دکتر بیژن ذوالفقارنسب ، یکی از مربیان متین و تحصیلکرده فوتبال ما به شمار می آید که همواره در آرامش ، کارش را پیش برده و از او و تیم متبوعش با احترام یاد می شود.
کد خبر: ۱۵۷۳۱۶
امسال و پس از مدت کوتاهی که ذوالفقارنسب هدایت تیمی را به عهده نداشت ، به ذوب آهن پیوست تا این تیم را از بحران خارج سازد. با او درباره ذوب آهن و فوتبال ملی به گفتگو نشستیم که می خوانید.
چرا از برق شیراز جدا شدید؟
حقیقت قضیه این بود که تصمیم گرفته بودم در شهرستان کار نکنم. به هر حال به دلیل بعد مسافت ، رفت و آمد به تهران برایم مشکل بود و دوری از خانواده اذیتم می کرد و از این لحاظ خسته شده بودم. هر چند مسوولان باشگاه برق شیراز علاقه مند به ادامه همکاری بودند، اما در نهایت ترجیح دادم که در شیراز فعالیت نکنم.
چه شد که به ذوب آهن اصفهان پیوستید؟
در آغاز فصل دو، سه پیشنهاد از سوی تیم های شهرستانی داشتم اما شرایط همکاری با آنها مهیا نشد تا این که اواسط فصل ، ذوب آهن به من پیشنهاد داد و با بررسی جمیع شرایط، همکاری را با آنها آغاز کردم. به هر حال اصفهان از شیراز نزدیک تر بود و صد البته امکانات ورزشی اصفهان به مراتب بهتر از شیراز.
مهمترین چالش پیش روی شما در آغاز همکاری با ذوب آهن چه بود؟
در آن زمان که هدایت تیم به من واگذار شد، ذوب آهن در انتهای جدول قرار داشت و نتیجه نگرفتن تیم شرایط بدی را ایجاد کرده بود. اولین کاری که انجام دادم ، ایجاد جو صمیمی و صادقانه بین اعضای تیم و مهیا کردن محیطی بدون تنش برای ادامه کار بود. به هر حال ذوب آهن به عنوان یک باشگاه قدیمی و باسابقه ، امکانات استاندارد و خوبی دارد و به لحاظ فرهنگی نیز از شرایط خوبی برخوردار است.
دلیل به بن بست رسیدن جورجوویچ را چه می دانید؟
بخش عمده ای از آن به شناخت نداشتن او از شرایط فوتبال ایران و وضعیت روحی و روانی حاکم بر تیم برمی گشت. تصور می کنم به اندازه کافی به او فرصت داده شد، اما او نتوانست خود را با وضعیت موجود تطبیق بدهد.
آیا موفق نشدنش را باید صرفا در جوانگرایی مورد نظر او جستجو کرد؟
جوانگرایی بسیار خوب و پسندیده است و البته ظاهر پسندیده ای هم دارد. ولی چنانچه براساس منطق ، برنامه و شناخت کامل نباشد، می تواند ویرانگر هم باشد. جورجوویچ درباره جوانگرایی دچار افراطی گری شد تا جایی که نه تنها بازیکنان باتجربه و موثر تیم را کنار گذاشت که حتی بازیکنان 24 ساله تیم هم از گزند تفکرات اشتباه او در امان نماندند. این نوع تفکرات افراطی در فوتبال حرفه ای دنیا مردود است.
و صرف نتیجه نگرفتن باعث جدایی او شد.
ببینید یک بخشی از فوتبال نتیجه است ، ولی من بیشتر از هر چیزی ، معتقد به داشتن برنامه هستم. اگر در برنامه همه چیز را تفکیک کنیم یک بخش آن هم نتیجه است. در کنار نتیجه باید منطق ، فرصت و امکانات هم باشد و اصولا در کسب نتیجه فاکتورهای زیادی می تواند دخیل باشد.
جایگاه ذوب آهن را کجا می بینید؟
باشگاه ذوب آهن با توجه به امکاناتی که دارد، می تواند بین 6 تیم بالای جدول باشد و با توجه به نتایج ابتدای فصل باید بتوانیم در میانه های جدول ؛ جایگاه خوبی را کسب کنیم.
در جام حذفی هم که حذف شدید؟
یک باخت آبرومندانه مقابل استقلال داشتیم ، آن هم باخت در ضربات پنالتی که موفقیت در آن پنجاه پنجاه است. گرچه قبول دارم که بازیکنان ذوب آهن پنالتی ها را بد زدند.
چرا شما را به ارائه فوتبال دفاعی متهم می کنند؟
به دلیل این که شناخت کافی از من و تفکراتم ندارند. اولین باری که من متهم به ارائه فوتبال دفاعی شدم ، زمانی بود که با سایپا قهرمان ایران شدم (سال 73). در آن سال ، بهترین خط حمله و خط دفاعی را داشتیم و بهترین گلزن هم از تیم ما بود. شاید چون در آن سال ، استقلال و پرسپولیس قهرمان نشدند، این موضوع به وجود آمد.
