استخر مانند دو فیلم «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» طنزی تلخ با مضمونی فلسفی است. همان طنز همیشگی صحت؛ گاهی کمی لوس و گاهی جدی در باب معنای زندگی و مرگ.
یک درام کمدی با امضای کارگردان، دور از ابتذال و کلیشههای کمدیهای مرسوم؛ بنابراین انتظار قهقهه و خنده توقع بیجایی است.
در عوض باید اجازه داد روایت به ما لبخند بزند تا یادآور گردد زندگی ارزشمندتر از آن است که جدی گرفته شود و یادمان باشد ما مسافران سفری کوتاهیم و عاقلانهترین کار لذتبردن از طول مسیر است فارغ از هر اتفاقی. فیلم در سکانس آغازین با گفتوگوی پدر و پسر شروع و در سکانس پایانی با شنای پدر و پسر تمام میشود. یکی از شوخیهای بامزه فیلم با سیگار است. موتیف تکرارشوندهای که شاید نمایش بیش از حد آن کمی بحثبرانگیز است.
صحنه نمایش شعبده و بیرونآوردن سیگار از پشت گوش و دیالوگ معنادار پدر که میگوید «چرا خودم متوجه نشدم» در زیر متن اشاره دارد به اینکه ما آدمها متوجه داشتههایمان نیسیتم با اینکه بسیار به ما نزدیکند. کشیدن سیگار خیالی با دود واقعی اشارهای به تاثیرات باورهای ذهنی است که وقتی عمیقا به آن فکر میکنیم اتفاق میافتد. یا در صحنه پنالتی فوتبال پدر اشاره دارد که «فقط دو ثانیه طول کشید» و پسر در جواب میگوید: «زندگی همین دوثانیههاست». شاید در نگاه اول دو ثانیه اغراقآمیز باشد، اما در زندگی واقعی ممکن است بروز حادثهای سرنوشتساز را رقم بزند.
شوخی دیگری که در طول داستان تکرار میشود پیشبینیهایی است که مدام غلط از آب در میآیند تا به ما ثابت کند
حقیقت همیشه آن چیزی نیست که ما تصور میکنیم. زندگی پر از حوادث غافلگیرکننده است. اتومبیل قرمزرنگ در حال تردد در تونل نگاهی بر گذر زمان دارد که البته بعضی معتقدند بود و نبود این صحنهها بر روند قصه تاثیری ندارد. اما از طرفی در سینمای پستمدرن وجود منطق ضروری نیست و بیشتر ذهنیت کارگردان اهمیت دارد و برداشت آزاد مخاطب از این دنیای پیچیده. یکی از نکات قابل توجه فیلم کمرنگ بودن نقش زنان است که شاید نقدی بر نظام مردسالارانه جامعه باشد، اما بااینحال همین اندازه از حضور، قدرتمند و تعیینکننده نشان میدهد. اساسا محور داستان بر طغیان زن و تا پایان بر پایه تصمیمگیریهای او استوار است. حضور کوتاه بیژن بنفشهخواه و پانتهآ پناهیها نماد لحظههایی از زندگی است که در عین کوتاه بودن فرصتی برای احیای معنای زندگی شادی و امید است.
دنیای استخر از ابتدا تا پایان با خوانشی دوگانه همراه است که میتواند تخیلی فانتزی یا واقعیتی محض باشد و شاید فاقد ساختاری منسجم. اما در هر صورت نمیتوان بازی زیبای امین حیایی و علیرضا خمسه را نادیده گرفت. موسیقی کریستف رضاعی که خود یکی از شخصیتهای فیلم است حسوحال تکتک صحنهها را انتقال میدهد تا مخاطب احساس نزدیکی بیشتری با قهرمانان داشته باشد. حس زیباییشناسی کارگردان و بهرهگیری از نور رنگ، طبیعت طراحی صحنه و لباس و چهرهپردازی خوب و خلق قابهای زیبا استخری را میسازد که ارزش یکبار شناکردن را دارد. استخر را قضاوت نکنیم بیآنکه تن به آب زده باشیم.
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران