هر میزان سوختی که از شبکه رسمی خارج و به شکل قاچاق یا انحراف مصرف شود، در عمل فشار بیشتری بر منابع کشور وارد میکند و نیاز به واردات را افزایش میدهد.
نکته مهم این است که مقابله با قاچاق سوخت نباید صرفا با روشهای سنتی انجام شود. امروز فناوری این امکان را فراهم کرده است که مصرف سوخت خودروها به شکل دقیق و برخط رصد شود؛ اینکه یک خودرو کجا حرکت کرده، چه میزان مسافت پیموده و در چه نقطهای سوختگیری کرده است. استفاده از سامانههای هوشمند و تجهیزات ردیابی میتواند این زنجیره را شفاف کند. وقتی میزان سوختگیری یک خودرو با میزان پیمایش آن قابل تطبیق باشد، امکان فروش سهمیه، انتقال غیرقانونی سوخت یا ثبت مصرف غیرواقعی به میزان قابل توجهی کاهش مییابد. البته قاچاق تنها مشکل حوزه سوخت نیست. بخشی از ناترازی به خودروهای پرمصرف و فرسوده بازمیگردد. نمیتوان از مردم انتظار داشت که بدون حمایت مالی، خودروهای قدیمی خود را با خودروهای کممصرف جایگزین کنند. نوسازی ناوگان باید با تسهیلات و مشوقهای واقعی همراه باشد. همچنین بخشی از تقاضای مصرف بنزین در شهرهایی مانند تهران برای استفاده صنایع است که باید مدیریت شود. از سوی دیگر از بنزین محصولاتی تولید میشود که باید میزان استفاده از آنها نیز مشخص باشد که به این موضوع انحراف میگویند. از سوی دیگر، توسعه خودروهای هیبریدی و برقی نیز باید جدیتر دنبال شود. ایجاد زیرساخت شارژ در سراسر کشور، بهویژه در مناطقی که مصرف سوخت و انحراف آن بالاست، میتواند بهتدریج بخشی از تقاضای بنزین را از شبکه خارج کند.نکته مهم دیگر، تمرکز بر گازوئیل است. اگرچه در افکار عمومی قاچاق بنزین بیشتر دیده میشود، بخش قابل توجهی از مسأله قاچاق سوخت به گازوئیل مربوط است. بنابراین سیاست مقابله با قاچاق نباید فقط بر بنزین متمرکز باشد و باید زنجیره توزیع همه فرآوردههای نفتی را دربرگیرد. راهحل پایدار، ترکیبی از فناوری، اصلاح خودروها، نوسازی ناوگان و اصلاح الگوی مصرف است. با سامانههای هوشمند میتوان مسیر سوخت را شفاف کرد و با اصلاح ناوگان میتوان مصرف را کاهش داد. اگر این دو مسیر همزمان دنبال شوند، هم قاچاق محدود میشود و هم فشار بر منابع کشور برای تأمین سوخت کاهش خواهد یافت.