جنایت پیجری صهیونیست‌ها و افق روشن پیروزی مقاومت

در دومین سالگرد فاجعه عظیم و جنایت بزرگ رژیم‌صهیونیستی در انفجار پیجر‌ها که در لبنان در عصر روز ۲۷ شهریور، ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر، به دستور نتانیاهو رقم خورد و بیش از ۳۰۰۰ مجروح و حدود ۴۰ شهید در جامعه لبنان بر جای گذاشت، باید گفت که بدون شک، این تعداد مجروح و شهید که در یک لحظه اتفاق افتاد، فشار زیادی بر جامعه لبنان وارد می‌کرد.
کد خبر: ۱۵۶۷۱۷۸
نویسنده مجتبی امانی - سفیر سابق ایران در لبنان

جنایت پیجری صهیونیست‌ها و افق روشن پیروزی مقاومت

 

تصور نتانیاهو این بود که این ضربه باعث تسلیم حزب‌الله خواهد شد. قدرت رژیم‌صهیونیستی در به‌کارگیری و راه‌اندازی و استفاده از این ابزار‌های انفجاری و الکترونیکی، مربوط به ماهیت تروریستی این رژیم است. البته این رژیم علاوه بر این توانایی، از به‌کارگیری هر روش غیرانسانی نیز هیچ ابایی ندارد و هیچ‌گونه بازخواست بین‌المللی هم از آن صورت نمی‌گیرد؛ بنابراین با خیال راحت این جنایت عظیم را که شاید بتوان آن را یکی از بزرگ‌ترین جنایات جنگی تلقی کرد، مرتکب شد.
رژیم‌صهیونیستی براساس مجموعه‌ای از اشتباهات کلی و جزئی به این نتیجه رسید که چنین فاجعه بزرگی را رقم بزند. اشتباه کلی این رژیم آن بود که تصور می‌کرد با این حجم از مجروحان و شهدا، حزب‌الله تسلیم خواهد شد. این نیز در سلسله‌اشتباهاتی قرار می‌گیرد که نتانیاهو در مسیری که از سه سال پیش انتخاب کرده و آن را به جنگ علیه همه منطقه تبدیل کرده، مرتکب شده است.
اما در سطح اشتباهات جزئی، مسأله استفاده از انفجار‌ها در زمان نامناسب بود؛ اقدامی که حتی به‌صورت جزئی نیز دستاورد مورد نظر رژیم‌صهیونیستی را محقق نکرد. اگر این رژیم چنین اقدامی را در جریان درگیری زمینی یا پس از شهادت شهید سیدحسن نصرالله انجام می‌داد، شاید می‌توانست تا حدودی بر قدرت حزب‌الله تأثیر بگذارد، اما این رژیم براساس محاسبات اشتباه خود و با این تصور که انفجار‌های پیجر‌ها به‌خودی‌خود موجب سقوط حزب‌الله خواهد شد، این اقدام را انجام داد.
در کنار آثاری که خود نتانیاهو و مجموعه رهبران جنایتکار رژیم‌صهیونیستی تصور می‌کردند، گمان آنها این بود که بیش از ۳۰۰۰ مجروح که به زعم آنها همه اعضای حزب‌الله بودند، به‌دلیل این‌که آثار جراحت ناشی از انفجار پیجر در چشم‌ها، صورت و دست‌ها کاملا واضح است، در جامعه لبنان با نگاه متفاوت و طردکننده مواجه خواهند شد.
این برداشت بسیار خامی بود که نتانیاهو نیز آن را به زبان آورد. تصور آنها این بود که هزاران نفر از اعضای حزب‌الله را برای سالیان دراز نشان‌دار کرده‌اند تا مردم به آنها توجه نکنند، به آنها کار ندهند و از اجتماع طردشان کنند.
اما این پیش‌بینی‌شان کاملا برعکس عمل کرد. مردم لبنان و تحولات بعدی نشان دادند که جامعه لبنان و همچنین جامعه ایران نسبت به مجروحان و شهدای پیجر احترام فوق‌العاده‌ای قائل هستند.
تعبیر شهید سید‌حسن نصرالله پس از حادثه پیجر، که مشخص بود این حادثه قلب ایشان را به درد آورده و بسیار متأثرشان کرده، این بود که جانبازان پیجر و شهدای پیجر به حضرت عباس (ع) تأسی کرده‌اند؛ چراکه از ناحیه چشم و دست مجروح شده‌اند. این تعبیر توانست عاطفه و همدلی عجیبی در جامعه لبنان نسبت به این افراد ایجاد کند و آنها امروز به‌عنوان یکی از ارزشمندترین گروه‌های مجروحان این حادثه تلقی می‌شوند. این تعبیر سید شهید درباره آنها نیز به کلامی ماندگار تبدیل شد.
