.
گاوها وقتی خبر خانم اردکهرو شنیدند، اینقدر غصه خوردند که حتی یکی دو تا شون، شیرشون خشکید. آخه اونها مش حسن رو خیلی دوست داشتن، مخصوصا دختر مهربونش رو، اما همه میدونستن که مش حسن مجبوره اونها رو بفروشه چون به پولش نیاز داره و میخواد دخترش سروناز خانم رو بفرسته دانشگاه شهر، چون سروناز عاشق این بود که دامپزشک بشه و سر از درد و بیماری حیوونهای باباش در بیاره.
یکی دو روزی به همین وضع ناراحتی و غم گذشت، هم برای مش حسن، هم برای گاوهای مهربونش، اما آقا خروسه، فکری به سرش زد، با گاوها در میون گذاشت و همه امیدوار شدند و از این ترس و بیرمقی در اومدند.
فردای اون روز گاوهای ماده تا میتونستن علف تازه خوردن تا که شیرشون زیاد بشه، گاوهای نر هم تمام مزرعه رو زیر و رو کردن و حسابی شخم زدن، خانم مرغها و آقا خروسه هم دون پاشیدن و همه به هم کمک کردن.
مش حسن که دید، شیر گاوها اینقدر زیاد شده که با فروش اونها میتونه پول خوبی در بیاره و گاوها اینقدر فعال شدند که تا چند وقت دیگه میتونه از مزرعه محصول خوبی به دست بیاره، خدارو شکر کرد از داشتن حیوونهای به این مهربونی و به خودش قول داد که هرگز اونهارو نفروشه، چون اونها باعث برکت خودش و سروناز خانم هستند.
حیوونها هم که دستهای رو به آسمون مش حسن رو وقت دعا دیدند و صداشو شنیدند، غم دلاشون آزاد شد و از سر پچپچشون موجی از ما، ما،... رو تو مزرعه راه انداخت.
نرجس ندیمی دانش
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....