آقای ذوالفقارنسب با آن ظاهر آرام و متین عصبانی هم می شود؟
چرا نباید بشود؟! این هم از بدشانسی من است و چون آدمی درونگرا هستم ، خیلی تظاهر به عصبی بودن نمی کنم. معتقدم مربیان عصبانی و پرخاشگر اغلب زود قضاوت می کنند و باید کمی مراقب رفتارهایشان باشند.
شما در جلسه هم اندیشی هیات رئیسه فدراسیون فوتبال به همراه دیگر مربیان اسبق تیم ملی فوتبال حضور داشتید. ولی گویا جلسه مذکور بیشتر حالت نمادین داشت!
این را باید از مسوولان پرسید که جلسه را برپا کردند. واقعا جلسه خوب و خوشبینانه ای بود و فکر نمی کردم چنین فرجامی داشته باشد. درآن جلسه ، تمامی حاضران حرف هایشان را زدند. در آن جلسه موضع من این بود که باید به اساسنامه ای که 10 ماه روی آن کار شده احترام بگذاریم ، آن هم اساسنامه ای که به تایید دولت ایران و فیفا رسیده بود. در اساسنامه آمده است که انتخاب مربی باید با نظر کمیته فنی یا سازمان تیم های ملی باشد، فدراسیون فوتبال باید در درجه اول این کمیته را تشکیل بدهد و اعضای این کمیته نیز باید صاحب تخصص و اختیار و صلاحیت باشند. بنابراین کمیته مربی را پیشنهاد می دهد و به تایید رئیس فدراسیون می رسد.
نظر شما در مورد انتخاب مربی تیم ملی در مقطع کنونی چیست؟
برای این مقطع زمانی که مدت کوتاهی تا شروع بازی های مقدماتی مانده ، مربی ایرانی بیشتر به کار می آید. ولی برای درازمدت ما به مربیان طراز اول و خوب خارجی نیاز داریم.
یکی از مشکلاتی که در راه انتخاب مربی ایرانی وجود دارد، این است که بین مربیان داخلی فرد واجد شرایطی نیست که مورد اعتماد قاطبه جامعه فوتبال باشد و هر نفری که انتخاب شود، موافقان و مخالفان زیادی خواهد داشت ، با این مساله موافقید؟
درست است مساله را قبول دارم. این موضوع هم می تواند خوب باشد و هم بد. ولی اگر به همین نفرات حال حاضر هم اعتماد و از آنها حمایت کنیم آنها می توانند رشد کنند و در درازمدت به مربی تاثیرگذار تبدیل شوند.
چرا مربیان ایرانی نظر مثبت و مساعدی روی استخدام مربی خارجی ندارند؟
چون مربیان خارجی که تا به حال به ایران آمده اند، از نظر فنی تفاوت زیادی با مربیان داخلی نداشته اند و فدراسیون فوتبال نتوانسته یک مربی باکلاس و شناخته شده را به ایران بیاورد. تومیسلاوایوویچ ، شاخص ترین فردی بود که به ایران آمد، اما نتوانستند از دانش او بخوبی استفاده کنند. مربیان خارجی که قبل و بعد از او به ایران آمدند بیشترشان مربیان درجه دو و سه اروپایی بودند.
یکی از ایرادهایی که به مربیان ایرانی گرفته می شود، این است که هر کدامشان برای تیم ملی برگزیده شوند، لژیونرهای تیم به طور کامل از او حرف شنوی ندارند...
این هم یکی از ضعف های فوتبال ماست به هر حال فوتبال آسیا، فوتبال عقب مانده ای است و می توان این مشکل را فراگیر و در کل قاره کهن دانست. سال های زیادی ، بیشتر کشورهای مطرح آسیایی از عربستان و امارات و قطر تا چین و کره و ژاپن همگی از مربیان خارجی استفاده کرده اند. چون دانش اروپایی ها در این زمینه بیشتر است و قطعا بازیکنان بزرگتر و معروف تر تعامل و تفاهم بیشتری با آنان دارند. البته فرق ما با کشورهایی مثل کره جنوبی این است که آنها می روند و مربیان درجه یک هلندی مثل ادوکات یا هیدینگ را می آورند ولی ما از مربیان ارزان قیمت استفاده می کنیم.
نظرتان درباره گزینه هایی که اخیرا مطرح شده چیست؟ نفراتی مثل دل بوسکه ، دشان ، کلمنته و کریستف دام؟
هر کدام از این نفرات که انتخاب شوند، مربیان صاحب سبک و شناخته شده ای هستند. کسانی هستند که به فکر کارنامه کاری خودشان هستند و برای کار به ایران می آیند نه برای درآمدزایی! چرا که بیشتر مربیان که به کشور ما آمدند، ایران سکوی پرتابی برای پیشرفتشان بوده است.