جمهوری اسلامی ایران نیز از همان ابتدای فاجعه پیجر تلاش فوق‌العاده‌ای کرد تا بخشی از اقدامات درمانی و رسیدگی به امور مجروحان را برعهده بگیرد. حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ مجروح در همان روز‌های اولیه حادثه به ایران منتقل شدند و تعداد زیادی از پزشکان ایرانی نیز به‌صورت داوطلبانه به لبنان رفتند. پزشکان ایرانی در تخصص‌های چشم و ارتوپدی توانستند خدمات ویژه‌ای به این مجروحان ارائه کنند.
در واقع، یکی از برکات حادثه این بود که جامعه پزشکی دو کشور بیش از هر زمان دیگری ارتباطات عمیقی با یکدیگر برقرار کردند.
انفجار پیجر‌ها و دیگر جنایاتی که رژیم‌صهیونیستی در طول این مدت مرتکب شده، عواملی هستند که کمک کرده جبهه حق و باطل به‌صورت کاملا شفاف و آشکار از یکدیگر جدا شوند و تشخیص این‌که کدام جبهه حق و کدام باطل است، دیگر دشوار نباشد و کسی در این زمینه دچار شک و تردید نشود.
آنچه رهبر شهید ما در ابتدای عملیات، پس از عملیات طوفان‌الاقصی و حملات وحشیانه رژیم‌صهیونیستی به غزه گفتند، این بود که این نبرد، نبرد حق است. با ادامه این جنایات نیز جبهه حق و باطل کاملا مشخص می‌شود.
ما در این رابطه شاهد سکوت مجامع بین‌المللی در مواجهه با این جنایات هستیم. آنها نیز نتوانستند در کنار طرف حق بایستند و ما واکنش چندانی از سوی این مجامع شاهد نبودیم.
اگر حتی یک‌هزارم این جنایت‌ها توسط هر کشور دیگری که در دایره سیاست‌های آمریکایی حرکت نمی‌کرد، اتفاق می‌افتاد، قطعا با مجازات‌های متعدد و حتی حملات نظامی مواجه می‌شد؛ همان‌گونه که در حمله آمریکا به عراق شاهد بودیم، این حمله تنها با بهانه و احتمال داشتن سلاح‌های کشتارجمعی انجام شد و بعدا نیز مشخص شد که آن ادعا‌ها نادرست بوده است.
در پایان می‌توان گفت دشمن صهیونیستی و آمریکایی‌ها و ترامپ و نتانیاهو به این مسأله پی برده‌اند که جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در مسیر پیروزی قرار گرفته‌اند؛ همچنان که آنها، به‌خصوص رژیم‌صهیونیستی در مسیر سقوط و نابودی قرار گرفته‌اند.
تمام این تلاش‌ها و به‌کارگیری ابزار‌های مختلف و استفاده از حداکثر توان برای ضربه زدن به ایران و محور مقاومت، ازجمله به شهادت رساندن رهبر شهید، فرماندهان و دانشمندان هسته‌ای در ایران، فاجعه پیجرها، شهادت جناب سید‌حسن نصرالله و جناب سید‌هاشم صفی‌الدین و فرماندهان لبنانی، همگی تلاش‌های مأیوسانه‌ای برای خارج کردن جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت از این مسیر هستند؛ موضوعی که کاملا آشکار است. جهان اکنون به جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت با چشم افتخار و احترام نگاه می‌کند؛ چراکه افقی که پیش روی جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت قرار دارد، هر روز بیش از پیش آشکار می‌شود و این جنایات نیز این افق را بسیار روشن‌تر کرده است.
این افق، افق پیروزی است؛ افقی که دشمن صهیونیستی و آمریکا به‌هیچ‌وجه تحمل دیدن آن را ندارند، همچنان که توان مقابله با آن را نیز از دست داده‌اند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها