به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از سال ۱۴۰۱ و با گزارش مرگ مردی در جریان تیراندازی با پلیس آغاز شد. تیم جنایی با حضور در محل با جسد مرد جوانی روبهرو شدند که با سه گلوله به پاها و پهلویش جان باخته بود . بررسیها نشان داد، این مرد با ساتور به خانه برادرش آمده و با شکایت صاحبخانه، ماموران به آنجا آمده بودند. مامور تیرانداز در تحقیقات گفت: صاحبخانه گفته بود، برادرش اعضای خانوادهاش را به گروگان گرفته و ما با دستور قضایی وارد شدیم اما مرد مهاجم با قمه و چاقو به سمت ما حمله کرد و مجبور به تیراندازی شدیم. با تکمیل تحقیقات، عمل متهم قتل عمدی تشخیص داده شد اما اولیای دم قبل از محاکمه رضایت خود را اعلام کردند.
به این ترتیب دیروز متهم در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت. در این جلسه مادر مقتول حضور نداشت اما پیش از این در دادسرا رضایت خود را اعلام کرده بود. همسر مقتول هم در این جلسه گفت: باتوجه به اینکه اولیای دم تقاضا و مطالبه دیه کرده اند، تقاضای سهمالارث خود را دارم و تاکنون دیهای به ما پرداخت نشده است.
سپس متهم در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: روز حادثه من سراکیپ گشت خودرویی کلانتری بودم. حدود ساعت ۱۱ رفتم صورتجلسه را تحویل دهم که تلفن مرفوک زنگ خورد. گشت واحد موتوری بود و خبر داد مردی داخل خانه رفته و با قفل کردن در، آنجا را آتش زده است. گفتم با آتشنشانی تماس بگیرید و بعد موضوع را به رئیس کلانتری اطلاع دادم که گفت سریع خودت را برسان. وقتی به آنجا رسیدم، آتشنشانان شعلههای آتش را خاموش کرده بودند. برادر مرد آتشافروز سراغ من آمد و گفت؛ برادرم شیشه مصرف میکند و تحتتاثیر آن توهم زده و خانه را آتش زده است. اینجا هم خانه مادرمان بود که آتش زد. چند روز قبل هم مرا با ساتور زد. همین لحظه یکی دیگر از ساکنان ساختمان سراغم آمد و خواست با همسرش صحبت کنم. همسرش تعریف کرد که مرد شیشهای در خانهشان را شکسته و با ساتور وارد آنجا شده و باعث وحشتش شده است.
مامور پلیس ادامه داد: صحنه را تحویل داده و از برادر متهم خواستم با صورتجلسه به دادستانی برود، نامه بگیرد و برادرش را به کمپ انتقال دهد. حدود ساعت ۱۳ و ۳۰ دقیقه بود که سرقت لوازم داخل خودرو در حوزه من اعلام شد و خودم را به آنجا رساندم. دیدم شاکی آشناست که با معرفی خودش، فهمیدم برادر مرد آتشافروز است. ادعا کرد برادرش این بار زن و بچه او را در داخل خانه با ساتور گروگان گرفته و جانشان در خطر است.
رئیس دادگاه گفت: اما زن و بچه اش آنموقع در خانه نبودند که متهم پاسخ داد: وقتی بالا رفتم در خانه سالم بود و اصلا دقت نکردم شاکی گفته بود در را برادرش شکسته است. فکر میکردم زن و بچه شاکی در خانه هستند. شاکی در را باز کرد و از محل گریخت. متهم را دیدم که با ساتور روی زمین نشسته بود. چوب بزرگی کنارش بود که آن را سمت من پرت کرد و به چارچوب در خورد. بعد به سمتم حمله کرد که در را بستم اما او فحاشی میکرد. با رئیس کلانتری صحبت کردم گفت بگو واحد کمکی بیاید که چند دقیقه بعد واحد موتوری آمد.
رئیس دادگاه پرسید: برای ورود به خانه دستور قضایی داشتید؟ متهم پاسخ داد: بله ساعت ۴ بود که با قاضی کشیک تماس گرفتم و گفتم فردی که امروز قبل از ظهر خانه مادرش را آتش زده بود، الان زن و بچه برادرش را به گروگان گرفته است. قاضی هم دستور ورود به خانه را داد. ابتدا مقابل در با او صحبت کردم اما راضی نشد تسلیم شود. تهدید میکرد اگر کسی داخل بیاید، او را و افراد داخل خانه را میکشد. در را شکستیم و اول من وارد شدم. چند بار بشقاب و ساتور سمتم پرت کرد. من هم اول تیر مشقی و بعد تیر اخطار شلیک کردم. بعد اسلحهام گیر کرد. او سمتم آمد که بقیه شلیک کردند. من هم اسلحه یکی از همکاران را گرفتم و به سمتش شلیک کردم.
رئیس دادگاه: به کدام قسمت بدنش شلیک کردی؟
متهم: به هر دو پایش. اول به ساق پایش زدم اما همچنان به سمت ما حمله میکرد و تیر دوم را به زانویش زدم.
رئیس دادگاه: چه کسی به پهلویش شلیک کرد؟
متهم: خبر ندارم. من فقط به پایش شلیک کردم. بعد از من هم دیگر کسی شلیک نکرد.
در پایان هم نماینده حقوقی فراجا گفت: دیه سال ۱۴۰۱ با هماهنگی اولیای دم به حساب دادگستری واریز شد و آنها رضایت خود را اعلام کردند. آن زمان مامور پلیس یک سال خدمت بود و در این چهار سال هیچ مشکل دیگری رخ نداده است.
پس از دفاعیات متهم و نماینده حقوقی پلیس، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.